خیلی ممنون از دوستایی که خوندن و جواب دادن
مینوش:من با کسی دوست نمیش که بخوان بهم درخواستی بدن ،اکثرا خودشون خیالات ورشون بر میداره ،نباید هم مستقیم باشه ،وقتی رفتن اطاق استاد نمیدنم پنجاه شصت ساله ،زنگ میزنه ادرس رستوران جلوی من میپرسه و وقتی میبینه بجایی نمیرسه میره خونش و هزارتا رفتار زشت دیگه
یا وقتی میخرم سوپر خرید،منم عین خیلی دخترایی که از من شیک وپیک تر هم هستن رفتار میکنم ،بعد میبینم مرده که =باید 5تا بچه داشته باشه و یکیشون هم کناردستشه ،نمیدونم چش میشه دفع دوم که میرم مغازش تو چشام بدون اینکه من نگاهش کنم نگاه میکنه و عاشقانه میخنده
یا میرم کتابفروشی فروشنده بجای اینکه ادب و نزاکتش رو رعایت کنه میاد دوسانتیمتری من وایمیسته یا بعضیا حتی از نوع مودب و شیک حرف زدنت(نه عشوه گرانه که خودم بدم میاد)
یا کسیکه شومارشو میندازه توی خریدم ،البته شماره مغازهش رو.خیالات ورشون برمیداره
اینها بی احترامی نیست و تصور خوب مردا رو میرسونه؟

ارایشم جلف نیست ،خط توی چشم و ریمل و کرم معمولی

من حتی نمیتونم مردای مجرد و متاهل رو ا زهم تشخیص بدم و براشون تاسف میخورم که چرا اینقدر پست هستن ،
توی دانشگاه یه زمان دو سه تا استاد جوان از رفتار هاشون معلوم بود جذب من شدن ، نصف، هم خودشون میفهمیدن و نصف دیگه هم از اونا میشنیدن
درحالیکه من کوچکترین ارتباط خارج از کلاسی با این استادا نداشتم مگه اینکه یکبار در حد یکی دو دقیقه درسی و ضروری دیده بودمشون ،ولی جالبه همه فکر میکردن من با اینها دوست هستم یا درصدد جذب و تور کرئنشون هستم
تا چندماهی فقط واسه خودم فکر میکردم ،این استاد منو میخواست یا نظر سو داشت ،که به نتیجه نمیرسیدم و خودبخود یادم میرفت

مدونا هم نمیدونم چیه ،تو این سایت هم چیزی ندیدم ،میشه خلاصه بگید یعنی چه ؟ وچطوری تقویتش کنم؟

نخ هم اصلا نمیدونم چیه