سلام آقا محسن
به همدردی خوش امدید(آخ جون اولین نفر من تبریک گفتم
)
منم یک مرد هستم 8 سال از ازداوجم به صورت سنتی میگذره (اینقدر گفتن خانم آونگ دیگه اول هر تاپیک که پست می گذارم اینو می نویسم)
میخوام به اونا بگم منم حساب کنن.من که نمیگم برم الان عقدش کنم یا که برم بگم تو دیگه مال منی.نه میگم برم بگم اغا منم حساب کنید چون نمیخوام دوست باشم که بدتر از نشون کردن.میگم اصن هرکی خواست بیاد شما بگید بیاد خواستگاری این یه چیز عادی اما خوب منم حساب کنید.منم تا بعد خدمتم میشم 22-23 ساله که میرم اون موقع به طور جدی صحبت کنیم که فکر نکنم ازدواج تو 24 سالگی بدباشه
این یه تیکه رو خدا وکیلی نفهمیدم
فکر کن الان خواهرت یه خواستگار داشته باشه همین حرفو بزنه الان خودت چی میگی ؟؟؟
دختره مورد خوب داشت چی کار کنه ؟؟؟ قبول بکنه ؟؟؟ نکنه ؟؟؟ اصلا این وضعیت برای دختره با این حالت که تو نری خواستگاریش چه فرقی می کنه
یکم موضعت رو بهتر بگو







(آخ جون اولین نفر من تبریک گفتم
)
)

علاقه مندی ها (Bookmarks)