سلام اقا سینا.ممنون از لطفت خیلی بهم لطف داشتی.خجالت زدم کردی.من ترجیح میدم دیگه راجب این خانم چیزی نگم و شما هم فکر نکنی مطمئن باش خود دختر خانم هم شما رو نپسندیده ..من خودم گله دارم.. میگم اگه از اقایی بنا به هر دلیلی خوششون نیومد صراحتا بگن یا نهایتش لطف کنند بگند که مثلا ما فکر می کنیم نمیتونیم زوج خوشبختی برای هم باشیم و لطفا پی دلیل و اینا نباشید براتون ارزوی خوشبختی دارم تمام.تا ما فرق بین ناز کردن و جواب منفی واقعی رو بدونیم.الان رفتارو برخورد این خانم و خانوادش و از همه مهم تر نحوه ی اشنایی و خواستگاری و این و میگه ایشون ناز نمی کنند و جوابشون منفی هست و شما هم تلاشتون رو کردید مگه بخواد چه اتفاق خاصی بیفته.
حالا شما میگید یه ماه دیگه پدرتون بازم یه تلاشی بکنند..باشه بد نیست.. لااقل ته دلت میگی تمام تلاشمو کردم.ولی سعی کن اصلا بهش فکر نکنی و... و که باز دوباره یه ماه بعد طوری باشه انگار مثل الان جواب رد شنیدی و.. دیگه اگه اون موقع هم نه بود تمام تمام و شما راحت و سریع کنار بیای.
اقا سینا من حس کردم این که گفتی جز لبخند شما رو نشناخته و.. شاید خواستی بگی اگه شما میشناخت و مثلا میدید نه شما دنیا رو یه طور دیگه میبین و.. شاید نظرش عوض میشد میخوام بگم سعی کن اصلا این طوری فکر نکنی.شما باید جایی شخصیتت رو رو کنی که اول طرف همین ظاهر قضیه شما از خودت و خانواده ی محترمتان بگیر تا همه چیز بپسنده حالا بگه بیا راجب بقیه مسایل صحبت کنیم و.. در غیر این صورت میشه حکایت همین دوستی هایی که دختر وپسر کلی اختلاف ممکنه داشته باشند مثلا پدره کالا میخواد دامادش یه ویژگی های خاصی داشته باشه و.. بعدش دخترش با یکی دوست میشه که واقعا طرف پسر خوبی هست و.. چون باهاش بوده و.. ولی اخرش با مخالفت خوناوده ها بهم نمی رسند و اخرش باید از هم جدا شند و.. پس نگران نباش نشناختت.اونی که باید بشناسه خواهد شناخت.
اسممو شما هرچی خواستی بدون.روزی که این جا عضو شدم یه احتمالی دادم که به اون خانمی که مد نظرم بود و تاپیک رو برای ایشون زدم نرسم لذا فکر کردم اسمم چی باشه هم همیشگی باشه هم مخاطب خاصی رو در بر نگیره و شد فدایی یار !:)... این جا اسم ها خیلی مهمه میشه به خیلی چیزای افراد پی برد ...هر چی که فکرشو بکنی...
اقا سینا من اولویت های دیگه ای توی زندگیم دارم ..اگه ازدواج میخواستم بکنم چون فرد خاصی رو مد نظر داشتم(عشق که نه چون عشق اصلی بعد ازدواجه و.. ولی خیلی دختری بود که میخواستمش و.. قابل دوست داشتن بود و..) ترجیح میدادم اونو روی هر اولیوتی بزارم.ولی الان فقط دارم به اهداف اصلیم فکر میکنم که کم کم شاید یه بازه 5 شایدم 6 یا 7 ساله بعد رو شامل بشه..توی این مدت سعی میکنم زیاد روی هیچ دختری زوم نکنم تا دوباره دلم پیش کسی گیر نکنه .به هر حال ادمیم دیگه ممکنه باز یکی رو ببینه و.. .پس تا وقتی به اون شرایطی که میخوام نرسم بهش فکر نمیکنم.هر چند اول و اخرش از خدا میخوام هر چی رو هر وقت صلاح میدونه برام رقم بزنه به بهترین نحو.
دوست من شما هزار جا برو خواستگاری چه اشکالی داره ..البته اگه هسمر شما دختر فهمیده ای باشه هیچ وقت این سوالو نمی پرسه حتی هم اگه پرسید شما به شوخی بگو اره قبل از تو صد جا رفتم.. ببین تو چقدر خوبی که بعد صد نفری که رد کردم شما رو انتخاب کردم پس هم قدر خودتو بدون و هم قدر منو :)...
به هر حال اقا سینا شما که قصد ازدواج داری به نظرم این قدر کم سرعت عمل نکن..چون ببین وقتی یه جا رفتی خواستگاری بعد این که شرایط اولیه شما رو پسندیدند بعدش تازه شناخت شروع میشه و اون جا باید خیلی وقت بزارید برای شناخت هم و.. که اشنالله انتخابتون درست باشه.الان مثلا شما میخوای صبر کنی یه ماه دیگه تازه مطمئن شی باز یه ماه دیگه تازه شروع کنی و.. به نظر من به مامانتون بگید توی این مدت دنبال موارد بعدی برای شما باشند اگه واقعا قصدون ازدواجه.
دعا میکنم برای خوشبخت تر شدن همه ی جوونا با ازدواج اسان تر . و شما هم دعا کنید جوونایی که شرایط ازدواج رو هنوز ندارند خدا بهشون صبر بده صبر در مقابل همه چی از نگاه نکردن به نامحرم بگیر از گناه نکردن از هر چی که فکرشو بکنی.
امیدوارم با خبرای خوب بیای.








علاقه مندی ها (Bookmarks)