به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

Threaded View

  1. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 09 بهمن 94 [ 18:36]
    تاریخ عضویت
    1393-4-25
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    1,186
    سطح
    18
    Points: 1,186, Level: 18
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    41

    تشکرشده 40 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام خدمت بانو پروانه گرامی :
    تو پست بانو سارا به مشکلت اشاره کردی ، من هم به پست شما سر زدم وقتی وقتی مشکل امروزت رو خوندم مجبور شدم تاپیک قبلیت رو هم کامل بخونم البته خیلی نتونستم راهکار های دوستان رو کامل و موشکافانه بخونم
    فقط خواستم بدونید برای این قدر از موضوع شما متاثر شدم که حاضر شدم به خاطرش پست قبلی تون رو هم مطالعه کنم .


    بانو پروانه من همیشه به همه توصیه کردم راه ، حل کردن مسائل ،‌تصمیم های عجولانه و بی منطق نیست
    برای رسیدن به این مطلب شما همیشه باید آرامش تون رو حفظ کنید .

    حفظ آرامش مهمترین راه برای کسب راه حل درست و مناسبه .

    باید در خلوت های خودتون به رفتار تون خوب فکر کنید ، حرکات و صحبت هاتون ( چه اون هایی که گفتید ، چه اون هایی که دوست دارید بعدا بگید ) بشینید قشنگ با آرامش و صبر و حوصله واکاوی کنید .

    شما قبل از این که به مشکلات همسرتون بپردازید باید روی کنترل و مدیریت رفتار و گفتار خودتون تمرکز کنید ،
    به نظر من تا اینجا که خودتون گفتید شاید بزرگترین مشکل شما ، خود شما باشید .

    شما باید ببینید با خودتون چند چندین ؟ کلاه تون رو قاضی کنید ، رفتارتون رو نقد کنید ، اصلا اشکالی نداره آدم خودش رو اصلاح کنه ، رفتارش رو تغییر بده

    این که امامان ما گفتند : اگر هر روز تو مثل روز قبل باشد ضرر کرده ای ، و یا این که میگن قبل از این که تو را بازخواست کنند خودت ، خودت را و اعمالت را محاسبه کن ، برای همین است که ما خودمان را ، رفتار ، و گفتار و فکرمان را اصلاح کنیم .

    2 تا حدیث هست یکی از امام علی(ع) و دیگری از امام حسن (ع) که برات مینویسم ، این دوتا حدیث بسیار در زندگی من تاثیر گذار بوده اند طوری که بعد از 12 سال( از دوران سربازی ) هنوز از ذهنم پاک نشده :

    1 - سکوت ، بوستان تفکر است .
    2 - تفکر ، حیات بخش دل مومن است .

    وقتی میخوای به خودت و اعمالت فکر کنی سعی کن از خودت بیای بیرون و خودت رو قضاوت کنی .

    تا حالا به حرکت مورچه ها رو زمین نگاه کردی ؟ تا حالا بهشون دقت کردی ؟ مخصوصا اگه از فاصله بلندتری بهشون نگاه کنی ، شما میتونی یک مورچه رو از بالا در نظر بگیری و این که داره چیکار میکنه و کجا میره رو به راحتی ببینی !!!

    اما خدا مورچه رو ریز خلق نکرده که ما اونا رو تماشا کنیم یا زیر پامون له کنیم ، شاید خواسته گاهی وقتا بهمون بگه منم دارم اون جوری که تو به مورچه نگاه میکنی ، میبینمت !!

    بیاین اون جوری از بالا به خودمون ، حرکاتمون ، رفتارهامون دقت کنیم ، که من چیکار کردم ، چی گفتم ، آیا با گفتن این حرف دل کسی رو شکوندم ؟

    و هزار تا مورد که میتونه در لحظه اتفاق افتاده باشه از حرکت پلک ها بگیر تا عمق نگاه ، بلندی و کوتاهی صدا بگیر تا الفاظی که به کار میبری و ....

    میبینی شما فقط 5 ماه نیست که در کنار همسر تون زندگی میکنی ، در همین 5 ماه شاید میلیون ها حرکت ، و رفتار از شما سر زده ، که شاید عامل سردی و بد اخلاقی های شوهرتون همین حرکات و رفتار شما باشه .

    ( این مطلب که گفتم مطلق و همیشگی نیست ، اما میتونه اتفاق افتاده باشه ) یکبار گذشته تون رو خوب مرور کنید . لحظه به لحظه و مو به مو

    این که شما در شهر کوچکی زندگی میکنی و از طرفی ازدواج تون هم سنتی بوده یه طرف قضیه است اما آیا وقتی به خواستگاری شما اومد با هم دیگه تنها نشستید صحبت کنید ؟ از انتظارات و آرزوهای هم بپرسید ؟ از علائق تون ؟ و این که از همسر آینده تون چه توقعی دارید ؟

    اگر شناخت دارید خوب بهتر اما اگر شناخت ندارید ، خوب بدون این که بترسید ، تصمیم عجولانه بگیرید و یا هر کار دیگری این فرصت رو غنیمت بشمارید تا همسرتون رو بهتر بشناسید ،

    حتما شوهر شما یک سری اخلاق خوب و محسناتی داشته اند که شما راغب شدی باهش ازدواج کنی و جواب مثبت بدین .

    ذهن تون رو از منفی بافی و بدگویی در مورد شوهرتون پاک کنید ، اصلا به اون به عنوان یک هیولای بی احساس نگاه نکنید ،
    برای این که بتونید در کنار شوهرتون ادامه بدید باید کاملا بهش اعتماد کنید ، بهش اعتماد به نفس بدین و ضمنا هرگز تستش نکنید ( که دوست تون داره ؟ یا نه ؟ ) ( همین که منتظر می نشینید واسه غذا خوردن صداتون کنه یا بیاد دنبالتون

    با توجه به مطالبی که در پست قبلی راجع به شوهرتون نوشتید که تا حالا با هیچ دختری ارتباط نداشته شما چه انتظاری دارید از کسی که دنیای دختران را نمی شناسه ، از آرزوها و انتظاراتشون خبر نداره ،
    اومده ازدواج کرده بیشتر واسه نیاز جنسی و مهمتر از اون نیاز احساسی اش برطرف بشه

    توجه * توجه * توجه : نیاز جنسی برای خیلی از مردها یعنی همه چیز ، یعنی اول و آخر دنیا * * *

    من در پست بانو سارا گفتم شما هم می تونید رو مسئله ارتباط فکر کنید اما یه توصیه به شما دارم قبلش حتما رفتار و گفتار خودتون از اول ازدواج تا امروز رو بسنجید . شاید دلیل پرخاشگری و سردی شوهرتون رفتا گذشته شما بوده .

    همسر شما در شرایط خاصی قرار داره من هم این دوران سربازی رو گذروندم : متاسفانه این دوره از نظر روحی بسیار به سربازا فشار میاره

    تاحالا نشنیدین فلانی سرباز فراریه ؟ یا فلانی تو سربازی خود زنی کرده ، کشته ؟

    همه اش به خاطر فشار روحیه ، واسه این که فرد خودش رو قبل از سربازی برای تحمل این سختی ها آماده نکرده ،

    متاسفانه این برمیگرده به تربیت غلط فرزندان ، که اکثر پدر و مادرها فرزنداشون رو برای روزهای سخت آماده نمی کنن ، تا هر چی میخوان واسشون اماده میکنند ، سربازی که خونه خاله نیست ، همه اش مسئولیته و گاهی وقتا زور هم میگن .

    با این که خود من به سربازی به عنوان یک عبادت نگاه میکردم و میگفتم هرجور بشه میگذره ، بعضی وقتا کم می آوردم ( البته تا جایی که یادمه فقط 1 بار ، یعنی کم آوردم گریه کردم ) من قبل از خدمت خودم رو برای هر جور تنبیهی آماده کرده بودم در مدت آموزشی که خیلی فشرده بود 15 کیلو کم کردم اما اصلا خم به ابرو نیاوردم ، اما بعد دوره آموزشی دیگه فشار جسمانی نیست بلکه یک روند سخت فرسایشی و به شدت رو روحیه و اعصاب تاثیر میذاره . ممکنه به خاطر شرایطی که همسرتون در اون قرار داره بی طاقت باشه ، مضطرب باشه ، عصبانی باشه و ...

    این شما هستید که باید مدیریت رفتار و مدیریت زمان رو در اختیار بگیرید ، مطمئنا اون بلوغی که میگن باید برای ازدواج داشته باشی تنها بلوغ جنسی نیست

    بلوغ جنسی اولیشه ، بلوغ اجتماعی و بلوغ اقتصادی و بلوغ احساسی هم لازمه ادامه زندگی هست یعنی احساس مسئولیت پذیری باید هم در زن و هم در شوهر ایجاد بشه تا بتونند به زندگی ادامه بدن

    نکته ی دیگری که هست این که شما چند بار نوشتید من خودم بهش یاد دادم ، القاء کردم ، گفتم این جوری دوست دارم و ...

    با توجه به این که تحصیلات شما از شوهرتون بالا تره و تو یک شهر کوچیک زندگی میکنید ، وقتی با همسرتون چنین رفتاری دارید در واقع همسرتون نوعی احساس حقارت بهش دست میده

    این که میگین با دوستاش راحت تره ، و دوستاش بدون اون برنامه شون رو کنسل میکنن یعنی دوستاش قبولش دارند ،
    از طرفی با این رفتارشون بهش فهموندن چقدر براشون اهمیت داره !!! کاری که شما احتمالا نتونستید انجام بدین ،

    چون پست بانو سارا رو دنبال میکنید میگم : من تو تاپیک سارای عزیز گفتم : مقصود مرد ممکنه فقط ارتباط نباشه بلکه داشتن حامی و پشتیبانه ( خواهش میکنم یکبار دیگه دوتا متنی که برای بانو سارا نوشتم با دقت و کلمه به کلمه بخون ، من تاکید کردم که هر مردی دوست داره زنش بزرگترین حامی و پشتیبانش باشه ، حالا داره به بهانه رابطه میزان حمایت و پشتیبانی شما رو تست میکنه . )

    متاسفانه برخوردهای عجولانه ، پرخاشگرای های گاه گاهانه ، و توسری زدن های احتمالی شما باعث شده اون از شما دلسرد بشه ، ببینید اون که بچه نیست شما مثل یک کودک همه چیز رو بهش بگید ، بالاخره تو این 26 سالی که از خدا عمر گرفته کلی چیز میدونه و فکر میکنه کاری که میکنه درسته ، حالا شما هم هی بهش راهکار بده اون هم مستقیم ، این خودش بد ترین شکل ممکنه یعنی راحت بگم با این کارت له اش کردی ، داغونش کردی ، ارزش اون رو با خاک یکسان کردی ،‌ احتمالا با خودش میگه این که من رو قبول نداره ، هر کاری که میکنم ایراد میگیره ، میگه اینجوری باش ، اونجوری باش و ...

    اصلا عزیز من قبول دارم که ممکنه بعضی از کارها رو ندونه یا بلد نباشه ، اما این راهش نیست که مستقیم بزنی تو برجکش ،
    میدونی وقتی گفتی تو دیشب دعواتون شده بعد اون گرفته خوابیده و تو بالا سرش گریه کردی " خودم رو گذاشتم جای اون : یعنی اگه راه فرار داشت و شهرتون کوچیک نبود و خیلی ها همدیگر رو نمیشناختن حاضر بود از خونه تون فرار کنه بره تو پارک بخوابه اما گریه تو رو نشنوه ، مطمئن باش اون هم نتونسته خوب بخوابه ، نه دیشب ، نه امروز ، مدام داشته به خودش فحش میداده و بد و بیراه میگفته که چه غلطی کردم زن گرفتم ،

    از شنیدن خبر دعواتون باور کن اشکم دراومد ، درسته که یک مردم ،‌اما از سنگ که نیستم واقعا روحم جریحه دار میشه وقتی میبینم زن و شوهری با هم دعوا میکنند ، ان شاء اله واسه هیچ کس پیش نیاد .

    بانو پروانه نزدیک به 2 ساعته واسه شما مینویسم ، حسابی ذهن منو مشغول کردین ، خواهش میکنم
    آولا آرامش تون رو حفظ کنید ، دوما رو تک تک واژگان وعباراتی که نوشتم تامل کنید ، بعد به پست های دیگه ای که گفتم هم سر بزنید .
    من معمولا طوری می نویسم که به درد خیلی ها بخوره ، نگاه به مشکل خودت نکن بلکه هنر ما زمانی است که راهکار های دیگر رو برای حل مشکلمون تطبیق بدیم و مشکلمون رو حل کنیم .

    باور کنید دوست داشتن هم هنره ، عشق ورزیدن هم هنره ، و ما بایست این را بیاموزیم ، میگیم هنر ، چون آموختنی است .

    اولین قدم داشتن باور درسته ، باورهاتون رو در مورد شوهرتون تغییر بدین ( به هیچ وجه از واژه برج زهر مار و ... استفاده نکنید ) ، بهش عشق بورزید ، اما برای ابراز علاقه او به او مهلت بدین ، اون احتمالا در مورد روابط زن و مرد از نظر عاطفی و احساسی اطلاعات کامل و یا درستی نداره ،
    با این روشی که میگم جلو برید :

    توقع تون رو از همسرتون کم کنید ، به اون طوری عشق بورزید که واقعا احساس کنه ، احساس داشتن یک حامی و پشتیبان رو به او بدین تا بفهمه و احساس کنه برای همیشه و تا آخر عمر بزرگترین و تنها حامی زندگیش رو درکنارش داره ،
    هرگز از جدایی و تنفر با او صحبت نکنید .
    بهش محبت کنید بی منت و بی ریا ، خیالتون راحت ،‌پر رو نمیشه اسیر محبت شما میشه

    شما امروز صیاد دلی باید بدونی دلش رو کی ، کجا و چه جوری صید کنی ، شما که نمیخوای دلش رو بشکنی ، میخوای باهاش خونه آرزوهات رو بسازی ، پس سازنده باش ، نه مخرب

    برای ساختن باید یادبگیری چه جوری بسازی ، این هم علمه و هم هنر یعنی تو ساختنت هنر داشته باشی بد صلیقه گی نکنی

    مطمئن باش اون روز همون فرشته ای خواهی بود که شوهرت از تو انتظار داره ، خودت رو باور کن و تصمیمت برای ساختن زندگیت مصمم ، این نوع تفکر خودش میتونه سازنده باشه ، از طرفی انرژی مثبتی که تو ذهن شما شکل میگیره خود به خود به اون هم منتقل میشه ، اما اگه افکارتون منفی باشه خودتون رو هم نمی تونید تغییر بدین چه برسه به زندگی تون

    سریال ایرانی ارمغان تاریکی رو احتمالا دیدین " به همسرتون مثل نقش اول فیلم که به همسرش علاقه داشت نگاه کنید ، چون صورت زنش رو با اسید سوزوندن تا آخر عمر خودش رو به کوری زد !!!!

    وای خدای من اگه همه زن و شوهرا این جوری به هم نگاه کنند ، دنیا گلستان میشه ، این شدنیه
    سعی کنید پرخاشگری ها و بی محلی های شوهرتون رو نبینید و بی منت بهش محبت کنید .

    در مورد رفتاری کردین دوباره فکر کنید ، در ضمن اگه گاهی بحث تون میشه اجازه ندین هیچ کس حتی پدر و مادر تون دخالت کنند ، حتما حتما حتما اگه دخالت کردند یادتون نره مبادا تو هم گله گذاری شوهرتو ببری پیش مامانت بلکه باید تو روشون دربیای که شوهرمه گاهی وقتا حق داره باهام بلند هم حرف بزنه
    مطمئن باش اگه این کار رو بکنی پر رو که نمیشه ، این حمایتت چنان اثری داره که حتی از رابطه هم براش لذت بخش تره ( در یک کلام شوهرت رو باور کن و حامی اش باش . )

    ببخشید از تمامی دوستان که این قدر متن های من طولانی میشه چون در روز 3 تا پیام نمی تونم بنویسم مجبورم هر راهکاری که به ذهنم میرسه در قالب یک متن جامع و کامل و تقریبا همه جانبه واستون بنویسم

    به امید روزی که تمام زنان و مردان همسرانی بی بدیل برای هم در زندگی مشترک باشند .

    عاشق باشید و امیدوار ، با توکل به خدا ، با آرزوی موفقیت

    این متن رو کاملا با دقت بخون و در مورد هرچی نوشتم اگه خواستی نظر بده ، اگر هم سوالی ، یا نظری داشتی بنویس مطمئن باش ( به شرط حیات و سلامت ) جواب میدم .

    با تقدیم احترام و تشکر از تحمل بالاتون که با صبر و حوصله مطالعه کردین - بینا

  2. 2 کاربر از پست مفید بینا تشکرکرده اند .

    پروانه 71 (سه شنبه 11 شهریور 93), هم آوا (جمعه 21 شهریور 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 آبان 94, 19:18
  2. پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: شنبه 17 خرداد 93, 01:49
  3. استفاده از سایت همسریابی برای آشنایی و ازدواج درست هست
    توسط شمیم بهار در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: پنجشنبه 14 فروردین 93, 17:30
  4. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 91, 23:34
  5. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 فروردین 90, 07:04

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.