من خیلی شوهرم رو دوست دارم ولی خنده داره که نگران من 27 ساله میشه
اگه میخواستم به هر راهی برم تا حالا صد بار رفته بودم و برگشته بودم
جالبه وقتی یکی از دوستهای خودش اینجوری یاجوج و ماجوجه خیلی طبیعی رفتار میکنه
مثلا میگه محسن اگر چه اهل دوست دختره و بی بند و بارن و .... ولی اصلا به ناموس بقیه ی دوستاش نگاه نمیکنه

نمیدونم چرا وقتی بحث اطرافیان من میشه حتی نماز نخوندنشونم واسه شوهرم اهمیت پیدا میکنه

دوستان کسی هست که به من راهکار بده که چجوری بایستی با همسرم برخورد کنم؟؟؟
دعوا دوست ندارم. امر و نهی دوست ندارم. کینه داشتن و لج بازی کردن و بدزبونی و تلافی دوست ندارم.
چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
give me a hand please