سلام.اون روز وقتی دیدم خوشحالید و خیلی خوشحال شدم. ببنید باتوجه به ازدواج سنتی که داشتید و تفاوت فرهنگی فاحشی که دارید اگه بخواید به این کارا دامن بزنید و ادامه بدید کارتون خدایی ناکرده بیخ پیدا میکنه...
ببنید به نظر من بحث خجالت نیست.. اگه ایشون خجالت می کشیدند باید شب هم خجالت می کشیدند اون قدر بحث کنید که پدر و مادرتون هم بفهمند هر چند بازم ممکنه خیلی عصبی شده ولی بازم هر چقدر شما عصبیش کرده باشید و و حق با ایشون بوده باشه کارشون درست نبوده
شاید هر مرد دیگه ای بود اونم خونه ی پدر شوهر..تا شما نمی اومدید لب به غذا نمی زد.. اگه ساعت دو شب هم نبود حتی سر شب هم بحثتون میشد مدیریت می کرد اصلا کار به بحث کشیده نشه یا اگه کشیده شد کوتاه می اومد و می گفت زشته پدر و مادر خانمم نفهمند ناراحت میشند و.. نمی دونم بعدش هم این قدر راحت نمی خوابید... اکثر طلاق ها اول زندگی به خاطر همین مسایل پیش میاد..
اصلا چرا شما سر سفره نرفتید ؟؟خواستید ببنید همسرتون چقدر فرق کرده یا عکس العملش چیه؟؟متاسفانه باید گفت همسر شما دقیقا اون چیزی که شما میخواید نیستند از نظر رفتار با توجه به فرهنگ و ادابی که دارند و بزرگ شدند...پس به جای تمرکز روی این ها..روی خوبی هاشون تمرکز کنید و کم کم و رفته رفته سعی کنید بهشون متوجه کنید که مثلا اگه چطور رفتار می کرد بهتر بود و شما بیش تر دوست داشتید و..
متاسفانه با دعوا و قهر اشتی و های این جوری فقط روابطتتون تیره تر میشه و خدایی ناکرده کار به جاهای باریک تر کشیده میشه.دوران عقد دوران شناخت هم هست ...نه محک زدن.. شما وقتی میبنید همسرتون این طوره هستند دیگه هیچ وقت سعی کنید وقتی میان خونتون با هم بحث کنید..چون جلوی مامان بابا دعواتون بشه اونا بفهمند و فقط شرایط بد تر میشه و قبح این کار برای طرفین ریخته میشه.. وقتی میبنید همسرتون بدون شما انگار نه انگار کاری کنید این اتفاق نیفته تا کم کم اون طوری که شما میخواید بشند...
امیدوارم مشکلتون زودتر حل بشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)