\
من با خواهرم خیلی صمیمی هستیم و بحث لج افتادن و اینها در آینده بعید به نظر میرسه اما حتی اگر همچین چیزی هم باشه باز من برام مهم نیست...چون من وقتی کسی رو انتخاب کنم و بهش بله بدم دیگه حرف کسی برام مهم نیست چون این انتخاب خودم بوده و اون طرف رو همین طوری پذیرفتم....
اوهوم اینکه سنش رو راست گفته باشه مهمه!
سلام
مرسی که وقت گذاشتین...
والا برای من ظاهر در حد خودم باشه کفایت میکنه ولی من در کنار ایشون مثل دخترشون هستم!اینه که یه کم مرددم کرده..
برای انصراف از تحصیل هم همون اول پرسیدم گفتن که مهندسی پتروشیمی میخوندن و چون بعد از دو سال نیاز بوده که برن عسلویه و در واقع کلا زندگیشونو باید منتقل میکردن اونجا دیگه منصرف شدن!البته اینارو مادرشون بهم گفت جلسه اول ولی وقتی از خودشون توی جلسه خواستگاری پرسیدم میزان تحصیلات رو گفتن دیپلم!اصلا هم اشاره ای به این موضوع نکردن...مادرم میگه شاید مادرش غلو کرده و یه جورایی راستش رو نگفته!
در مورد موافقت خانواده هم که کلا میگن ما نظرمون رو میگیم ولی بازم هر چی نظر خودت هست..
مرسی از راهنمایتون...حتما روش فکر خواهم کرد...
درود گرامی
من تا حالا غیر از ایشون کسی رو به خاطر ظاهر رد نکردم...در مورد سن هم خب خانواده های طرف مقابل هم خیلیا موافق نیستن پسرشون با دختر بزرگتر از خودش ازدواج کنه!ضمن این که من با یکی دو سال کوچیکتر مشکلی ندارم اما خدایی دیگه پسر 21-22 ساله به من نمیخوره از نظر فکری و اینا!!
در مورد مدرک اما یه کم سخت گیرم...چون فکر میکنم واقعا طرز فکر ادم دانشگاه رفته با نرفته خیلی فرق داره!نمیدونم شاید زیادی حساس هستم روی این موضوع!چیزی هم که باعث حساسیتم شده برخوردم با افراد دیپلمه و احساس تفاوت عمیق فکری و فرهنگی بین خودم و اونهاست!
نه خو من نمیگم که از من بلندتر و هیکلی تر نباشه!منم با شما هم عقیده م در این مورد اما میگم این بلندتری و هیکلی تر بودن تا یه اندازه ای خوبه وقتی بیش از حد باشه خو میشیم فیل و فنجون یا مث پدر و دختر![]()
معیارهای من:
1.هم کفو بودن از همه نظر:
ینی اینکه خانواده های دو طرف بهم بخورن از همه نظر مخصوصا از نظر فرهنگی و مذهبی...حالا نه اینکه بگم صد در صد مثل هم باشیم ولی خو شباهت ها بیشتر از تفاوت ها به چشم بیاد!
2.ایمان:
من خودم از نظر مذهبی معمولی هستم و دوس دارم همسرم هم حداقل های مذهبی رو داشته باشه حالا مذهبی تر هم بود که بهتر اما نه در حد خشک مقدس!دوس دارم حلال و حروم سرش بشه...توکلش به خدا باشه و توی سختیا خودشو نبازه...حق الناس براش مهم باشه و از این جور مسائل...
3.اخلاق:
اینم توضیح نداره دیگه!...از نظر اخلاقی باید متعادل بود...نمیگم من کاملم...همه اشکالاتی دارن ولی خو باید در جمع بندی اخلاقی که از ایشون دارم نکات مثبت به منفی بچربه...مثلا من به شخصه خیلی شر و شور و شیطون هستم البته نه در حد جلف بازی ولی خب کلا خنده رو هستم و اهل شوخی...دوس دارم همسرم هم در این مورد مثل خودم باشه...
4.صداقت:
صداقت هم جزو موارد اخلاقی هست اما من جداش کردم چون خیلی خیلی برام مهم هست...من حتی با یه دروغ ممکنه تمام ذهنیتم از یه نفر نابود بشه!به شدت حساسم روی این مساله...
5.تحصیلات:
که خب اینم توضیحش رو در بین صحبتام گفتم...
6.شغل:
این که درامد طرف چقدر هست مهم نیست...مهم اینه که ادم کاری باشه و اهل تلاش...از کسایی که فقط میخورن و میخوابن و منتظرن کار بیاد در خونه رو بزنه بدم میاد...یا اینکه فقط برای اینکه بگن من کار دارم دو سه ساعت در روز خودشونو مشغول کنن به یه کار الکی!
7.ظاهر:
نمیگم خوشگل باشه...در حد خودم حتی پایین تر هم بود مشکلی نیست فقط دیگه خیلی پیر نباشه مثل این مورد!
اینایی که گفتم معیارهای اصلی من هستن که به جز سه مورد اخر بقیه موارد یه جورایی همه در رتبه یک قرار میگیرن!ینی اینکه اهمیتشون در حد هم هست با اختلاف چند صدم درصد...
اگر کسی این موارد رو داشت اونوقت میرم سراغ معیارهای فرعی که خب اهمیتشون به مراتب کمتر هست...












علاقه مندی ها (Bookmarks)