نوشته اصلی توسط aryan25
سلام آقا محمد عزیز
ممنون میشم سنتون را در صورت امکان بگید
ببین دوست من، به نظر من راه حل مشکل شما در دو چیز هست،یکی خانواده و اطرافیان نزدیکت که بهت اعتماد به نفس نمیدن و بجاش خودت میتونی با تکیه به نکات و موفقیت های مثبتت اعتماد به نفستو بالا ببری
دوم اینکه دوستات ببخشیدا ، جزو ادمای بی..هستن _ متاسفانه این دوره زمونه دوست خوب اصلا پیدا نمیشه، پس مشکل از شما نیست که در جمع چیزی به شما میگن، بی شعوری آنهاست
من خداروشکر دوستان خوب و متوسط رو هر دو با هم دارم، میفهمم چی میگی/ بارها دیدم چنین صحنه هایی رو/دیدم مثلا دوستم که اندازه مرغ نمیفهمه به دوست دیگم تیکه انداخته و منم توجیهش کردم/ البته
بنظرم تو دوستات و دوست یابی تجدید نظر کن/ اینکه کجا دوست پیدا کنی مهمه
با هر کسی بیرون نرو که اعصابت در اینصورت میریزه به هم
مشکل از دوستات هستن نه از شما
ضمنا سعی کن تو یک زمینه ای /هرچی/ متبحر بشی
موفق باشی
سلام بیست سال سنم هست(13شهریور سالروز متولد شدنم بود).در دو مورد درست میگید و در مورد دوم درسته از اون جمع فقط اون یه نفر اینطور حرفی جلوی جمع گفت ولی شاید هم اونیکی دوستان هم در پشت سرم حرف میزنن ولی در کل درسته شاید مشکل از اون یه نفر باشه ولی در جمع های دیگه هم نفرات دیگری هم بودن که همین کنایه ها رو بهم زدن...
و در نهایت همونطور که میگید دوست خوب کم پیدا میشه من تا حالا دوستی که صمیمی باشیم و عقایدی مثل هم داشته باشیم رو نیافتم///
و اینی هم که میگید تو دوستیابی تجدید نظر کن همین الانش دوستی که واقعا دوست باشیم باهم(چون همینایی که باهم بیرون رفتیم همکلاسی بودن نه دوست) و هر از گاهی با هم در تماس باشیم ندارم
نوشته اصلی توسط mis-marjan
بهتره در زمینه های تخصصتون یا در زمینه تحصیلتون مهارتهایی رو یاد بگیرید و با همون مهارتها خودتون رو نشون بدید
من از این میترسم که سالها وقتم رو بذارم سر یاد گرفتن مهارتی و در آخر هم در نتیجه ببینم اونقدر که به کارم بیاد اون مهارت رو بلد نشده باشم(چون همین تو دانشگاهمون هست کسای که برنامه نویسی شون خیلی خیلی بهتره ولی باز هم مینالن و اگه اونا مینالن پس من که تازه میخوام یاد بگیرم چی باید بگم؟؟؟
نوشته اصلی توسط mis-marjan
شاید به خاطر تربیت خانوادگی آدم مستقلی نباشید ولی فراموش نکنید اهمیت دادن به حرفای دیگران بدترین خصلته حتی اگر آدم فوق العاده فنی و توانایی باشید با حرفای دیگرون ناخودآگاه تبدیل به آدمی افسرده و بی دست و پا میشید اگر" به صحبتهاشون توجه کنید"
متاسفانه هرکاری میکنم نمیتونم حرفاشون واسم مهم نباشه
نوشته اصلی توسط mis-marjan
برای اینکه بتونی مهارتهای خودت رو بالا ببری یه وقتایی باید توی تنهایی هات با خودت تمرین کنی
ضمنا خلاقیت رو فراموش نکن و توجه کن
مثلا درست کردن زغال برای جوجه : توجه کن که آدمای مختلف برای درست کردن چه راههایی رو استفاده می کنن و کدوم سریعتر و بهتره به این صورت معقول ترین راه رو امتحان کن و انجام بده
تا یه مدت سوتی میدی و خرابکاری می کنی ولی اصلا اهمیتی نداره اعتماد به نفست رو بالا ببر حتی اگر خرابکاری کردی با خنده و مسخره ماست مالی کن
باور کن پسرعمه من خیلی بی دست و پا و تنبله ولی انقدر زبون داره و مسخره بازی درمیاره هیچ کس به تنبلی اش اهمیت نمیده چون همه رو می خندونه پس دیگران نیازی به کار کردنش ندارن میگن فلانی باشه که فقط شاد باشیم
تا یه مدت خیلی سرخورده میشی چون ممکنه با شکست مواجه بشی ولی نباید خودت رو ببازی سعی کن و تمرین کن
به یه نکته مهم هم توجه کن: هرکسی یه مهارتهایی داره قرار نیست همه چیز رو بلد باشی
باید مهارتهای جدید رو یاد بگیری و قدم دوم در زمینه مهارتها خلاقیت به خرج بدی
صحبتاتون در این بخش امیدوار کننده و خیلی زیبا و حساب شده هستش و حرف حساب رو باید روش فکر کرد و انجامش داد که اینکارو هم میکنم
نوشته اصلی توسط ammin
به غیرازمواردی که خانم صالحه توی هر دوپست گفتنددو نکته به نظرمن میرسه: افرادی که اعتماد بنفسشون ضعیفه توی فرهنگ پذیری کمی دچارمشکل میشن وممکنه درنظر دیگران نابهنجاریا کمی گیج بنظربرسن.ولی جامعه شناسان دیدگاه عوام وسطحی روقبول ندارن ومیدونن که ریشه ش درضعف اعتمادبنفسه نه بهره هوشی.
دقیقا بعضیا فک میکنن من گیج میزنم و کم کم خودم هم داشت باورم میشد ولی حالا که میگید که در پایین بودن اعتماد به نفسم هست یه مقدار خوشحال شدم
نوشته اصلی توسط ammin
نکته دوم که شایدمهمترباشه،درسته که مامیگیم خوبه انسان متفاوت فکرکنه تا دچارعادتهای غلط عمومی نشه اما یه عقل وعقلانیتی خارج از ذهن ماوجود داره که بایداون رو رعایت کرد(پشت این جمله دیدگاههای محکمی توی فیزیک وفلسفه وکلا علم وجود داره)
مثالش اینه که مثلامن شنیدم توی ژاپن سنگ ساختمون نازکترومحکمترازکشورهای توسعه نیافته ست مصالح ساختمون اینقد باحجم زیاد بکارنمیره،خب کسانی که تصمیم به این تغییرات گرفتن اون عقل کلی که توی خونه سازی بکارمیره رو زیرسوال نبردن شاید هزاران سال طول کشیده تا نوع خونه سازی به تکامل حالارسیده یعنی اون عقلانیت خارج از عقایدودیدگاه مارشدکرده،اونافقط ضعف ها واسرافهای غیرضروری روحذف کردن وکیفیت روبهترکردن.خب حالاشماتوی این جامعه هستی سعی کن اون عقلانیت وعرفی که توی جامعه هست روبهش احترام بذاری ورعایتش کنی (واین بشه باوروعادتت)یعنی معمولی باشی خودت باشی من حدس میزنم بخشی ازمشکل حل بشه وخلاقیتت شکوفابشه سعی نکن جلب توجه کنی یابه شکل خاص وعجیبی ظاهربشی چون اینجوری سلسله اشتباهتت توی جمع شروع میشه
این بخش رو کاملا متوجه نشدم اگه میشه بیشتر این مبحث رو بازش کنید ولی این که میگید به عقایدی که تو جامعه هست باید احترام گذاشت شاید در مواردی درست باشه ولی در صورتی که اون عقاید درست نباشه که نمیشه اونارو پذیرفت









علاقه مندی ها (Bookmarks)