سلام آونگ عزیز
این که گفتم قضیه بیمارستان اینطوری شد خود ایشون با مادرم هماهنگ کرده بود که بیاد وگرنه به من باشه به کسی انقدر رو نمیدم ...
به هرحال این چند نفرم سرشون به سنگ خورده بود که بیان منو بگیرن
فکر نکنم حالا حالاها دیگه سر و کلشون پیدا بشه
آخه من خودمم جدیدا حس میکنم اخلاقم نسبت به قبل کمی تغییر کرده ....









علاقه مندی ها (Bookmarks)