سلام آقا علی
میدونید من اتفاقا معتقدم تو جامعه ی ما و شاید تو همه ی دنیا مردا اگه بخوان میتونن هر کاری بکنن و هیچکس واقعا هیچکس نه خانواده نه قانون نه هیچی نمیتونه جلوشونو بگیره . برعکس زنا .... بیچاره ها تا کلی سیاست زنانه بکار نبرن و دل شوهره رو با هزار جور بدبختی و پا گذاشتن روی غرورشون بدست نیارن شوهراشون هیچ کاری واسشون نمیکنن.
آقای علی کوچولو واقعا نمیدونم چطور شروع کنم. اونی که به شما احترام نمیذاره در درجه ی اول خودتون هستید . وقتی در درون تونستید به خودتون احترام بذارید 80 درصد موفقیت رو بدست آوردید و 20 درصد بقیه اطرافیان هستند. اینو بیخود نمیگم . از برایان تریسی خوندم که میگه ثابت شده 80 درصد مشکلات ما بخاطر عوامل درونیه و 20 درصد ناشی از عوامل بیرونیه.
زن و خانواده ی زنتون و مطمئنا افراد دیگه ای در زندگیتون که بتون احترام نمیذارن فقط 20 درصد مشکلاتتون رو تشکیل میدن.
لطفا به خودتون برگردید. خودتون رو مرکز توجه قرار بدید. روی خودتون کار کنید . زنتون و خانوادش خودبخود یا درست میشن یا از سر راهتون میرن کنار تا آدمای جدیدی وارد زندگیتون بشن که با شخصیت جدیدتون سازگارن.
اگه خودتون رو عوض نکنید توی مریخ هم زن بگیرید بازم همین کارا رو باتون میکنه. تمام زنای دنیا و تمام مردای دنیا همینطور باتون برخورد میکنن.
این که گفتم نتنها نا امید کننده نیست بلکه بسیار امیدوار کنندس. چون شما کنترلی روی دیگرون ندارید اما خودتون کاملا در اختیار خودتون هستید. شما با اعتمادبنفس بار نیومدید. خانوادتون توی آماده کردنتون برای ناملایمات زندگی کوتاهی کردن.
میشه برای کمک به خودتون اگه سوالی میکنم جواب بدید؟ من حریم خصوصی شما رو حفظ میکنم و سوالایی که دوس ندارید جواب بدید رو نادیده میگیرم.
شما توی خانواده ی خودتون هم احتمالا شخص محترم و مقتدری نیستید درسته؟ شما رو قبول ندارن و از طرف اعضای خانواده ی خودتون مثل خواهر یا برادر و حتی والدین تحقیر میشید. درسته؟
دوم اینکه شما از حمایت خانواده ی خودتون توی مسائل زنتون محرومید یا اینکه شما اجازه ی پشتیبانی از خودتون رو بشون نمیدید درسته؟. چرا که همونطور که خانواده ی زنتون ازش بی چون و چرا دفاع میکنن از نقش خانوادتون چیزی نگفتید.
سوم اینکه شما با از دست دادن زنتون دقیقا چی رو از دست میدی؟ دقیقا حفظ چه چیزی تو این زندگی باعث شده شما ادامه بدید؟ پول؟ محبت ؟ واقعا دارید برای حفظ چی تحمل میکنید؟
مثال میزنم تا سوال آخرم واضحتر بشه.
من توی زندگی9 سالم با شوهرم یه وقت به جایی رسیدم که داشتم از زندگی خفه می شدم. کاغذ و خودکار اوردم. صفحه ی کاغذ رو بصورت عمودی با خودکار خطی کشیدم تا به دو نیم تقسیم بشه. یه طرف کاغذ مزایا و معایب ادامه با اون مرد رو نوشتم . طرف دیگش مزایا و معایب ترک و جدایی.
من برعکس خانومتون از طرف خانوادم حمایت نمیشدم و اگه طلاق میگرفتم اونجا هم واسم جهنم میشد. اما خواستم بد رو به بدتر ترجیح داده باشم. از طرفی دوتا بچه داشتم . نمیخواستم ترکشون کنم تا زیر دست این و اون با ذلت و خواری و بدون اعتماد بنفس بزرگ بشن.
میدونید چکار کردم ؟ تصمیم گرفتم ادامه بدم اما قبل از اون تا آخر خط و تا جایی که در توان دارم مبارزه کنم. با خودم گفتم من قهر میکنم و اگه شوهرم بام توافق کرد که بخشی از حق و حقوقم رو رعایت کنه ادامه میدم . میخواستم تا جایی که میتونستم به شوهرم فشار بیارم حتی حاضر شدم کارم به دادگاه برسه خودم رو برای همه چیز برای رسوایی و شماتت فامیل و دوستان..... برای شنیدن سرزنش های بد پدرم و برادرام و حتی مادرم.... برای کتک کاری هرکی که میخواد مجبورم کنه تن به خواری بدم ... خلاصه دیگه برا هر اتفاقی خودم رو آماده کرده بودم.... گفتم میخوام تا دل سیاهی برم. میخواستم ببینم ته این سیاهی کجاست و آیا به روشنایی میرسم؟ اما یه خط قرمز بود که به خودم قول دادم ازش نمیگذرم و اون ترک بچه هام بود . بچه هام مجبورم میکردن درصورت برنده نشدن و عوض نشدن رفتار شوهرم بازم ادامه بدم. بچه هام.......
شما برا چی دارید ادامه میدید؟ اون چیه که بخاطرش تحمل میکنید؟ اون چیه که از خودتون ....از عزت نفستون.... از شخصیت و حرمتتون مهمتره که دارید خودتون رو فداش می کنید. برای من بچه هام بودن. چون خودم انتخاب کردم خودمو فداشون بکنم.
البته ناگفته نمونه اصلا قبل از اینکه به دل سیاهی و اون همه تصوراتیکه میکردم موقع مبارزه و احقاق حقوقم برام اتفاق میفته برسم مشکل الحمدلله حل شد. الان هم مشکلاتی دارم اما خب طبیعین.
بیایید اول از خودتون شروع کنید و به فکر جدایی نباشید . این آخرین راهه نه اولین راه.
اول از همه به طرز صحبتتون با خودتون دقت کنید. شما خودتون رو با چه الفاظی صدا میکنید؟ .....منظورم تو دلتونه نه اینکه با صدای بلند خودتون رو چی صدا میکنید. چون مسلما شما خودتون رو با صدای بلند صدا نمیکنیدمثلا چرا اسمتونو گذاشتید علی کوچولوه نه بزرگ؟
دوما ببینید چندبار در روز خودتون رو سرزنش میکنید؟ برا همه چیز نه برا یه موضوع.
اینجوری میفهمید خودتون چقدر به خودتون احترام میذارید. اینا به نظر ساده میان. به نظر میاد که به مشکل شما و همسرتون ربطی نداره....... بخاطر اینه که من دارم لایه های بسیار عمیق تر و نه سطحی روانتون رو کنکاش می کنم تا مشکل از ریشه حل بشه. چون همینطور که گفتم احتمالا همه با شما این رفتار رو دارن.
آقا علی شما نیاز دارید به درمان خود کم بینی. بعضی ها خودشیفتن بعضی ها مث شما خودشونو کوچیک میبینن. شما یک مهرطلب هستید و مهر و محبت رو گدایی میکنید....میدونید چرا؟ چون خودتون به خودتون محبت نمیکنید.
آقای علی من نمیتونم شما رو علی کوچولو صدا کنم . توصیه میکنم حتما حتما حتما کتاب مهر طلبی ( بیماری راضی کردن دیگران) رو بخونید. توی این کتاب آزمونهایی هست که حتما جواب بدید . چیزهایی رو راجع به خودتون میفهمید که کف میکنید.
ببخشید زیاد حرف زدم تازه این یک دهمش بود......![]()







مثلا چرا اسمتونو گذاشتید علی کوچولوه نه بزرگ؟


علاقه مندی ها (Bookmarks)