
نوشته اصلی توسط
شاپرک 114
شوهرم خیلی به نظرمن اهمیت میده تاحالانشده بیادبگه من میخوام برم همیشه اومده گفته فلان برنامه اس نظرتوچیه؟مشکلی نداری من برم؟
منم وقتی میبینم بهم احترام میذاره مخالفت نکردم مثلا3-4 ماه 1بارگاهی میره پیش همین دوستاش
موقعی که زنگ میزنه به من ونظرمومیپرسه من میگم باشه اما دیرتراز12 شب نشه من بیدارم منتظرت می مونم تابیای وهمیشه سرساعت اومده
شوهرم خیلی دوست ورفیق داره امامن تاحالا ندیدم بخاطراونهامنو ول کنه همیشه من الویت اولش بودم مجردکه بوده کل ایران رو گشته خیلی اهل سفروگشت وگذاربوده دوست ندارم الان احساس کنه ازادیشو باازدواج ازدست داده
چه شوهر خوبی ...
راستش حسودیم شد 
به نظر من اگه خودت از ته دلت موافقی خوب اشکال نداره ... ایشون برادریشو ثابت کرده نیازی به مخالفت نیست
آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همین جاست بخند
دست خطی که تورا عاشق کرد، شوخی کاغذی ماست بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی، به خدا مثل تو تنهاست بخند ...
علاقه مندی ها (Bookmarks)