سلام ستاره جان
اگه كمكي ميكنه چشم.
من به يك نوع بيماري مفاصل دچار شدم كه اسم نميبرم فقط زانوهام ورم شديد ميكنه و ..... و داروهاي كورتون و نتيجه پوكي استخوان و ....
اما عزيزم بيماري مهم نيست ايا ميتوني تصور كني شما كه مرا نمي شناسيد بعنوان يك انسان محترم و از قرائن معلوم داراي احساس و حس كنجكاوي، نسبت به اين حقير محبت داشته حرفهايم را ميشنويد و پاسخ ميدهيد شمايي كه نگرش منفي هم نسبت به مرداني كه قصد طلاق و ازدواج مجدد دارند داريد، اما نسبت به من كنجكاوي ميكنيد و ميخواهيد بدونيد چه بيماري دارم، آيا من از همسرم نبايد چنين توقعي داشته باشم كه يكبار مثل شما برخورد كنه؟!!!!! آيا اصلاً شما ازدواج كرديد؟ آيا ميدانيد از همسر جه توقعاتي بايد داشت؟
ايا مفهوم زندگي مشترك را حس كرديد؟ اگر ازدواج نكرديد فكر كنيد از همسر آينده تون چه انتظاري داريد ؟ ايا توقع زيادي است كه انتظار داشته باشم همسرم مرا درك كنه و در خوشي و ناراحتي كنارم باشه؟ امااز خودم نميخوام تعريف كنم اما3 ساله كه شديداً پيگيري كردم كه تغييراتي حاصل بشه و بتوانم پسرم گلم در كنار خانواده نگه دارم. اما چي بگم كه بايد از خودم بگذرم و با توجه به وضعيتم بسوزم و بسازم و زندگي را در اينده پسرم ببينم. ايا اين دردناك نيست ايا سراغ داريد مشاوري را كه چنين توصيه اي بكند؟ ايا در صورت نبودن رابطه عاطفي و محيط اين چنيني پسرم رشد خوبي خواهد داشت؟ ايا شما به اين قبيل مشكلات اگاهي داريد؟
ايا چنانچه رابطه جنسي مورد رضايت طرفين وجود نداشته باشد ايا مفهوم زن و شوهر زير سئوال نميرود. اگر تجربه زندگي داشته باشيد به قدر مسلم مفهوم حرفهاي مرا درك خواهيد كرد.
پوزش ميخواهم چنانچه رك صحبت كردم
اما از اينكه در اين مدت سنگ صبوري براي من بوديد متواضعانه دست شما را ميبوسم.
خوشبخت باشيد و پايدار. التماس دعا.
عيد فطر را پيشاپيش به شما عزيز گرامي تبريك ميگويم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)