سلام
خب خیلی سادست ،شما یه سری خواسته داشتید ،ایشونم همین طور ؛ که هر دوتونم نتونستید اونا رو همگرا کنید و بعد همه چیز منتفی شده ؛ اینکه خیلی خوبه ! حالا مشکل کجاست !؟ خواستگاری برای همینه دیگه وگرنه ملت همون جلسه اول عقدم میکردند! دیگه خواستگاری احتیاج نداشت! غیر اینه!؟

نوشته اصلی توسط
انتظارسبز
اما مامان و بابام میگن خوشی زده زیر دلت.میرفتی زندگیتو میکردی سرکار میخواستی بری چه کار و شاید بعدا درست می شد و.... به همراهیتون احتیاج دارم.ممنونم
این "شاید" که حتما غلطه. زندگی که معامله ی ماشین و خونه نیست که به زور جوشش بدیم!! و بخوایم از خواسته هامون ،البته خواسته هایی که منطقی باشند، کوتاه بیایم.البته میشه انعطاف داشت ولی حذفشون فکر کنم ممکن نباشه چون وقتی یه نیازتونو حذف میکنید در واقع باید شخصیتتون رو هم عوض کنید و این چیزی نیست که بشه به راحتی عوضش کرد پس این کار غلطه.
موفق و ثابت قدم باشید.
من دیوانه چو زلف تو رها میکردم / هیچ لایقترم از حلقه زنجیر نبود
علاقه مندی ها (Bookmarks)