به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 12 , از مجموع 12
  1. #11
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهرنوش90 نمایش پست ها
    تنها چیزی که میدونم این هست که ایشون به خاطر بیکاری و شرایطش
    و اینکه من مطلقه و شاغل هستم و ممکنه خیلی چیزهارو نادیده بگیرم حاضر به
    ازدواج با من شده . خودش خوب میدونه که با این شرایط هیچ وقت یک دختر مجرد
    رو بهش نمیدن

    ایشون حاضر به ازدواج با شما نشده، حاضر به سواستفاده از شما شده.

    مهرنوش جان، شما خودت این حس را به ایشون دادی که مطلقه ای و از خیلی چیزها می گذری.
    مطلقه بودن نه جرم هست و نه ننگ!

    یک خانم جوان و سالم و شاغل و ... هستی که به دلایلی از همسر قبلیت جدا شدی. می تونی با مردی با شرایط مناسب که شرایط اولیه زندگی مشترک را داشته باشه (کار و غیرت و مردانگی و ....) ازدواج کنی و خوشبخت بشی. اگر هم قراره از بعضی چیزها چشم پوشی کنی، می تونه مثلا مطلقه بودن خواستگار یا مسائل معمولی باشه. نه این که اصول را بذاری کنار و بگی من مطلقه ام باید با هر چیزی بسازم!
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  2. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    nafiseh joon (سه شنبه 18 شهریور 93), هم آوا (دوشنبه 17 شهریور 93), مهرنوش90 (سه شنبه 18 شهریور 93)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 12 دی 93 [ 13:59]
    تاریخ عضویت
    1393-2-11
    نوشته ها
    268
    امتیاز
    1,216
    سطح
    19
    Points: 1,216, Level: 19
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    291

    تشکرشده 1,029 در 261 پست

    Rep Power
    41
    Array
    شما سه تا زندگی رو به زندگی خودت گره زدی : خودت همسر سابقت و دوست پسرت (ببخشید که از این اصطلاح استفاده میکنم امیدوارم سوء تعبیر نشه ولی ایشون همسر شما نیستند و نمیشه نسبت دیگه ای رو بهش بدیم)

    بعد اول : دوست پسرت
    همه فکر میکنن اون پسر داره کیف میکنه و خیلی زرنگه و داره به بهای اندک چیز ارزشمندی بدست میاره اما در حقیقت داره هزینه سنگینی میپردازه

    اولا رابطه ای که با شما داشته همیشه تو ذهنش میمونه و همونطور که شما دوست پسرتون رو با همسر سابقتون مقایسه میکنید یک روز هم اون پسر رابطه با شما رو با همسرش مقایسه میکنه و مطمئن باشید این پسر دیگه نمیتونه از رابطه با همسرش لذت ببره

    دوما بواسطه شما از کار و زندگی افتاده چون بهانه ای برای کار کردن نداره اگر شما در مسیر زندگی این فرد قرار نمیگرفتید و نیاز های عاطفی اش رو تامین نمیکردید اون پسر مجبور بود به فکر ازدواج باشه و چون به قول شما هیچکس به پسر بیکار زن نمیده مجبور بوده دنبال شغل بره ولی حالا لزومی به این کار نمیبینه

    مورد دیگه اینه که بجای اینکه این 4 سال رو صرف ساختن روابط عاشقانه با همسرش کنه تمام خاطرات عاشقانه اش با شما بوده وهمه عواطفشو خرج شما کرده به نظر شما دارایی عاطفی براش مونده که خرج همسر کنه ؟

    مورد دیگه اینه که دیگه اون پسر مجرد نیست و روزی که از شما جدا میشه یک مرد زن طلاق داده محسوب میشه ، همین بیکاریش عامل مهمی برای ازدواج نکردنش بود حالا این مورد هم اضافه شدو ابدا هیچ پدر و مادری با فهمیدن گذشته این فرد بهش زن نمیدن یعنی عملا زندگیش تباه شد
    و اگر با فریب دادن دختری ازدواج کنه مطمئنا یه روزی اون دختر متوجه میشه که مورد فریب قرار گرفته و خلاصه وارد چاهی شده که ته نداره

    پس این پسر عملا نابود شده فقط خودش نمیدونه با زندگیش چکار کرده

    <<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
    نفر دوم که زندگیش به شما گره خورده همسر سابقتونه

    اون آدم 4 ساله که ازدواج نکرده به این امید که با شما ازدواج کنه

    شما اگر یکبار خیلی قاطع بهش میگفتید که دیگه قصد ازدواج ندارید دیگه بیخودی منتظر شما نمیموند
    مثلا میتونستید بگید که بافردی صحبت کردید و محظر رفتید وعقد کردید و همه چیز تموم شده

    میتونستید همین پسر رو معرفی کنید یا هر فرد دیگه ای رو و بگید اگر مزاحمتون بشه و یکبار دیگه زنگ بزنه از طریق پلیس اقدام میکنید

    خلاصه حرف هایی میزدید که اون فرد امید رسیدن به شما رو در دلش از بین ببره

    یا میتونستید بصورت آزمایشی چند ماه با همسرتون زندگی کنید و ببینید واقعا اخلاق تندش عوض شده

    در این مدت نه فرصت جبران به همسرتون دادید نه قانعش کردید که دیگه نمیتونه با شما ازدواج کنه

    مطمئنا اون آدم هم میتونست بعد از اینکه امیدش نسبت به شما از بین رفت بره و یک زندگی جدید دست و پا کنه ، یا اینکه میتونست با شما ادامه بده و شاید بهتر از زندگی با دوست پسرتون بود

    >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
    اما نفر سوم هم خودتون هستید
    که برنامه ای برای زندگی ندارید

    دلتون خوشه به پسری که تا وقتی که بیکاره پیش شماست و اگه کار پیدا کنه پدر مادرش میرن سریع براش زن میگیرن
    و اگر هم کار پیدا نکنه پدر مادرش به هیچ وجه نمیذارن با شما ازدواج کنه

    اون پسر هم بخاطر رابطه جنسی وابسته شما شده و تصمیمات احساسی میگیره که با شما بدون رضایت مادرش عقد کنه

    ازدواجی که مادر حس کنه شما پسرش رو گول زدی ، با پسری که تفاوت سنی زیادی داره ، با پسری که بیکاره غلط ترین تصمیم ممکنه و حاصل اون نابودی محظ هر دوی شماست

    شما قبل طلاق با دوست پسرتون بودید و همزمان با همسرتون هم بودید و در حال جدایی

    حالا هم که 4 سال از ماجرا گذشته با هر دوشون هستید

    /////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
    اما نتیجه گیری من :

    شما 3 راه حل دارید
    1. با دوست پسرتون ازدواج کنید
    2. با همسرسابقتون ازدواج کنید
    3.با هیچ کدومشون ازدواج نکنید

    شما یکبار با مردی ازدواج کردید که مشاور ها اون ازدواج رو صحیح نمیدونستن و نتیجه اش رو دیدید و حال قصد دارید با پسری ازدواج کنید که هیچ مشاوری این کار شما رو تایید نمیکنه پس مورد 1 . ازدواج با دوست پسرتون به نظر کار صحیحی نیست

    مورد 2 . ازدواج با همسر سابقتون هم یکبار نتیجه خودش رو با عنوان شکست و طلاق نشون داده و خیلی گزینه مطلوبی نیست

    از دید من مورد شماره 3 مورد به نظر مناسبیه اما بازم نمیشه به عنوان گزینه نهایی انتخابش کرد به این دلیل
    به نظر شما زنی که مدت زیادی از زندگیش رو با 2 مرد متفاوت زندگی کرده و تصمیمات احساسی گرفته و از هر دو جدا شده میتونه شوهر مناسبی پیدا کنه ؟

    یا قراره مجددا پای یک پسر دیگه به زندگیش باز بشه و معادله 3 مجهولی به 4 مجهولی تبدیل بشه
    پس حالت شماره 3 هم گزینه قطعی نیست

    شما حق دارید که از عنوان دوراهی استفاده کردید ، شرایط خیلی پیچیده ای دارید و هیچ کس نمیتونه به شما کمک کنه بجز خودتون


    اگر لحن نوشته قبلی من نامناسب بود عذر خواهی میکنم
    من تند نوشتم تا بخودتون بیایید وگرنه نمیخواشتم ناراحتتون کنم
    ببخشید اگر باعث رنجش شما شدم

    موفق باشید
    ویرایش توسط معاون کلانتر : دوشنبه 17 شهریور 93 در ساعت 22:24

  4. 4 کاربر از پست مفید معاون کلانتر تشکرکرده اند .

    nafiseh joon (سه شنبه 18 شهریور 93), nahid-111 (سه شنبه 18 شهریور 93), مهرنوش90 (سه شنبه 18 شهریور 93), شیدا. (دوشنبه 17 شهریور 93)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.