به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 32

Hybrid View

  1. #1
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود دگربار

    شاید این خصوصیت بیشتر مردای ایرانیه که حرف حرف خودشون باشه و من باید با این قضیه کنار میومدم.
    اول از همه من یه چیزی را بگم چرا به همه مردها نسبت میدین این موضوع را شما واقعا فکر کردید تنها مشکل شما با این آقا چادر پوشیدن شماست؟!!!اگه واقعا اینجوری فکر میکنی باید بهت بگم کاملا در اشتباه هستید.

    شما با ایشون عقد بودید فکر کنم قبلا هم دوست پسر نداشتید یادت رفته شما یک بانو هستید که پر از احساس عشق هستش یادت رفته بعنوان یه دختر آرزو داشتی ازدواج کنی تا همه عشق و علاقه خودت را نثار شوهرت کنی و اینکه کلی برای زندگی مشترکی که میخواستی در اینده تشکیل بدی نقشه کشیدی و آرزوها داشتی؟
    اونوقت انتظار داری فقط بعد از دوماه از این رابطه بطور کامل بیای بیرون!!فکر کنم بهتره یکم صبورتر باشید.
    الکی هم لطفا بخودت برچسب افسردگی نزن.یه رابطه را پشت سر گذاشتی نگران آینده هم نباش لطفا شما صبور باشید ان شاء الله یه ازدواج خوب همراه با عشق تجربه میکنید.
    اتافاق جالبه بهت بگم یکی از فامیلهامون دقیقا وضعیت شما را داشت و تصمیم درست گرفت مبنی بر جدایی الان هم دوباره ازدواج کرده و خیلی هم از شوهرش راضی هستش

    پستی که دادم بعد نوشته شما بود:
    پس درست حدس زدم قبلا دوست پسر نداشتید خوب این خیلی خوبه مثل بقیه دخترها لطفا عجولانه تصمیم نگیری بزار از مسیر درستش طی بشه اینجاست که پدر شما میتواند با رفتار های عاقلانه جلوگیری کنه از وارد آمدن آسیب کمتر به شما.

    اگرم میگیری شاید پسر خوب یبوده یا بقیه مردها ایرانی شاید اینجوری باشن یا مشکل را فقط چادر میبینی بخاطر وابستگیه که ایجاد شده.ولی لطفا یاد بگیر احساسی با مقوله ازدواج برخورد نکنی

    در مورد این جمله شما:
    گفتنش برام خیلی سخته ولی ایشون بیشتر برای من جاذبه جنسی داشتن.چون من هیچ وقت رابطه دوستی با هیچ پسری رو نداشتم.خواستگارای دیگمم اصلا جذاب نبودن برام.در کل من همیشه خودمو سرکوب کرده بودم توی این مورد.و فکر کردم بالاخره کسی رو پیدا کردم که همچین جاذبه ای رو برای من داره
    فکر کنم بکل معیارت برای انتخاب شریک زندگیت اشتباه هستش.مقالات بخش
    خواستگاری و معیارهای ازدواج را مطالعه کنید برای شما ضروری است

    روز خوبی داشته باشید بانو
    تا یادم رنفته روزی 3تا بیشتر نمیتوانید پست بزارید پس دقت کنید.مگه اینکه عضویت مشترکین سایت یا انجمن آزاد را بگیرید.
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
    ویرایش توسط khaleghezey : دوشنبه 17 شهریور 93 در ساعت 07:51

  2. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اسفند 00 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1393-5-18
    نوشته ها
    670
    امتیاز
    19,001
    سطح
    87
    Points: 19,001, Level: 87
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 349
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,250

    تشکرشده 1,509 در 535 پست

    Rep Power
    145
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط khaleghezey نمایش پست ها
    درود دگربار


    اول از همه من یه چیزی را بگم چرا به همه مردها نسبت میدین این موضوع را شما واقعا فکر کردید تنها مشکل شما با این آقا چادر پوشیدن شماست؟!!!اگه واقعا اینجوری فکر میکنی باید بهت بگم کاملا در اشتباه هستید.

    شما با ایشون عقد بودید فکر کنم قبلا هم دوست پسر نداشتید یادت رفته شما یک بانو هستید که پر از احساس عشق هستش یادت رفته بعنوان یه دختر آرزو داشتی ازدواج کنی تا همه عشق و علاقه خودت را نثار شوهرت کنی و اینکه کلی برای زندگی مشترکی که میخواستی در اینده تشکیل بدی نقشه کشیدی و آرزوها داشتی؟
    اونوقت انتظار داری فقط بعد از دوماه از این رابطه بطور کامل بیای بیرون!!فکر کنم بهتره یکم صبورتر باشید.
    الکی هم لطفا بخودت برچسب افسردگی نزن.یه رابطه را پشت سر گذاشتی نگران آینده هم نباش لطفا شما صبور باشید ان شاء الله یه ازدواج خوب همراه با عشق تجربه میکنید.
    اتافاق جالبه بهت بگم یکی از فامیلهامون دقیقا وضعیت شما را داشت و تصمیم درست گرفت مبنی بر جدایی الان هم دوباره ازدواج کرده و خیلی هم از شوهرش راضی هستش

    پستی که دادم بعد نوشته شما بود:
    پس درست حدس زدم قبلا دوست پسر نداشتید خوب این خیلی خوبه مثل بقیه دخترها لطفا عجولانه تصمیم نگیری بزار از مسیر درستش طی بشه اینجاست که پدر شما میتواند با رفتار های عاقلانه جلوگیری کنه از وارد آمدن آسیب کمتر به شما.

    اگرم میگیری شاید پسر خوب یبوده یا بقیه مردها ایرانی شاید اینجوری باشن یا مشکل را فقط چادر میبینی بخاطر وابستگیه که ایجاد شده.ولی لطفا یاد بگیر احساسی با مقوله ازدواج برخورد نکنی

    در مورد این جمله شما:


    فکر کنم بکل معیارت برای انتخاب شریک زندگیت اشتباه هستش.مقالات بخش
    خواستگاری و معیارهای ازدواج را مطالعه کنید برای شما ضروری است

    روز خوبی داشته باشید بانو
    تا یادم رنفته روزی 3تا بیشتر نمیتوانید پست بزارید پس دقت کنید.مگه اینکه عضویت مشترکین سایت یا انجمن آزاد را بگیرید.
    بابت توجه و محبتتون خیلی خیلی ممنونم.خوشبختانه ما به مرحله عقد نرسیدیم.قرار بود یک ماه بعدش عقد کنیم که همه چیز تموم شد.حتی نامزد هم نبودیم.خانوادم نذاشتن هیچ کس از فامیل متوجه این قضیه بشن.من فکر میکردم اون ملاکهای منو مثلا صداقت،استقلال فکری و خیلی چیزهای دیگه رو داره.باید بگم که اون فوق العاده آدم باهوشی بود که میدونست چطور دختری مثل منو تحت تاثیر قرار بده.در واقع بیشترین دلیلی که اون روز منو از ایشون زده کرد دروغ بود.راجب پوشش اون خودشو یه آدم آزاداندیش نشون داده بود اول.بعد از دو ماه حرف چادر رو زد.من فکر کردم با این حساب من روی هیچ کدوم از حرفاش نمیتونم حساب کنم.ولی میدونین چیزی مه منو مردد کرده اینه که من هفته قبل یه خواستگار داشتم که به نظر آدم خوبی میومد ولی متاسفانه من هیچ حس مثبتی از حرف زدن باهاش نداشتم وآرزو میکردم زودتر اون جلسه تموم بشه.وقتی با اون آقای قبلی بودم زمان برام زود میگذشت.با تمام وجود میخواستمش.دوست نداشتم زمان بگذره.ببخشید میدونم حرفام خیلی درهم برهمه.چون ذهنم آشفته هست


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.