به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 26
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 مرداد 97 [ 08:57]
    تاریخ عضویت
    1393-6-15
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    2,951
    سطح
    33
    Points: 2,951, Level: 33
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 99
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran1000 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 6 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به نظرم پا پیش بزارید تا بهفمن که واقعا می خواهید

  2. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 مهر 94 [ 16:02]
    تاریخ عضویت
    1393-6-15
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    1,003
    سطح
    17
    Points: 1,003, Level: 17
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 32.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 22 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط آونگ نمایش پست ها
    سلام
    سینا جان
    من متاهلم ، سنتی ازدواج کردم ، 8 سال پیش ، دو تا بچه دارم
    اول اینکه الان تاپیک خانم ارام دل حسابی شلوغه و همه سرشون اونجا گرمه
    ضمنا می دونم عشق تو دوران جوانی یعنی چی ولی از من گفتن آسمون که دهن باز نکرده همین یدونه دختر بیفته پایین (البته فکر نکنم گفتن این جمله فایده ای داشت)
    دختر مورد نظر شما تازه 19 ساله شه تو این دوره زمونه کمتر دختری ازدواج میکنه مگر اینکه خواستگارش خیلی مورد تاپی باشه (حمل بر بی احترامی به شما نشه) خوب حقم دارن تازه اول راهه احتمال اومدن خواستگار خوب زیاده
    تو این گیر دادنها مگر اینکه دلیل واهیی داشته باشند بتونی با اصرار راضی شون کنی شایدم ملاکهاشون به شما نمی خوره این طوری غیر مستقیم گفتند (نمی گم شما مشکلی داری نگاهشون با شما متفاوته)
    استانداردهای خانواده خودتو با دیگران یکی ندون
    الان مثل قدیما نیست 77 میلیون ادمیم 77 میلیون نظر مختلف
    چند وقت دیگه مادرت دوباره تماس بگیره اگر دوباره گفتند نه بیخیال شو
    مرسی بابت راهنماییتون آونگ خانوم.من اصلا عاشق این خانوم نیستم و فقط دو بار در حد سلام و خداحافظ دیدمشون.و اصلا فکر نمیکنم که از آسمون افتاده! کلی واسه خودم مطالعه دارم در مورد ازدواج و مشکلات ازدواج و حتی طلاق و معزلاتش و هم کلی درمورد ازدواج های نا موفق باهام حرف زده.حتی من و با خودش برد کلانتری دعواهای خانوادگی رو به چشم دیدم! من معتقدم اگر ازدواجم از سن بیست و پنج بگذره دیگه شور و شوق و انعطافی که الان دارم و میتونم در صورت مشکلات احتمالی انعطاف پذیر باشم و دیگه ندارم.در ضمن تحمل تنهایی و از لحاظ های دیگه تحمل سخت شده برام و کاملا خانواده من و درک میکنند و میدونن مسیری که میرم کاملا درسته.در مورد این خانوم نهایتا یک ماه صبر میکنم اگر نشد به مادرم میگم جای دیگه اقدام کنن.این دختر خانوم هم اگه تفکراتش با من متفاوت باشه چه بهتر که اصلا دوباره نبینمش.مرسی بازم از راهنماییاتون

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط آونگ نمایش پست ها
    سلام
    سینا جان
    من متاهلم ، سنتی ازدواج کردم ، 8 سال پیش ، دو تا بچه دارم
    اول اینکه الان تاپیک خانم ارام دل حسابی شلوغه و همه سرشون اونجا گرمه
    ضمنا می دونم عشق تو دوران جوانی یعنی چی ولی از من گفتن آسمون که دهن باز نکرده همین یدونه دختر بیفته پایین (البته فکر نکنم گفتن این جمله فایده ای داشت)
    دختر مورد نظر شما تازه 19 ساله شه تو این دوره زمونه کمتر دختری ازدواج میکنه مگر اینکه خواستگارش خیلی مورد تاپی باشه (حمل بر بی احترامی به شما نشه) خوب حقم دارن تازه اول راهه احتمال اومدن خواستگار خوب زیاده
    تو این گیر دادنها مگر اینکه دلیل واهیی داشته باشند بتونی با اصرار راضی شون کنی شایدم ملاکهاشون به شما نمی خوره این طوری غیر مستقیم گفتند (نمی گم شما مشکلی داری نگاهشون با شما متفاوته)
    استانداردهای خانواده خودتو با دیگران یکی ندون
    الان مثل قدیما نیست 77 میلیون ادمیم 77 میلیون نظر مختلف
    چند وقت دیگه مادرت دوباره تماس بگیره اگر دوباره گفتند نه بیخیال شو
    مرسی بابت راهنماییتون آونگ خانوم.من اصلا عاشق این خانوم نیستم و فقط دو بار در حد سلام و خداحافظ دیدمشون.و اصلا فکر نمیکنم که از آسمون افتاده! کلی واسه خودم مطالعه دارم در مورد ازدواج و مشکلات ازدواج و حتی طلاق و معزلاتش و هم کلی درمورد ازدواج های نا موفق باهام حرف زده.حتی من و با خودش برد کلانتری دعواهای خانوادگی رو به چشم دیدم! من معتقدم اگر ازدواجم از سن بیست و پنج بگذره دیگه شور و شوق و انعطافی که الان دارم و میتونم در صورت مشکلات احتمالی انعطاف پذیر باشم و دیگه ندارم.در ضمن تحمل تنهایی و از لحاظ های دیگه تحمل سخت شده برام و کاملا خانواده من و درک میکنند و میدونن مسیری که میرم کاملا درسته.در مورد این خانوم نهایتا یک ماه صبر میکنم اگر نشد به مادرم میگم جای دیگه اقدام کنن.این دختر خانوم هم اگه تفکراتش با من متفاوت باشه چه بهتر که اصلا دوباره نبینمش.مرسی بازم از راهنماییاتون

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط آونگ نمایش پست ها
    سلام
    سینا جان
    من متاهلم ، سنتی ازدواج کردم ، 8 سال پیش ، دو تا بچه دارم
    اول اینکه الان تاپیک خانم ارام دل حسابی شلوغه و همه سرشون اونجا گرمه
    ضمنا می دونم عشق تو دوران جوانی یعنی چی ولی از من گفتن آسمون که دهن باز نکرده همین یدونه دختر بیفته پایین (البته فکر نکنم گفتن این جمله فایده ای داشت)
    دختر مورد نظر شما تازه 19 ساله شه تو این دوره زمونه کمتر دختری ازدواج میکنه مگر اینکه خواستگارش خیلی مورد تاپی باشه (حمل بر بی احترامی به شما نشه) خوب حقم دارن تازه اول راهه احتمال اومدن خواستگار خوب زیاده
    تو این گیر دادنها مگر اینکه دلیل واهیی داشته باشند بتونی با اصرار راضی شون کنی شایدم ملاکهاشون به شما نمی خوره این طوری غیر مستقیم گفتند (نمی گم شما مشکلی داری نگاهشون با شما متفاوته)
    استانداردهای خانواده خودتو با دیگران یکی ندون
    الان مثل قدیما نیست 77 میلیون ادمیم 77 میلیون نظر مختلف
    چند وقت دیگه مادرت دوباره تماس بگیره اگر دوباره گفتند نه بیخیال شو
    مرسی بابت راهنماییتون آونگ خانوم.من اصلا عاشق این خانوم نیستم و فقط دو بار در حد سلام و خداحافظ دیدمشون.و اصلا فکر نمیکنم که از آسمون افتاده! کلی واسه خودم مطالعه دارم در مورد ازدواج و مشکلات ازدواج و حتی طلاق و معزلاتش و هم پدرم کلی درمورد ازدواج های نا موفق باهام حرف زده.حتی من و با خودش برد کلانتری دعواهای خانوادگی رو به چشم دیدم! من معتقدم اگر ازدواجم از سن بیست و پنج بگذره دیگه شور و شوق و انعطافی که الان دارم و میتونم در صورت مشکلات احتمالی انعطاف پذیر باشم و دیگه ندارم.در ضمن تحمل تنهایی و از لحاظ های دیگه تحمل سخت شده برام و کاملا خانواده من و درک میکنند و میدونن مسیری که میرم کاملا درسته.در مورد این خانوم نهایتا یک ماه صبر میکنم اگر نشد به مادرم میگم جای دیگه اقدام کنن.این دختر خانوم هم اگه تفکراتش با من متفاوت باشه چه بهتر که اصلا دوباره نبینمش.مرسی بازم از راهنماییاتون
    آقا محسن منظورتون از اقدام کردن اینه که یهویی و بدون هماهنگی بریم در خونشون خاستگاری؟ فک نکنم صورت خوشی داشته باشه! راه بهتری نیست؟

  3. کاربر روبرو از پست مفید سینا جوان تشکرکرده است .

    دختر بیخیال (سه شنبه 18 شهریور 93)

  4. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 تیر 97 [ 22:56]
    تاریخ عضویت
    1392-12-18
    نوشته ها
    524
    امتیاز
    13,135
    سطح
    74
    Points: 13,135, Level: 74
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 115
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,154

    تشکرشده 1,301 در 451 پست

    Rep Power
    104
    Array
    سلام دوست محترم.اول از همه ارزوی خوشبختی برای شما دارم.انشالله هر چی خیر وصلاح شماست بشه.
    دوم از همه گله ای که شما کردی رو من هم دارم ...بهتره چیزی نگم..بگزریم...

    اما بعد

    دوست من این احساسی که شما داری و خودتو قبول داری عالیه... جالبه هر کی خودشو خیلی قبول داره اگه بهش جواب رد بدند میگه لگد به بخت دخترش زد !! اما ببنید شما هنوز یه جا رفتی..اونم هنوز هیچی نشده و.. خلاصه دوست من ...یکی از دوستام اگه بدونی چقدر رفت خواستگاری تا ازدواج کرد..مورد داشتیم 30 جا رفته.. طرف تا پای عقد رفته... البته ببین تا حدی درگیر احساسات شدن طبیعی هست.

    ولی به خودت بگو سینا تا مهر عقد طرف توی شناسنامت نخوره حس این که اون مال تو شده
    (اون میتونه هر کسی باشه) همسر تو نیست..پس نباید از این تریپ ها برداری و...
    شما که شرایطتت نسبتا ثابت هستش... حالا میری خواستگاری مطمئن باش اگه جایی بری بخوانت با همین شرایط این حرفا رو نمی زنند..

    ببین وقتی یه پسر میره خواستگاری اگه نخوان بهش دختر بدند شاید برای این که دل طرف نشکنه مشکل اصلی رو نگند..میگردند الکی یا عیب روی دختر مردم میزارند(اگه پسره نخواد) اگه دختره نخواد میگن میخواد درس بخونه و..

    خلاصه دوست من... یه بار دیگه هم صحبت کنید البته چند وقت دیگه ببنید چی میشه..اگه اکی دادند باز بهش فکر کنید و.. اگه اکی ندادند بهتره به مامانتون بگید براتون موردهای دیگه ای رو زیر نظر بگیرند.

    به هیچی هم غیر این فکر نکن.. مثل مرد خواستگاری کن..عاشق هم که نیستی... این قدر دختر خبو زیاد هست که مهرش از این خانم هم به دلت بیش تر بشینه شاید..که بگی خوب شد این شد ..خلاصه فقط به خدا توکل کن بگو هر چی صلاح میدونی خدایا خودت.

  5. کاربر روبرو از پست مفید فدایی یار تشکرکرده است .

    دختر بیخیال (سه شنبه 18 شهریور 93)

  6. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 مهر 94 [ 16:02]
    تاریخ عضویت
    1393-6-15
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    1,003
    سطح
    17
    Points: 1,003, Level: 17
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 32.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 22 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مرسی عزیز.آقای فدایی یار. جالبه انقدر شرایط من و شما شبیه همه که همدیگه رو راحت درک میکنیم با این تفاوت که شما تحصیلات داری و متاسفانه در جامعه ما تحصیلات یه چیز دهن پر کن شده و شده ملاک دختر های خیلی کوچک تا بالا. من با وجود هوش و ذکاوت بالا و دبیرستان مدرسه نمونه بودم و شاگرد اول باز بخاطر چند مشکل که خداوند سر راهم قرار داد کمرم خم شد و از ادامه تحصیل باز موندم! (کنجکاوی نکنید قضیه عشقی نیست اصلا! یه بیماری بود که کنترل شد)


    من برای اینکه از زندگی بیشتر عقب نیافتم سریع رفتم سربازی(
    خدارو شکر رفتم چون الان زیاد تر شده خدمت)
    الانم که شاغل هستم و با پدرم شریکی کار میکنیم و دیگه دل و دماق درس خوندن و ندارم.
    پدرم به من گفته هر وقت دوس داری میتونی ازدواج کنی من خونه بهت میدم تا پنج سال. از این نظر ها شرایطم فک کنم بهتر باشه ولی باز شما تحصیلات داری که متاسفانه تو جامعه امروزی ما دهن پر کنه و من ندارم.بگذریم مقایسه نکنم بهتره. در کل جناب فدایی یار امیدوارم هردومون به نتیجه برسیم و ازدواج کنیم.من آدم شدیدا احساساتی هستم و شدیدا نیاز به آرامش دارم در کنار همسرم. صبر میکنم و اگه نشد جاهای دیگه هم اقدام میکنیم ولی به خانوادم همیشه گفتم اگه ازدواجم از ۲۵ بگذره کلا شاید راه زندگیمو تقییر بدم.تا حالا به حرف دین و والدین و مشاورین افراد با تجربه گوش کردم اما دیگه حس میکنم کاسه ی صبرم تا دو سال دیگه لبریز میشه و اونوقته که منفجر خواهم شد و همه چیز حتی اگه تا آخر عمر به ضرر خودم باشه تقییر میدم. بقرآن از کشورم شاکیم از دولت شاکیم از اونایی که با افزایش ظرفیت دانشگاه فقط مدرک گرفتن و عادت بچه های این زمونه کردن شاکیم.سن ازدواج و دارن میبرن همینجور بالا! حالا من بدبخت از کجا پیدا کنم دختری رو که هم پاک مونده باشه هم مثل بعضی از خانومای این تالار بکارتشونو ترمیم نکرده باشن و دروغ نگفته باشن به خاستگارشون! یا دخترای دیگه که بکارتشون و حفظ کردن و با وجود داشتن چادر روی سرشون فکر کنم با چیزایی که به عینه از نزدیکان شنیدم چیزی نداشته باشن که نشون نامحرما نداده باشن!خدایا خودت به داد من برس.اگه تو نبودی و توکل به تو نبود چه کارهاکه نمیکردم! یادش بخیر روزایی که سرنماز از تنهایی گریه میکردم و میگفتم اوس کریم نه بخاطر بهشت وجهنمت بلکه فقط بخاطر رفاقتمون بازم صبر میکنم و صبر میکنم و صبر. فکر کنم نباید کلا پابه این تالارمیزاشتم .بدجور پوشوندن کارای زشت دخترا و همچنین پسرای هم سن و سال خودم اعصابم و ریخت بهم. از همه معذرت میخوام بخاطر گفتن این حرفا نمیخواستم تعریف کنم از خودم و یهو بغزم ترکید شرمنده
    اگه لازمه پاک کنید

  7. 4 کاربر از پست مفید سینا جوان تشکرکرده اند .

    فدایی یار (سه شنبه 18 شهریور 93), مهربونی... (دوشنبه 17 شهریور 93), اثر راشومون (دوشنبه 17 شهریور 93), دختر بیخیال (سه شنبه 18 شهریور 93)

  8. #15
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array
    دانشگاهو حتمن،شده یک رشته پیش پا افتاده آسون،برو.فردا که بچت تو مدرسه گفت پدرم

    دیپلمه ست،جز سرافکندگی براش چیزی نداره،موقعی که دکتر و ارشد عادی شده.


  9. کاربر روبرو از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده است .

    دختر بیخیال (سه شنبه 18 شهریور 93)

  10. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 مهر 94 [ 16:02]
    تاریخ عضویت
    1393-6-15
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    1,003
    سطح
    17
    Points: 1,003, Level: 17
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 32.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 22 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهنگ 27 نمایش پست ها
    دانشگاهو حتمن،شده یک رشته پیش پا افتاده آسون،برو.فردا که بچت تو مدرسه گفت پدرم


    دیپلمه ست،جز سرافکندگی براش چیزی نداره،موقعی که دکتر و ارشد عادی شده.
    به نظر شما تحصیلات شخصیت میاره واسه فرزند آینده ی من؟ یا اینکه همه بگن پدرت مرد خوبیه و تو محل مشهور باشه به کمک کردن مردم؟ مدرک تحصیلی هیچ نفعی از لحاظ شغلی برا من نداره چون حتی دکترا و ارشد هم خیلیا دارن چون پارتی نداشتن الان رفتن مغازه زدن یا یه حرفه رو پیش گرفتن! فکر میکنم مدرک فقط بدرد همون دخترایی میخوره که دنبال شوهرن! و فقط برای همین درس میخونن!(توهین به بقیه نباشه اما زیاد دیدم)
    آقای فرهنگ شما فرض کن من دکترا دارم آیا اگر با وجود دکترا مشکل اخلاقی داشته باشم و انگشت نمای بقیه باشم بدتر آبروی پسرم نمیره؟ یا تحصیلکرده باشم اما نتونم فرزندم و خوب درک کنم و مواقع خاص پشتیبانش باشم و نقش پدر خوب و نتونم بازی کنم فایده داره؟ یاد حرف یه آدم خشک مذهب افتادم که میگفت چرا نمیای نمازاتو تو امامزاده بخونی که همه ببیننت و بفهمن نماز میخونی!

  11. کاربر روبرو از پست مفید سینا جوان تشکرکرده است .

    دختر بیخیال (سه شنبه 18 شهریور 93)

  12. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 10 اردیبهشت 01 [ 23:23]
    تاریخ عضویت
    1393-6-06
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    6,569
    سطح
    53
    Points: 6,569, Level: 53
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    95

    تشکرشده 41 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام سینای عزیز
    منم دقیقا شرایط شما رو دارم . بیست و چهار سالمه ، برای اولین بار خواستگاری رو همین یه هفته پیش بیرون از خونه مطرح کردیم و منتظر جوابیم که قصد شوهر دادن دخترشونو دارن یا نه ...
    در مورد تحصیلات هم باید بگم که با اینکه لیسانس دارم ولی آدمای زیادی رو می شناسم با مدارک تحصیلی بالا ولی دریغ از یه ذره شعور و اخلاق .
    به نظر من صبر کن ببین نظرشون چیه در مورد خواستگاری . اگه بله بود که فبها .... اگه نه بود ، عجله نکن . چند هفته ای رو صبر کن بعد دوباره از طریقی دیگه اقدام کن . شاید اینبار نظرشون عوض بشه . معمولا دختردارا یه کم نازو می کنن . ولی بعد از اون اگه جوابشون بازم خیر بود دیگه اصرار نکنین ، باعث میشه اونا تو رو در واسی گیر کنن و از این حرفا .
    من خودم الان اگه جواب نه بشنوم تو همین چند روزه واقعا برام سخت میشه . و نمی تونم مورد دیگه ای رو در نظر بگیرم ، ولی از همون اول این احتمال نه شنیدن رو برای خودم دارم که این سختی برام کمتر بشه . چیزی که هست دختر خوب با خانواده خوب . فقط نیاز به تحقیق و جستجوی کافی داره
    ایشالله که اگه صلاح و مصلحتت باشه ، از همین مورد بله رو می گیری
    خوشبخت باشی

  13. 2 کاربر از پست مفید Shayan68 تشکرکرده اند .

    دختر بیخیال (سه شنبه 18 شهریور 93), سلیمانی (سه شنبه 18 شهریور 93)

  14. #18
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array
    شخصیت نمیاره ولی تو جمعی که همه پدارشون دانشگاه رفته هستن،احساس حقارت می کنه.

    در مورد خودتم دانشگاه هیچ منافاتی با میوه فروشی نداره.دکترا و اخلاق هیچ ارتباطی با هم ندارن.

    می تونی دکترا تحصیلات و اخلاق با هم داشته باشی،می تونی هیچکدومو نداشته باشی.این دوتا

    هیچ ارتباطی با هم ندارن.جوری حرف می زنی انگار هرکی صعود تحصیلی کرده،سقوط اخلاقی می کنه.

    دختراهم که برای شوهر دانشگاه می رن،هدفشون دیده شدنه،با کنجه خونه نشستن،خاستگار دم در

    سبز نمی شه.

    از کجا معلوم که جواب ردی که دادن به خاطر عدم دانشگاه نرفتنت نباشه؟


  15. 3 کاربر از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 18 شهریور 93), اثر راشومون (سه شنبه 18 شهریور 93), دختر بیخیال (سه شنبه 18 شهریور 93)

  16. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 مهر 94 [ 16:02]
    تاریخ عضویت
    1393-6-15
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    1,003
    سطح
    17
    Points: 1,003, Level: 17
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 32.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 22 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهنگ 27 نمایش پست ها
    شخصیت نمیاره ولی تو جمعی که همه پدارشون دانشگاه رفته هستن،احساس حقارت می کنه.

    در مورد خودتم دانشگاه هیچ منافاتی با میوه فروشی نداره.دکترا و اخلاق هیچ ارتباطی با هم ندارن.

    می تونی دکترا تحصیلات و اخلاق با هم داشته باشی،می تونی هیچکدومو نداشته باشی.این دوتا

    هیچ ارتباطی با هم ندارن.جوری حرف می زنی انگار هرکی صعود تحصیلی کرده،سقوط اخلاقی می کنه.

    دختراهم که برای شوهر دانشگاه می رن،هدفشون دیده شدنه،با کنجه خونه نشستن،خاستگار دم در

    سبز نمی شه.

    از کجا معلوم که جواب ردی که دادن به خاطر عدم دانشگاه نرفتنت نباشه؟
    من نمیخوام بحث راه بندازم آقای فرهنگ هر کس نظر و عقیده ای داره عزیز جون.شما هم به خودتون نگیرین تا آدم یه حرفی میزنه.هرکس هم صعود تحصیلی کرده صقوط اخلاقی نکرده من نگفتم! داماد خودمون استاد دانشگاه هستند اما اصلا نظرات شما رو ندارن! من دیگه جوابتون و نمیدم.بقیه هم از من خورده نگیرند. در مورد جواب رد شنیدن من هم اگر اتفاقا رد کرده باشن واسه اینکه تحصیلات ندارم پای خودشونه.چون به نظرم یک انسان سالم هر وقت که بتونه و انگیزه ای براش داشته باشه میتونه تحصیلات و با خودش بیاره.البته تحصیلات از نظر من بازم مدرک دانشگاه نیست و از نظرم میزان مطالعه ی یک شخص در روزمره چه بسا از تحصیلاتی که امروزه فقط شده شب امتحان حفظ کردن و فرداش بیست گرفتن و یه ماه دیگه همه چیز و فراموش کردن درجه ی بالاتری برام داره. در ضمن این لفظ میوه فروشی که شما فرمودید فکر میکنم درست نبود.مهم نون حلالیه که آدم برا زن و بچش در میاره حالا چه صفور باشه چه استاد دانشگاه. پولی که هر دو درمیارند حلاله و ارزشش برای من برابر. (صفور درسته در یک اجتماع بخاطر نگاه نادرست بعضی از آدما جایگاه خوبی نداره ولی برا خدا که اصل کاریه خیلی جایگاه خوبیه اتفاقا.استاد دانشگاه هم که این همه حدیث داریم برای منزلتش پیش خدا)

    حالا به نظرم اگر من انقدر نادرست فرزندم و تربیت کرده باشم و براش یه دوست نباشم ایراد از منه که محاسن پدرش رو با بقیه مقایسه میکنه و بقیه چیزا جلو چشمش بی ارزشه.(بازم بی احترامی به شخص نیست هدفم)


    شایان جان منم برای شما آرزوی خوشبختی میکنم و بهترینهارو همونطور که برا خودم میخوام بهتر تر تر تر از آرزوهای خودم و برای شما از خداوند میخوام.دردمون یکیه شایان جان. البته درد نیست صبوری لازمه یکم سخته.مرسی از راهنماییات.

    دیشبم دوباره مادرم تماس گرفتند و مادر دختر خانوم از زبان پدر دختر خانوم گفتند که به هیچ عنوان راضی به ازدواج دخترشون نمیشن.خب این منو دیگه بیخیال کرد تا حدودی ولی بازم مادرم میگه بزار یکاری کنیم بفهمیم مزه ی دهن خود دختر خانوم چیه تا باز بدونیم چیکار کنیم.خدایا شکرت من این مادر و نداشتم تا حالا مرده بودم از غصه.همه ی مادرای مهربون و برا فرزندشون نگه دار.

  17. کاربر روبرو از پست مفید سینا جوان تشکرکرده است .

    دختر بیخیال (سه شنبه 18 شهریور 93)

  18. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 بهمن 93 [ 12:22]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    2,352
    سطح
    29
    Points: 2,352, Level: 29
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points3 months registeredSocial
    تشکرها
    1,083

    تشکرشده 1,447 در 508 پست

    Rep Power
    113
    Array
    دختره معلومه مزه دهنش چیه دیگه آخه
    شما باید رو خانواده کار کنی احتمالا از اون دخترایی هم باشه که میگه هر چی بابا مامانم بگن خخخخخخخ
    یکی دو هفته دیگه یه تماس بگیر اگه اوکی شد که مبارکه اگرم نه اصلا مهم نیست چیزی که زیاده دختر

  19. 2 کاربر از پست مفید maedeh120 تشکرکرده اند .

    اثر راشومون (سه شنبه 18 شهریور 93), دختر بیخیال (سه شنبه 18 شهریور 93)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. درخواست طلاق دادم ولی مادر شوهرم پیش همه دروغ میگه وآبرومو پیش همه میبره چکار کنم؟
    توسط یاصاحب زمان ادرکنی در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 آذر 95, 11:16
  2. پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 بهمن 93, 00:46
  3. قبول کردن پیشنهاد خوابیدن پیش هم در دوران نامزدی بدون هیچ محرمیتی !!!
    توسط tanhaei در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: یکشنبه 31 شهریور 92, 06:04
  4. پیامدهای روابط افراطی دختر و پسر پیش از ازدواج؟
    توسط keyvan در انجمن ارتباط دختر و پسر(عشق)
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: چهارشنبه 23 بهمن 87, 19:02

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.