به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 30
  1. #21
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 20 شهریور 93 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1393-5-12
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    153
    سطح
    3
    Points: 153, Level: 3
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    16

    تشکرشده 8 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مثلا هر وقت تماس می گیرم گوشیش مشغوله. ناخوداگاه بهش گیر میدم. بیچاره بازم برام توضیح میده. یا اینکه مدام ازش می پرسیدم کجایی. اما اخیرا با خوندن مطالب این تالار این کارو نمی کنم و احساس می کنم بهتر شده. یا دوستی های قبلیشو بازگو می کردم. رفتارم خشک بود.
    باورتون میشه هنوز یه بار زبانی بهش نگفتن عزیزم یا عشقم یا دوست دارم و غیره همش در حد اسمس بوده..... بعضی وقتا می گم این چه جوریه منو تحمل می کنه
    خدایش خوندن مطالب دوستان دیگه که مشکلاتشونو مطرح می کنن دیدم رو رو باز کرده و متوجه اشتباهاتم شدم. مثلا الان یعنی یه هفته میشه اویزونش نیستم کمتر زنگ میزنم نمی پرسم کجایی یا بهش گیر نمیدم. همین باعث شده خودش تماس بگیره. حالمو بپرسه و جامون برعکس شه. به نظرم ادم با یه مدیریت رفتار می تونه طرف مقابلشو مدیریت کنه (البته همه رو نه) . برای من داره جواب میده انگار ..... اما دوست دارم رفتارمو پخته تر و از حالت گیر بچگانه دور کنم. دنبال رفتارها و مدیریت رفتار بهتر هستم. می خوام بدونم رفتارهای درست چیه ؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید من 25 تشکرکرده است .

    terme00 (چهارشنبه 22 مرداد 93)

  3. #22
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 20 شهریور 93 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1393-5-12
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    153
    سطح
    3
    Points: 153, Level: 3
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    16

    تشکرشده 8 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مطالب تالار رو خوندم خیلی روم تاثیر گذاشت. باهاش ده روزی میشه تماسمو کمتر کرده بودم. اونم گه گودایی زنگ میزد و حالمو می پرسید همه چیز خوب. صبح قبل از رفتن به کلینیک اسمس میداد. اما امروز نداد.اما من دادم گفتم سلام .... صبحت بخیر. اونم سریع جواب داد سلام گلم صبح توم بخیر. شد ساعت 9 قرار بود موضوعی رو بهش یاد اوری کنم. اسمس دادم گفتم ..... اونم گفت بهم مرخصی ندادن. باشه بهشون می زنگم .............. ساعت 1 اینا بود اسمس دادم میرم خونه ............. جواب نداد ........ ساعت 3 اینا زنگ زدم واب نداد............. نگران شدم 4 تا 4.5 هی زنگ زدم بازم جواب نداد. ولی 4 یه بار گوشیش مشغول بود. شاید خودش و شاید کسیم بطور همزمان بهش زنگ می زده.
    اسمس دادم ای بابا گوشیو واردار. چرا جواب نمی دی ساعت 4 که گوشیت مشغول بود؟ جواب نداد. دوباره زنگ زدم ... خاموش شده تا الان ... خیلی ناراحت شدم؟

    اتفاقی براش افتاده یعنی؟ یا نه اومده پادگان خوابیده و نمی خواد جواب منو بده.. اعصابم از اینکه اون هر لحظه ممکنه جوابمو نده و بره خورد شده .... تو این سه سال این حرکتش بی سابقه بوده .......... چکار کنم؟ نه می شه بدگمان شد ... نمیشه ناراحتم نشد .......... ای کاش هیچ وقت دوسش نداشتم و هیچ کسو دوست نمیی داشتم
    ویرایش توسط من 25 : چهارشنبه 22 مرداد 93 در ساعت 18:05

  4. کاربر روبرو از پست مفید من 25 تشکرکرده است .

    terme00 (چهارشنبه 22 مرداد 93)

  5. #23
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 08 خرداد 95 [ 23:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-30
    نوشته ها
    502
    امتیاز
    6,216
    سطح
    51
    Points: 6,216, Level: 51
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 134
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,079

    تشکرشده 1,505 در 452 پست

    Rep Power
    75
    Array
    قربونت برم منم هزار بار طرفم پشت سر هم هی اس بده و زنگ بزنه کلافه میشم خوب یه بار زنگ بزن دیگه تماس نگیر تا خودش زنگ بزنه...این مساله تلفن خیلی برات مهم و حساس شده به طور کل داره اذیتت میکنه..... آخه واقعا نمیشه که تو همش یه سره استرس و تنش داشته باشی که الان ولم میکنه یا فردا ولم میکنه...ببین اون اگه بخواد بره میره اگه نخوادباهات بمونه نمیمونه ...توی یه مقاله خوندم که اگه یه مرد یه زنی رو بخواد دنیا جلوش وایسن بازم میخوادش اما اگر نخواد هیچکس جلودارش نیست...میخوای با این ترس باهاش زندگی کنی؟انگار منتظری ببینی کی ولت میکنه ؟این زندگی میشه آخه؟؟؟بجای لذت از زندگی همش ترس همش فکر جدایی...یکم اعتماد به نفس داشته باش تو لیاقت این رفتار رو نداری

  6. #24
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 20 شهریور 93 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1393-5-12
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    153
    سطح
    3
    Points: 153, Level: 3
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    16

    تشکرشده 8 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    روزا جون دقیقا زدی به هدف. من باید خودمو کنترل کنم. اون شب ساعت 10 بهم زنگ زد. گفت که نگهبانی گوشیشونو گرفته و تا 10 شب پس نداده. به زور پس گرفتن و اومدن اسایشگاه. امروزم سر این گوشی جواب ندادنش بازم باش دعوام شد. اون بیچاره اونجا سربازه و منم که... از خودم داره حالم بهم می خوره. دارم به این نتیجه می رسم یعنی رسیدم مشکل از خودمه و باید خودمو درست کنم

  7. کاربر روبرو از پست مفید من 25 تشکرکرده است .

    رزا (یکشنبه 26 مرداد 93)

  8. #25
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 08 خرداد 95 [ 23:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-30
    نوشته ها
    502
    امتیاز
    6,216
    سطح
    51
    Points: 6,216, Level: 51
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 134
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,079

    تشکرشده 1,505 در 452 پست

    Rep Power
    75
    Array
    آره گلم یکم خودت رو کنترل کن....متاسفانه عده کمی هستند که بگن من مقصرم و من باید خودم رو تغییر بدم>>>.همیشه میگیم باید طرفمون روتغییر بدیم.....شما یکم حساسیتت رو کم کن ...خیلی دست و پاگیره نامزدت نشو ...کلا مردها از زن هایی که همیشه در دسترس هستند یا اونا رو کنترل میکنن ویا نقش مادر رو واسشون بازی میکنن متنفرند....سعی کن تو دسترس نباشی بذار دلش تنگ بشه و بیات سمتت ...در حد نرمال واسش ناز کن ولی گستاخی نکن...یه مثال ساده واست میزنم فکر کن یه روز که از درخونه میای بیرون کلی الماس ریخته روی زمین اولش واست جذابیت داره و کلی حال میکنی بعد تصور کن تا چند روزهر روز که میای بیرون هنوزم الماس ها ریختن رو زمین .بعد کم کم از هیجان دیدن الماس ها کم میشه چرا؟؟؟چون هرروز هستند و واست عادت میشه ولی تصور کن یه روز که در رو باز میکنی دیگه از الماس ها خبری نیست اونوقت حسرت میخوری تازه قدرشون رو میفهمی و با تعجب میگردی دنبالشون ...شما هم دقیقا حکم همون الماس رو داری گلم......منتها تو فرصت نمیدی تا میاد دلش واست تنگ شه تو زودتر باهاش تماس میگیری...از قدیم گفتن زن نازه و مرد نیاز ...بذار یه مدت تو خودش باشه اگه اومد سمتت که خوبه اما اگر نیومد بدون این رابطه دووم نداره چون شما هی باید بدوویی دنبالش تا اینکه یه روز از دستت فرار میکنه ..ببخشید زیادحرف زدم

  9. کاربر روبرو از پست مفید رزا تشکرکرده است .

    من 25 (دوشنبه 27 مرداد 93)

  10. #26
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 20 شهریور 93 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1393-5-12
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    153
    سطح
    3
    Points: 153, Level: 3
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    16

    تشکرشده 8 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مرسی روزا جون همینکارو می کنم ببینم چه میشه

  11. کاربر روبرو از پست مفید من 25 تشکرکرده است .

    رزا (دوشنبه 27 مرداد 93)

  12. #27
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 20 شهریور 93 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1393-5-12
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    153
    سطح
    3
    Points: 153, Level: 3
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    16

    تشکرشده 8 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستای گلم. بعد از این قضیه سعی کردم کمتر تماس بگیرم. فکر کردم همه چیز بهتر شه. اما نشد و اونم کمتر تماس گرفت . تا اینکه دیروز بهش زنگ زدم و همه چیز بینمون تموم شد. مردی که اینقد الان سرد و بی عاطفس وای به حال بعدانش. بعد از حرفام نه تماس گرفت نه چیزی. خلاصه فکر کنم. یه رابطه دیگه تو این دنیا تموم شد. از این دنیا من چیزی نفهمیدم ولی اینو خوب فهمیدم بعضیا لیاقت دوست داشتنو ندارن.من عاشقانه وفادارنه وخالصانه میخواستمش. حیف این همه سالی عمرمو به پاش گذاشتم و براش اشک ریختم. فقط موندم چه جوری به خانوادم بگم................

    - - - Updated - - -

    سلام دوستای گلم. بعد از این قضیه سعی کردم کمتر تماس بگیرم. فکر کردم همه چیز بهتر شه. اما نشد و اونم کمتر تماس گرفت . تا اینکه دیروز بهش زنگ زدم و همه چیز بینمون تموم شد. مردی که اینقد الان سرد و بی عاطفس وای به حال بعدانش. بعد از حرفام نه تماس گرفت نه چیزی. خلاصه فکر کنم. یه رابطه دیگه تو این دنیا تموم شد. از این دنیا من چیزی نفهمیدم ولی اینو خوب فهمیدم بعضیا لیاقت دوست داشتنو ندارن.من عاشقانه وفادارنه وخالصانه میخواستمش. حیف این همه سالی عمرمو به پاش گذاشتم و براش اشک ریختم. فقط موندم چه جوری به خانوادم بگم................

  13. #28
    Banned
    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 مهر 93 [ 16:56]
    تاریخ عضویت
    1393-5-25
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    218
    سطح
    4
    Points: 218, Level: 4
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    26

    تشکرشده 74 در 30 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سربسته حرف میزنی من که اصلا نفهمیدم به طور دقیق مشکلت چیه
    به خانواده هات هم چیزی نگو ایشاللا درست میشه رابطتون
    خدمتش کی تموم میشه3ساله عقد هستید حتما باید بزودی خدمتش تموم شه و رابطتون خوب شه
    مردها کمتر حوصله حرف زدن و اسمس بازی و این چیزا رو دارن سر به سرش نذار
    اما برای چی میگی بهش محبت نمیکنی اگه تو نکنی کی کنه مامان بزرگش یا دخترای دیگه
    فقط باید کج دار و مریض تا کنین تا خدمتش تموم شه چقدر مونده خدمتش تموم شه؟؟؟؟؟
    نامزدی های قبل خدمت این گرفتاری ها رو داره
    30سالش شده و هنوز خدمت هست عجیبه

  14. کاربر روبرو از پست مفید Samane1367 تشکرکرده است .

    من 25 (چهارشنبه 12 شهریور 93)

  15. #29
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    خوب شد که تمامش کردی.
    یه کم جرات می خواست که باور کنی تمام شده.

    در مورد تمام شدن رابطه و این که این روزها باید چیکار کنی که راحت تر بگذره، مطلب بخون.
    شاید برگرده،
    اگر برگشت حتما با مشورت در موردش تصمیم بگیره.
    خودت هرگز دیگه تماسی نگیر.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  16. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    من 25 (چهارشنبه 12 شهریور 93)

  17. #30
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 20 شهریور 93 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1393-5-12
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    153
    سطح
    3
    Points: 153, Level: 3
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 47
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    16

    تشکرشده 8 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سمانه جون لیسانش 5 سال و ارشدش 3 سال طول کشیده الانم 7 ماهه سربازه. دیگه 29-30 سالش میشه. غروب بهم زنگ زد. ج.اب ندادم بعد اسمس داد بازم جواب ندادم. روز اخری که با هم بحثمون شد بهم گفت من با این همه تماس و بی تابی کردن عامل بدبختیش شدم و خستش کردم. می گفت ولم کن. حرفش یادم می افته بغض گلومو می گیره من بخاطر اینکه دلتنگش می شم اینقد بی تابی می کنم و حالشو دارم اما اون چی برداشت می کنه. سمانه جون طرح سربازی برداشته و شاید تا تیر اینده سربازیش تموم شه. نمی دونم باید چکار کنم اگه فردا اینا تماس گرفت جوابشو بدم یا ندم .... نمی دونم چه کاری درسته .. دیگه عقلم نمی رسه .... کلیم کار دارم باید چند ماه دیگه برم فرصت مطالعاتی خارچ. 2 ماه دیگه باید امتحان جامع و از پروپوزالم دفاع کنم. نوشتن مقاله و کارامم به کنار.... خدا جونم چکار کنم؟ رفتار درست با این آقا چیه؟
    با رفتارای نسنجیده و بچگانه خودمو پیشش سبک کردم و همینه باعث شده اون به خودش جرات بده اینجور جوابمو بده. منی که بعضیا ارزوشونه نگاشون کنم؟ چه جوری دوباره احترام خودمم برگردونم؟ میشه راهنماییم کنید؟ ممنون می شم


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. حساسیت زنانه
    توسط بادبادک در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 08 تیر 96, 00:05
  2. حساسیت به مادر شوهرم
    توسط parnian1 در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 25 تیر 93, 13:35
  3. چشم چرانی همسرم یا حساسیت من
    توسط بانوی اسفند در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: جمعه 06 تیر 93, 12:18

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:44 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.