به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 7 از 13 نخستنخست 12345678910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 122
  1. #61
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    22,558
    سطح
    93
    Points: 22,558, Level: 93
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 792
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    3,895

    تشکرشده 2,704 در 676 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    142
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط آرام دل نمایش پست ها
    همسرم اومد دنبال پسرم باهم رفتند بیرون
    وقتی خواست بیارتش برم باهاش صحبت کنم؟

    - - - Updated - - -

    انقدر لجم میگیره عین بچه ها قهر میکنه!!!

    - - - Updated - - -

    چرا جوابمو نمیدید!!!

    - - - Updated - - -

    ظاهرا کسی قصد کمک کردن نداره
    نه تا وقتی داری گریه میکنی کسی کمکت نمیکنه . خب البته گریه برات خوبه به اسمتم میاد و دلت آروم میشه
    خب الان چند روزه رفته من خبر ندارم .
    اصل دعوا سر فروش خونه پدری شماست . خب به چه منظور خرید یه خونه بزرگتر به نام خودت . یا اینکه با پولش بری نون بخری تموم بشه بره پیکارش ؟

    من چندتا از پستا رو خوندم . برمیگرده باز دوباره علی واسطه کن بهتر از پدرته بگو بهش بگه بیاد خونه تا مثل دوتا مرد حلش کنیم
    نقل قول از علی به پدرش
    اومد خودتو نگه دار چیزی نگو . میدونی کجا میره باهاش تماس بگیر گوشیو بده علی بهش بگه شام خوردی یا ناهار
    یا براش تو یه ظرف شام بذار
    نمیدونم چرا دلم شور میزنه از اینکه نکنه علی امشب نیاره خونه . البته این مشکل منه چون پام به دادگاه باز شده اینجوری شدم .
    راستی سطح جراحت بدنیت چه قدر بود . یه دوزاری یا یه هزار تومنی ؟ الان چی خووب شده یا نه ؟

    قصد ندارم زخمتو تازه کنم . میدونم الان چقدر پشیمونی . ولی بعضی وقتا بایگانی بعضی چیزا بد نیست .

    خب اگه اومد خونه دیدیش خواست بره صداش بزن البته با اسم کوچیک خیلی سنگین اگه ایستاد یا برگشت بگو دوتا نون میخری یا چیز دیگه بهانه کن و از دعوا کلمه ای نگو تا بعد .
    من موندم خدا زبونو از شما دو تا گرفته که نمیتونید باهم صحبت کنید بدون اینکه صداتون بالابره یا اصلا صدای مردت رفت بالا شما چیزی نگو و آرامش تو خونه حفظ کن بعد از یک بزرگتر برا نصیحت همسرت استفاده کن

    بانوتکرار میکنم اول اینکه بحران رد شده و فروکش کرده پس گریه نکن و دوباره درس بگیر

    بانو قرص مصرف نکن الکی اونم چندتا چندتا باهم . فکر خودت نیستی نباش فکر مامان علی باش فکر همسرت باش هیچی نباشی شما همسرشی و عاشق شماست . به خودت آسیب نزن

    در کل سر موضوع اصلی کمی فکرم پریشونه اینکه خونه رو به پدرت برگردونی و مانع شوهرت بشی و اینکه اعتماد بین شما و همسرت به کل از بین خواهد رفت و اینکه پول و مال چه قدر کثیفه که آدما رابطه عاشقیشونو فدای مال دنیا میکنن
    نمیدونم فکرم کار نمیکنه فردا صبح دادگاه مهریه دارم تموم شد بهت سر میزنم
    قرص نخور علی رو هم نیاورد شلوغش نکن تنها هم نمون به هیچ وجه . که اینطور نمیشه البته خدایی نکرده زبونم لال

    فعلا بدرود

  2. 3 کاربر از پست مفید parsa1400 تشکرکرده اند .

    terme00 (دوشنبه 17 شهریور 93), آرام دل (دوشنبه 17 شهریور 93), شیدا. (دوشنبه 17 شهریور 93)

  3. #62
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 شهریور 94 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    نوشته ها
    481
    امتیاز
    5,996
    سطح
    50
    Points: 5,996, Level: 50
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 154
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,600

    تشکرشده 1,855 در 418 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    0
    Array
    همسرم پسرمو اورد حتی پاشو تو حیاط نذاشت من پایین نرفتم از پشت پنجره دیدم
    پسرمم دستش دوتا شیر و کیک و یه آبمیوه بود.قربونش برم خواست آرومم کنه گفت بابا یکیشو واسه تو خرید!!


    وقتی همسرم رفت sms زد نمیتونستی بیای پایین وسیله رو از دست علی بگیری!!!نه تنها زن بیرحمی هستی بلکه مهر مادری هم ذره ای در تو وجود نداره


    وسیله!!!!(دوتا شیر و کیک با یه آبمیوه بزرگ) پسرم یه دستی راحت اورد بالا...


    (کلانی این مرد دیوونه شده!!!!!) دنبال بهونست


    تازه
    زنگ زد با داد و بیداد و دعوا که بیچارت میکنم تو بهم خسارت میزنی چنان حسابتو برسم که ندونی از کجا خوردی قطع کرد منم نه حرفی زدم نه sms
    چند دقیقه بعد دوباره sms زد چرا علی سرفه میکرد!!به تو هم میگند مادر!!یه زن خوب میبرم که هم واسه من همسر باشه هم واسه علی مادر سریع هم بچه دار میشیم تو که لیاقت دوباره مادر شدن رو نداری!!




    جوابشو ندادم از بس عصبانی بودم مجله ای که جلوم بود پارش کردم و کل خونه پخش کردم گوشیمو گذاشتم خونه ام خودم با تبلتم اومدم بالا میترسم منفجر بشمو بهش چرت و پرت بگم


    چرا باهام این رفتارو داره
    خیر سرش مسلمونه!!!!


    از بس استرس دارم حالم چند بار بهم خورد
    آرامبخش هم تأثیری در من نداره:((

  4. 2 کاربر از پست مفید آرام دل تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 18 شهریور 93), parsa1400 (دوشنبه 17 شهریور 93)

  5. #63
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 28 مهر 97 [ 00:58]
    تاریخ عضویت
    1393-2-06
    نوشته ها
    149
    امتیاز
    4,960
    سطح
    45
    Points: 4,960, Level: 45
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 190
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    143

    تشکرشده 263 در 86 پست

    Rep Power
    28
    Array
    آرام دل عزیز نگران نباش.. همسرت کاملا مشخصه که فقط یه کم عصبانیه , دوست داره این حرفا رو بگه و شما نازشو بکشی.. اگر واقعا دیگه نمی خواستت سعی می کرد باهات ارتباط نداشته باشه نه اینکه به هر بهانه ای زنگ و اس بزنه. همسر من که می خواد طلاقم بده تو این شش ماه حتی جوابه یکی از اس ام اس هامو نداده. نگران نباش عزیزم فقط آروم و صبور باش نه عصبانی شو نه عذر خواهی کن فقط آروم و مهربون باش, قول میدم خودش بر میگرده. موفق باشی

  6. 5 کاربر از پست مفید sama_t تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 18 شهریور 93), parsa1400 (دوشنبه 17 شهریور 93), pasta (دوشنبه 17 شهریور 93), آرام دل (دوشنبه 17 شهریور 93), شیدا. (دوشنبه 17 شهریور 93)

  7. #64
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 شهریور 94 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    نوشته ها
    481
    امتیاز
    5,996
    سطح
    50
    Points: 5,996, Level: 50
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 154
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,600

    تشکرشده 1,855 در 418 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    0
    Array
    سما جان
    ممنونم که بهم آرامش میدی
    تو مشهد شما و بهار رو خیلی دعا کردم
    حالا نمیدونم چرا این بلا سر خودم اومده
    باشه صبوری میکنم تا الان که تحمل کردم بازم صبر میکنم

  8. 2 کاربر از پست مفید آرام دل تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 18 شهریور 93), parsa1400 (دوشنبه 17 شهریور 93)

  9. #65
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 آبان 03 [ 09:35]
    تاریخ عضویت
    1392-12-19
    نوشته ها
    464
    امتیاز
    15,482
    سطح
    80
    Points: 15,482, Level: 80
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 368
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,324

    تشکرشده 1,336 در 399 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    72
    Array
    سلام خانم ارام دل
    انشاء الله که زودتر ارامش به زندگی تون برگردد

    لطفا خونسردی خودتون را حفظ کنید و مدام به اینکه نتیجه این دعوا چی میشه فکر نکنید. یکم به خودتون و همسرتون زمان بدید و ببینید کجاها اشتباه کردید و به فکر برطرف کردن مشکلاتتون باشید.
    ان شاء الله که همسرتون بر می گردند و مشکلی پیش نمیاد ولی وقتی برگشتند شما باید بتونید اعصابتون را کنترل کنید.
    از بس عصبانی بودم مجله ای که جلوم بود پارش کردم و کل خونه پخش کردم
    برای یک شروع جدید نیاز دارید که بتونید عصبانیت تون را کنترل کنید.
    از همین حالا تمرین کنترل عصبانیت را شروع کنید.

    پدرش نمیذاره میگه نمیذارم پسرم خونشو بفروشه و پولشو بگیرید آتیشش بزنید اون واسه علی هست
    یک سوال دارم. هم شما و هم شوهرتون، هر دو خانه دارید؟

    به نظرم کمی به ذهنتون استراحت بدید و فکرهای منفی به ذهنتون راه ندید.
    چند روز صبر کنید. در این مدت سعی کنید سر خودتون را با انجام کارهایی که دوست دارید، گرم کنید. موسیقی ارامش بخش گوش کنید. با پسرتون کارتون ببینین.... و به پسرتون هم بیشتر برسید و اجازه ندید که ناراحتی های شما روی پسرتون تاثیر بذاره. باهاش صحبت کنید و نذارید که احساس ناراحتی و نگرانی کنه. و از او هیچ وقت بعنوان واسطه بین خودتون و شوهرتون استفاده نکنید.
    و به جای ناراحتی و گریه برید دو رکعت نماز بخونید که ارامش خیلی خوبی بهتون میده.....

    با ارزوی بهترینها برای شما و خانواده تون


    «آرامش» وقتی به سراغت می آید که «تلاش» کرده باشی.

    « من در رقابت با هیچ کس جز خودم نیستم، هدفم مغلوب نمودن اخرین کاری است که انجام داده ام. »

    « مهم انجام وظیفه است، نه نتیجه »

    http://www.hamdardi.net/imgup/5471954c9081a134ec.jpg

    ویرایش توسط salehe92 : دوشنبه 17 شهریور 93 در ساعت 20:39

  10. 2 کاربر از پست مفید salehe92 تشکرکرده اند .

    آرام دل (دوشنبه 17 شهریور 93), شیدا. (دوشنبه 17 شهریور 93)

  11. #66
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 شهریور 94 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    نوشته ها
    481
    امتیاز
    5,996
    سطح
    50
    Points: 5,996, Level: 50
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 154
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,600

    تشکرشده 1,855 در 418 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    0
    Array
    صالحه جان ازت ممنونم
    چقدر با حرفاتون آرومم میکنید از شما هم بی نهایت سپاسگذارم

    بله هم من خونه دارم هم همسرم اما خونه اونذقسط داره البته میتونه با قسط هم بفروشه
    اصلا من خیر خونشو خوردم دیگه چرا تو فروش خوپه من دخالت میکنند
    حتی راضی هم نیستند من برم اونجا رندگی کنم البته خودمم دوست نداشتم برم
    دادند اجاره قسطش دویست تومانه ولی اونا ماهی 350 دادن اجاره با یکی دو تومان رهن

    - - - Updated - - -

    ببخشید غلط املایی زیاد دارم دستام میلرزند دیگه حوصله ویرایش کردن هم ندارم :(

  12. 2 کاربر از پست مفید آرام دل تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 18 شهریور 93), salehe92 (دوشنبه 17 شهریور 93)

  13. #67
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 آبان 03 [ 09:35]
    تاریخ عضویت
    1392-12-19
    نوشته ها
    464
    امتیاز
    15,482
    سطح
    80
    Points: 15,482, Level: 80
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 368
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,324

    تشکرشده 1,336 در 399 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    72
    Array
    درباره مسائل اقتصادی بهتر از نظر پدرتون و مدیر همدردی استفاده کنید و بذارید پدرتون در این زمینه با شوهرتون صحبت کنند.

    عزیزم میشه تمام فکرهای ناراحت کننده ای که الان تو ذهنت هست را بهمون بگی؟ میشه بگی دلیل لرزش دستهات برای چیه؟ از دست دادن همسرت نگرانی؟ عزیزم همونطور که دوستان اشاره کردند، یک شبه که پروسه طلاق عملی نمیشه. تازه اینطور که توضیح دادی به نظر نمیاد صحبتهاشون برای جدایی جدی باشه....
    بهتر سعی کنی ارامش از دست رفته ات را بدست بیاری تا بتونی با ارامش با همسرت رو به رو بشی و درباره مشکلات صحبت کنید.



    «آرامش» وقتی به سراغت می آید که «تلاش» کرده باشی.

    « من در رقابت با هیچ کس جز خودم نیستم، هدفم مغلوب نمودن اخرین کاری است که انجام داده ام. »

    « مهم انجام وظیفه است، نه نتیجه »

    http://www.hamdardi.net/imgup/5471954c9081a134ec.jpg


  14. 2 کاربر از پست مفید salehe92 تشکرکرده اند .

    آرام دل (دوشنبه 17 شهریور 93), شیدا. (دوشنبه 17 شهریور 93)

  15. #68
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 شهریور 94 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    نوشته ها
    481
    امتیاز
    5,996
    سطح
    50
    Points: 5,996, Level: 50
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 154
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,600

    تشکرشده 1,855 در 418 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    0
    Array
    صالحه جانم
    همینکه از خونه رفته دیوونم کرده
    منی که چشم دیدنشو نداشتم با اینکه ازش کتک خوردمو بهم بد و بیراه میگه میرم پیراهنشو بو میکنمو گریه میکنم
    تو بد شرایطی گذاشت و رفت همون موقعی که وابستش شده بودم
    یاد محبتهایی که این مدت بهم میکرد می افتم دیوونه میشم
    دلم میخواد زودتر برگرده
    منم میدونم اشتباه کردم اونم جبرانش کرد با زدن من!!
    واسه همینه استرس گرفتم حال روحی خوبی ندارم
    انگار نمیشناسمش خیلی عوض شده
    تو این مدت پسرم به رابطمون حسادت میکرد میگفت باهم دعوا کنید
    میخوام بگم تا این حد باهم خوب شده بودیم

  16. 2 کاربر از پست مفید آرام دل تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (سه شنبه 18 شهریور 93), parsa1400 (دوشنبه 17 شهریور 93)

  17. #69
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    آرام جان،
    اول این که خونسردی و آرامشت را حفظ کن و بی خود حرص نخور.
    شوهرت هم هیچ جا نمی ره و هیچ اتفاقی نمی افته. فعلا کاریش نداشته باش. بذار اون بنده خدا هم یه نفسی بکشه، تازه از دستت راحت شده ها

    از پدرت بخواه که همسرت و پدرش را برای صحبت دعوت کنه. توی اون جلسه اعلام کن که دیگه به مسائل اقتصادی (اجاره خونه، قسط، خرجی و ... ) کاری نداری.
    همسرت موظفه خودش به فکر این مسائل باشه و هر ماه مبلغی ( بسته به شرایط خودتون) به شما خرجی بده و مشخص کنید این خرجی برای چی هست (فردا نگن قسطها را باهاش بده یا پول آب و برق را پرداخت کن)

    کاملا وضعیت اقتصادیتون را روشن کنید و مسئولیتهای خودت را خییییییلی کم کن.
    اصلا تو امور اقتصادی همسرت و بده بستونهاش دخالت نکن. فقط مشخص کن چی و تا چه حد باید برای شما تهیه کنه.

    سعی کن این فشارها و تنش ها را کم کنی.
    شما نیاز داری که روی آرامشت تمرکز کنی. دستورهای دکترت را اجرا کنی و به فکر سلامتی خودت باشی.

    از نظر مالی هم خدا را شکر وضعتون بد نیست. فقط برنامه تون نامشخص و بی نظمه.

    پاشو برای خودت یک دمنوش آرام بخش درست کن، بخور. دوش بگیر و یه موسیقی ملایم بدون کلام بذار.


    اگر صلاح می دونید بهتره خانه ات را نفروشی.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا
    ویرایش توسط شیدا. : دوشنبه 17 شهریور 93 در ساعت 21:22

  18. 4 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 18 شهریور 93), parsa1400 (دوشنبه 17 شهریور 93), آرام دل (دوشنبه 17 شهریور 93), ساحل75 (سه شنبه 18 شهریور 93)

  19. #70
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام آرام جان
    دیروز که شروع تاپیکت را دیدم خیلی ناراحت شدم.و هیچی نمی تونستم بگم.
    امروز خواستم بیام سایت گفتم میشه بیام ببینم آرام دل؛ آرام شده یا نه؟
    دیدم انگار وضعیتت بهتره. البته همه پست ها را نخوندم. ولی دست دوستان درد نکنه چقدر همراهیت کردند! واقعا دوست خوب نعمته.
    ببین آرام جان یک بحرانی تو زندگیت اتفاق افتاده این بحران یک دفعه حل نمیشه.

    مرحله اول صبر بوده که تو انجام دادی و باید بذاری التهابات بخوابه...
    مرحله دوم بعد از این که التهابات خوابید باید به آهستگی به هم نزدیک بشید...
    چرا؟ چون هنوز تو این مرحله متمایل به مرحله قبل هستین و یه ذره بی صبری سریع به مرحله دعوا و التهاب می رسید و دیگه جمع کردنش خیلی سخته...
    پس توصیه می کنم کاملا با مشاوره های مدیر همدردی جلو برو.

    حتی منم اگر اینجا نظری می نویسم؛اگر خواستی انجامش بدی اول با مدیر مشورت کن. چون من تجربه ندارم که. نظر شخصیم را می گم. ممکنه اشتباه باشه.

    حالا نظر شخصی من:
    ببین آرام جان هردوتون اشتباه کردین. هردوتون باید قسمت اشتباه خودتون را بپذیرید ولی نه اینکه زود هم از اشتباه طرف مقابل بگذری. بذار اونم بفهمه اشتباه کرده...
    من اصلا نمی گم مقابله به مثل کن. اصلا... ولی جملاتی به کار ببر و یا سکوت های معناداری کن که نشون بده تو هم ازت حقی ضایع شده.

    یکم هم ناز کن.اینجا منظورم اینه که سریع درونت را نشون نده و یه کاری کنی اونو به فکر بندازی.
    مثلا همسرت اس ام اس زده که زندگی بی شوهر بهت خوش می گذره؟
    بگو: منظورت کدوم شوهره؟ گزینه 1. شوهری که همش سرش تو تب لته و به تبلتش بیشتر از من اهمیت می ده.
    گزینه 2. شوهری که یه مدتی خیلی مهربون و دوست داشتنی شده بود.
    کدومش؟

    این باعث میشه فکر کنه که خودش هم تقصیراتی داشته. حالا دو حالت داره. یا جواب نمی ده. یا جواب بده باید یه گزینه را بگه...

    گفتی:وقتی همسرم رفت sms زد نمیتونستی بیای پایین وسیله رو از دست علی بگیری!!!نه تنها زن بیرحمی هستی بلکه مهر مادری هم ذره ای در تو وجود نداره

    بگو: باشه من ذره ای مهر مادری ندارم! یه بار نیومدم دنبال علی بهم می گی ذره ای مهر مادری ندارم.:(( اون وقت بعضی ها که همش سرشون تو تبلته و به بچه و مادرش بی اهمیت هستند و با بچشون بازی نمی کنند؛چی؟

    گفتی:زنگ زد با داد و بیداد و دعوا که بیچارت میکنم تو بهم خسارت میزنی چنان حسابتو برسم که ندونی از کجا خوردی قطع کرد منم نه حرفی زدم نه sms
    بگو: من لب تابتو شکوندم. چون لبتاب و تبلت تو را ازم گرفته بود و عامل جداییمون...
    ولی تو قلب منو شکوندی.... که تو را خیلی دوست داشت!و می تونست باعث نزدیکیمون بشه.
    کدوممون خسارت بیشتر زده؟

    خلاصه :
    یه جور مظلوم نمایی و ناز کردن و...
    یه جور نشون دادن دلخوری های عمیقت از شوهرت...
    ولی در عین حال هیچ تندی هم نمی کنی.ولی حرفت هم می زنی و اونو به فکر می اندازی......

    اگر هم جوابی بلد نبودی جوابش را نده.(این ها فقط مثال بود و نظر شخصی من.)
    به نظر من بذار اول اون به سمتت بیاد و ازت به خاطر کتک زدنش معذرت بخواد.یکم اونجا صبر کن و بذار قشنگ حرفش را بزنه. تو هم سریع قبول نکن.مثلا گریت اومد،گریه کن! ولی بعد قبول کن. بعد تو از قسمت اشتباهت معذرت بخواه. بگو منم زیاده روی کردم منو ببخش ولی دلایلش اینا بودن... و این ها به من خیلی فشار آورده.
    بعد حرفات را باآرامش بگو.
    برای اینکه به این مرحله عذرخواهی برسی عجله نداشته باش. همان طور که گفتم باصبر این مراحل را بگذرون یعنی حتی اگر خیلی هم طول بکشه تا بیاد سمتت به نظر شخص من این بهتره تا اینکه تو بری سمتش و مشکلاتت حل نشه و دوباره همین اتفاقات بیفته!

    دوستان هم خیلی توصیه های خوب کردند.راستش من هیچی سردرنیاوردم. راجع به خونه و...

    موفق باشی آرام عزیزم
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  20. 4 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    هم آوا (سه شنبه 18 شهریور 93), آرام دل (دوشنبه 17 شهریور 93), شیدا. (سه شنبه 18 شهریور 93), شاپرک 114 (دوشنبه 17 شهریور 93)


 
صفحه 7 از 13 نخستنخست 12345678910111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.