به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 تیر 97 [ 22:56]
    تاریخ عضویت
    1392-12-18
    نوشته ها
    524
    امتیاز
    13,135
    سطح
    74
    Points: 13,135, Level: 74
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 115
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,154

    تشکرشده 1,301 در 451 پست

    Rep Power
    104
    Array
    سلام خانم دختر بی خیال.قبل از هر چیز بگم من یه سری چیز ها رو با اون فرض قبلی گفتم اما وقتی گفتید دلیل اصلی اتفاقات اخیر چی هستش و..

    اولا بهتون تبریک میگم بابت داشتن چنین مادری.قدرشو حتما که میدونید انشالله خدا همیشه حفظشون کنه براتون در صحت و سلامتی کامل.

    چرا بخوان مامانتون ناراحت بشند...راستش من هنوزم میگم تغییر رفتارهای شما به سمت بهتر شدن هیچ منافاتی با ازدواجتون به نظر نمیاد داشته باشه...با این حال میتونید به مامانتون مثلا به شوخی بگید قربونت بشم میترسی روی دستت تا اخر عمر بمونم نه این طور نمیشه :)) ..باید از خداشون هم باشه و..

    اگه براتون خواستگار میاد شرایط این طوری میشه که گفتید خب پس بهتره خواستگار نیاد تا وقتی که شما دیدگاهتون رو عوض کنید...

    بابت ریزه کاری گفتم من با این فرض گفتم که مامانتون اولش اصرار داشتند که شما گفتید دلیل اصلیش چی بود و.. ولی برای این که سوالتون بی پاسخ نمونه مثال میزنم...مثلا منظورم این بود یه روز مامانتون دارند حرف از ازدواج و اومدن خواستگار میگند و.. به مامانتون میگفتید مامان دلیل این همه اصرار چیه واقعا ترس اصلی شما چی هستش ؟ حرف مردم..این که خدایی ناکرده سال های بعد خواستگار کم تری برام بیاد یا چی ؟؟ بعدش که مثلا مامانتون دلایلشون رو میگفتند و.. میگفتید باشه مامان جون برای این که شما فکر نکنید من میخوام روی حرفتون حرفی زده باشم یا بهانه ی الکی میارم باشه اجازه بدید خواستگار بیاد ولی قبلش بهم بگید طرف کی هست چیکاره هست از همه مهم تر ازش بپرسید معرفش کی هست و.. بعدش اگه دیدم یه سری حداقل ها رو داره باشه بیاد.. و این طور مثال ها ..نه این که من روز اخر قرار باشه بفهمم چون این طوری هم بهم استرس وارد میشه و هم ناراحتم میکنه و ...


    نه ببنید ..شما الان 23 سالتون هست..شما میتونید خودتون رو جای هر دختری که زیر سن 23 هست بزارید چون این دوران رو گذروندید.. وهمه ی ادما به همین نسبت..ولی نمیتونید که خودتون رو بزارید جای یه دختر 25 ساله و بدونید اون واقعا چه نیازهایی توی این سن میتونه داشته باشه (در حالت طبیعی وعرفش رو میگم بماند یه عده نسبت به سن شناسنامه ای کمی جلوتر یا عقب تر هستند معمولیش رو در نظر بگرید)... الان شما این طوری فکر می کنید که اول خودمو اصلاح کنم (بماند که چیزایی که گفتید به نظر من بد نیست و ایده ال گرایی شما رو نشون میده..البته خوبه میل شما به رشد و تغییر و فوق العاده هستش داشتن چنین روحیه ای ولی نه این که بگید مثلا استپ ازدواج) بعدش بعد دو سال به ازدواج فکر کنم.. شاید دو سال بعد گیریم شما به صد در صد تغیییرات مد نظر الانتون رسیدید یعنی با خطای صفر (هشتاد درصد هم نه) بعدش توی اون سن هم ازدواج می کنید انشالله بعدش میبنید ای دل غافل چقدر ازدواج خوب بود چقدر به رشد شما کمک کرد اصلا میبنید یه دنیا جدیدی براتون باز میشه که الان اصلا فکرش رو هم نمی کردید و مثلا اون موقع میگید ای بابا ای کاش زودتر ازدواج کرده بودم اگه میدونستم این قدر هم برام توی تغییرات مفید بود هم سایر چیز ها و..
    نمی دونم یه خانمی 21 ساله دیروز تاپیک زدند که میخوان برای ارشد بخونند رشته ی مهندسی پزشکی یه دانشگاه تاپ بودند و.. ولی خانواده ی ایشون مثل شما میگند ازدواج و.. من نظرم برای ایشون این بود به ادامه ی تحصیلشون توی همون دانشگاه خودشون فکر کنند که دلایلش رو توی تاپیک خودشون گفتم..ولی برای شما اینو نمیگم چون دلایل شما واقعا به نظرم چه بسا ازدواج کنید تسریع هم بشه روند تغییراتتون.
    به هر حال منظور من این نبود به خودتون فرصت میدید تا ایراداتی که به رعم خود دارید رو اصلاح کنید اشتباست که در پاراگراف بالا توضیح دادم.


    در نهایت بگم به نظرم با مامانتون صحبت کنید.بزارید خواستگار خوب بیاد خونتون.هم میشه تجربه و توی این گیر ودار اومدیم یه کسی هم اومد که واقعا عالی بود و هدیه ای بود از طرف خدا.پس چرا در رو به روی خودتون می بندید.تعارف که نداریم الان طوری نیست که هر روز بخواد برای یه دختر خواستگار بیاد و .. اگه شما واقعا این قدر خاطر خواه دارید و.. یه طوری هستید تا یه جکعی شما رو میبینند سریع میگن دختر خوبی هست و. اینو قدر بدونید خدایی ناکرده باعث نشه این فرصت بشه یه تهدید و فکر کنید بله دیگه من همیشه برام هست و.. (البته باز نه این که از ترس نیومدن خواستگار در سال های بعد الان عجله کنید) دارم کلی میگم..میگم قدر بدونید...
    انشالله هر تصمصیم میگیرید به صلاحتون باشه.

  2. کاربر روبرو از پست مفید فدایی یار تشکرکرده است .

    صبا_2009 (پنجشنبه 30 مرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. خواهر شوهرم برام حد و مرز تعیین میکنه
    توسط نشاط زندگی در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 اردیبهشت 96, 11:11
  2. سرنوشت از قبل تعیین شده؟
    توسط saminnaz2 در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 29 شهریور 95, 08:45
  3. نظرخواهی : شرایط تعیین شده برای ازدواج
    توسط sobhan13 در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: جمعه 28 تیر 92, 00:10
  4. چطور برای خودم هدف تعیین کنم؟(خواهش می کنم کمکم کنید)
    توسط نیلوفر 62 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: پنجشنبه 27 مهر 91, 23:23
  5. بالاخره اقدام قانونی برای تعیین تکلیف زندگیم کردم
    توسط mitra6057 در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 28
    آخرين نوشته: پنجشنبه 01 تیر 91, 07:28

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.