به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 102

موضوع: تجاوز

  1. #41
    Banned
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 مرداد 93 [ 01:12]
    تاریخ عضویت
    1392-7-16
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    990
    سطح
    16
    Points: 990, Level: 16
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    95

    تشکرشده 76 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام نازنین خیلی خیلی متأسفم منم قربانی تجاوزم مثل من نباش از چیزی نترس من کارم به جایی رسید که به متجاوز پول میدادم چون تهدیدم کرد آبرومو میبره.بابات از بابای من که بدتر نیست با اینکه شوهر داشتم اما اگر سهوا به یک نامحرم لبخند میزدم دعوام میکرد خیلی سخت گیر بود تازشم بابامو همه میشناختند.همه اینجا بهم میگفتند برو پیش پلیس اما من ترسو بودم تا اینکه با کمک این سایت تونستم به شوهرم بگم.شوهرم پا به پام اومد و تنهام نذاشت.حکم اعدام متجاوز صادر شد.نشد پدرم نفهمه وقتی فهمید میدونی چکار کرد؟بغلم کرد و با صدای بلند گریه کرد میدونی آغوشش چقدر آرومم کرد؟ پیش خودم گفتم کاشکی زودتر به پدرم میگفتم تا اینهمه عذاب نکشم. از هیچی نترس اون اگه تهدیدت میکنه پای خودشم گیره.پدرت همیشه پشتته از هیچی نترس و نذار مثل من کارت سخت بشه

  2. 15 کاربر از پست مفید hamta-tanha تشکرکرده اند .

    alireza35 (جمعه 28 شهریور 93), Amir_23 (پنجشنبه 30 مرداد 93), anisa (پنجشنبه 30 مرداد 93), Aras (یکشنبه 02 شهریور 93), del (پنجشنبه 30 مرداد 93), khaleghezey (شنبه 01 شهریور 93), majid_k (پنجشنبه 30 مرداد 93), mohammad6599 (جمعه 07 شهریور 93), Nilofar mordab (پنجشنبه 30 مرداد 93), فدایی یار (شنبه 01 شهریور 93), فرهنگ 27 (پنجشنبه 30 مرداد 93), فرشته مهربان (جمعه 31 مرداد 93), واحد (یکشنبه 09 شهریور 93), نازنین77 (پنجشنبه 30 مرداد 93), هم آوا (جمعه 31 مرداد 93)

  3. #42
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 29 آذر 97 [ 04:23]
    تاریخ عضویت
    1393-5-29
    نوشته ها
    38
    امتیاز
    3,295
    سطح
    35
    Points: 3,295, Level: 35
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 55
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    18

    تشکرشده 44 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    قرار بود تصمیم بگیرییییییییییی بجم خوب حالا یه روانی عقده ای اومد و از خودش یه چیزی گفت نکنیش بهانه به خاطر اینکه نگی حتما خیلی درمانده ای مخصوصا با تهدید های اون عوضی والا نمی دونم عمویی دایی یکی نیست بگی یا نمی دونم یه جوری به مادرت بگی مثلا بگو درو روم قفل کرد اذیتم کرد بعد چند دقیقه بگو کتکمم زد بعد اگر گفت چرا بگو مثلا مست بوده رفتارش عادی نبود و..... اخرش بگو نمیدونم یه جوری بگو دیگه بگو لباسامو پاره کرد بگووووووووووووووووووووووو وووووووووووووووووو دختر بگوووووووووووووووو

  4. 2 کاربر از پست مفید omidoooo تشکرکرده اند .

    واحد (یکشنبه 09 شهریور 93), نازنین77 (پنجشنبه 30 مرداد 93)

  5. #43
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 تیر 97 [ 09:43]
    تاریخ عضویت
    1393-3-26
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    4,305
    سطح
    41
    Points: 4,305, Level: 41
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    32

    تشکرشده 170 در 63 پست

    Rep Power
    0
    Array
    کلی دعا کردم که اقدام کرده باشی
    عزیز دلم من فکر میکنم دخترخالت هماهنگ بوده وگرنه کی دوتا جوون رو کنار هم تنها میذاره ؟ زن و مرد نامحرم اتیش و پنبه ان وای به روزی که کنار هم تنها باشن
    نازنین عزیز لطفا شجاع باش حق دادنی نیست گرفتنیه بزرگ شدن همینه حتی اگه کم سن هم باشی باید بتونی حق خودت رو بگیری لطفا راهکارهایی رو که میخونی با جدیت پیگیری کن حتی پلیس یه واحد مشاوره و مددکاری داره که خودشون میتونن کارت رو پیگیری کنن و مثل یه بزرگتر همراهت باشن
    لطفا با همین صداقتی که اینجا حرف زدی اونجا هم حرف بزن حتی تلفنی هم میتونی از خود 110 به واحد مشاوره وصل بشی و به یه خانوم مشکلت رو بگی اونا راهنماییت میکنن و حتی بدون اینکه خانوادت بفهمن مشکل رو پیگیری میکنن اما عزیزم این چیزی نیست که تا ابد بتونی پنهان کنی ولی حداقل میتونی دیه بگیری و اینکه اثبات کنی به میل خودت نبوده
    اوه خدایا اون خانواده بی وجدانی که همچین پسری تربیت کردن
    عزیزم من شخصا و خالصانه واست دعا میکنم که شجاع و قوی باشی بهرحال چیزیه که شده فقط محکم باش تو میتونی



  6. 8 کاربر از پست مفید نیم پز تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 01 شهریور 93), mohammad6599 (جمعه 07 شهریور 93), فرشته مهربان (جمعه 31 مرداد 93), واحد (یکشنبه 09 شهریور 93), نازنین77 (پنجشنبه 30 مرداد 93), هم آوا (جمعه 31 مرداد 93), مهربونی... (پنجشنبه 30 مرداد 93), مدیرهمدردی (پنجشنبه 30 مرداد 93)

  7. #44
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    شنبه 10 مرداد 05 [ 20:02]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    326,372
    سطح
    100
    Points: 326,372, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نازنین77 نمایش پست ها



    نقل قول نوشته اصلی توسط S.K.Y نمایش پست ها
    رابطه یک بارش میتونه زوری باشه نه 4 بار و دو روز با هم !!!!!

    بنظرم خوشی این رابطه باغث شده خود استاتر تاپیک هم ادامه دهنده رابطه باشه و الان حاضر نیست کسی از این رابطه آگاهی پیدا کنه

    سلام
    تا جای کسی نباشید حق قضاوت کردنش رو ندارید ! خیلی راحت اون کلمات رو تایپ کردید ولی خوندنش برای من خیلی سخت بود !خیلی!
    سطح فکر کسانی مثل شما باعث ترس و سکوت کسانی مثل من میشه.
    الان من هر حرفی بزنم و هر اقدامی که بکنم مطمئنم باز هم این چیز ها رو میشنوم.
    آیا من درخواست کردم راهنماییم کنید تا پنهانکاری کنم ؟چه نیازی به زدن این تاپیک داشتم ؟ خوب کارمو ادامه میدادم و لذت میبردم !!!!!!
    با وجود شهادت دختر خالم که پیش من بوده ترسیدم مادرم حرفمو باور نکنه وهمین کلمات رو به من بگه ! و در آخر فقط من نابودبشم و پدر و مادرمم منو نخوان
    شما طمینان داریدکه نمیشه با زور و تحدید چند بار رابطه رو تکرار کرد ؟چطور به خودتون اجازه داید چنین فکری بکنید؟
    من اگه تواناییشو داشتم دو روز اونجا نمیموندم
    ازکدوم حرف من تلاش برای ادامه ی این رابطه ی کثیف رو فهمیدید ؟ دوست دارم بدونم !
    واگذار به خدا میکنمتون چیز هایی که نوشتید فقط چند کلمه ساده نبودن
    خدا کسانی که راحت دیگران روقضاوت میکنن امتحان میکنه تا ببین خودشون چقدر حرفشونو قبول دارن
    اگه آدمایی مثل شما نبودن همون موقع ازحقم دفاع میکردم


    چه قدر راحت قضاوت میکنید ! !!!!!!!!!!!!!!!!!!
    با خوندن صحبت های بقه داشت باورم میشد راهی برای نجات آینده وآبروم هست و بقیه منو متحم نمیکنن.من نابود شدم جسم و روحم صدمه دیده و امیدی ندارم شما راحت پشت مانیتور نشتی و تایپ میکنی !
    با سلام
    چنین پستی (پست s.k.y)در کنار انتقادی که به آن کردی، یک نکته آموزنده درون خودش دارد؟
    چه نکته آموزنده ای؟

    این نکته:
    به جای اینکه مرتب با خودت فکر کنی اگر به مادر یا مشاور یا پلیس بگویم ، دیگران چه خواهند گفت؟
    به این فکر کن که اگر نگویی و این مسئله به تاخیر بیفتد مشکلات بیشتری برایت ایجاد می شود.
    در واقع هر چه در پیگیری قاطعانه این مسئله تاخیر بدهی سخت تر می توانی تبعاتش را جمع کنی.
    لذا طبق مشورتی که از دوستان گرفته ای عمل کنید.

    ammin گرامی زحمت کشیده و همه را برایت در پست 48 ، خلاصه کرده. براساس شرایط زندگی ات انتخاب و سریعا عمل کن.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ammin نمایش پست ها
    خانم نازنین ۷۷چرا به یک مشاورمراجعه نمیکنیدتاشمارو به راه صحیح هدایت کنه.تو علاوه برمدارک پزشکی قانونی به مراقبت ودرمان اثرات روحی تجاوز که زمانبرهست نیازداری علاوه براینها نیازبه تست بارداری داری تاقبل ازاینکه دیربشه مشکلت حل بشه.جامعه وقانون ازتوحمایت میکند. خانوادت هم جزو همین جامعه ست. به خداتوکل کن وبه حرف ترسهای مخرب گوش نده.

    پیشنهاد ات به ترتیب
    ۱_مادرت

    ۲_مشاور

    ۳_مشاورین نیروی انتظامی

    ۴_شکایت محرمانه ی خودت هست

    حالاباتوجه به شرایطت یکی ازاینها روانتخاب کن تا همراهیت کنیم این اولین تایپیک تجاوز دراین سایت نیست تو هر راه درستی رو انتخاب کنی وبیای اینجا مراحلو توضیح بدی اینجامرحله به مرحله کمک دریافت میکنی.

    - - - Updated - - -

    از گوش کردن وتمکین دربرابرتهدیدات پسرخالت پرهیزکن.موضوع روبادوستان یاسایراقوام درمیان نگذار تمرکزکن بر راه صحیح مطمئنا خداهم کمکت میکنه راه درست روانتخاب کنی

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  8. 13 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    ammin (پنجشنبه 30 مرداد 93), del (پنجشنبه 30 مرداد 93), khaleghezey (شنبه 01 شهریور 93), mohammad6599 (جمعه 07 شهریور 93), paiize (پنجشنبه 30 مرداد 93), S.K.Y (پنجشنبه 30 مرداد 93), فدایی یار (شنبه 01 شهریور 93), فرهنگ 27 (پنجشنبه 30 مرداد 93), فرشته مهربان (جمعه 31 مرداد 93), واحد (یکشنبه 09 شهریور 93), نازنین77 (پنجشنبه 30 مرداد 93), هم آوا (جمعه 31 مرداد 93), عشق آفرین (جمعه 11 تیر 95)

  9. #45
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    با وجود شهادت دختر خالم که پیش من بوده ترسیدم مادرم حرفمو باور نکنه وهمین کلمات رو به من بگه ! و در آخر فقط من نابودبشم و پدر و مادرمم منو نخوان
    آخه دختر خوب، چه فرقی داره که خواهر ایشون بگن من حضور داشتم یا بگن من حضور نداشتم!!!

    اولا پزشکی قانونی میتونه تشخیص بدن که بشما با زور و کتک تجاوز شده ( اگه زودتر اقدام کنی و دست دست نکنی)
    دوما حالا ایشون بیاد بگه منم حضور داشتم، چه فرقی داره! !!!!!!!!
    خب همه بهش میگن بودی و دم نزدی؟ ؟؟!بازخواستش میکنن!!
    حالا بگه نبودم، بازم بازخواست میشه که چرا دروغ گفتی و همدست برادرش محسوب میشه.
    تازه شما بجرم شهادت دروغ میتونی ازشون شکایت کنی.
    بالاخره این خانوم یجایی تشریف داشتن میرن از اونجایی ک تشریف داشتن پرس و جو میکنن.

    ببین اگه از مادر و پدرتون میترسین، میتونین یک مشاور حقوقی پیدا کنین و ازاونها بپرسین که میشه پرونده بنفع شما تموم بشه یا نه و چرا؟ حتی میتونی حودت شخصا بری اداره پلیس و ازشون سوال کنی.
    میخوای بیشتر خیالت راحت بشه برو پزشکی قانونی بپرس بزور بودن رابطه و میتونی ثابت کننین یا نه!! بپرس تا چه مدت گذشته باشه میشه فهمید.

    فقط زودتر اقدام کن، یادت باشه اقدام نکردن شما و دست دست کردن شما نه تنها به نفع شما نیست تازه داری به نفع اون آقا پسر کار میکنی.و داری تو این جنایت همدست این پسر و خواهرشون میشین.
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **


  10. 11 کاربر از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده اند .

    ammin (پنجشنبه 30 مرداد 93), khaleghezey (شنبه 01 شهریور 93), m.reza91 (پنجشنبه 30 مرداد 93), mohammad6599 (جمعه 07 شهریور 93), paiize (پنجشنبه 30 مرداد 93), terme00 (پنجشنبه 30 مرداد 93), فرهنگ 27 (پنجشنبه 30 مرداد 93), فرشته مهربان (جمعه 31 مرداد 93), واحد (یکشنبه 09 شهریور 93), نازنین77 (پنجشنبه 30 مرداد 93), هم آوا (جمعه 31 مرداد 93)

  11. #46
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    دختر خوب اینکه خواهره باهاش هماهنگ بوده معقوله اصلا به این پسر و دختر اعتماد نکن
    به نظر من داره پسره وقتت رو از تو می گیره که دست دست کنی شکایت نکنی و بگذره ونتونی ثابت کنی
    مطمنا اینک تجاوز بوده رو تشخیص می دن پزشک قانونی اصلا نگران این موضوع نباش
    باید وقت رو از دست ندی هر چه سریع تر شروع کنی اقدام کنی
    تو کودک حساب میشی فکر می کنم. زیر 18 سال بودی. به یه کودک تعدی کرده

    ویرایش توسط meinoush : پنجشنبه 30 مرداد 93 در ساعت 09:55

  12. 8 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 01 شهریور 93), m.reza91 (پنجشنبه 30 مرداد 93), paiize (پنجشنبه 30 مرداد 93), terme00 (پنجشنبه 30 مرداد 93), فرشته مهربان (جمعه 31 مرداد 93), واحد (یکشنبه 09 شهریور 93), نازنین77 (پنجشنبه 30 مرداد 93), هم آوا (جمعه 31 مرداد 93)

  13. #47
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    نازنین جان شمابه نسبت سنتون خیلی فهمیده به نظرمیرسید...همین که ترس روتااین مرحله کنارگذاشتیدوبه اینجا اومدیدتاراهکاردرسترودرپیش بگیرید نشان ازاین فهم واحساس مسولیتی ست که درقبال خودوآینده تان دارید...وحتما پیگیرمشکلتان میشوید...ازهمین طریق وازطریق مشاوره حضوری میتونیداین مشکل رو یکباربرای همیشه برطرف کنید...من این رومطمنم
    من خیلی امیدواروخوش بین هستم.واستون دعامیکنیم.
    ماروهم درجریان بزارعزیزم..
    عمر که بی عشق رفت

    هیچ حسابش مگیر...

  14. 9 کاربر از پست مفید paiize تشکرکرده اند .

    ammin (پنجشنبه 30 مرداد 93), khaleghezey (شنبه 01 شهریور 93), mohammad6599 (جمعه 07 شهریور 93), terme00 (پنجشنبه 30 مرداد 93), فرشته مهربان (جمعه 31 مرداد 93), واحد (یکشنبه 09 شهریور 93), نازنین77 (پنجشنبه 30 مرداد 93), هم آوا (جمعه 31 مرداد 93), مدیرهمدردی (پنجشنبه 30 مرداد 93)

  15. #48
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 شهریور 93 [ 15:21]
    تاریخ عضویت
    1393-5-28
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    182
    سطح
    3
    Points: 182, Level: 3
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points
    تشکرها
    48

    تشکرشده 64 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    دیشب اصلا خوابم نبرد .خیلی عذاب کشیدم کلی گریه کردم .ولی صبح بجای اینکه برم سر کلاس رفتم کلانتری دیگه تحمل ندارم
    شمارش رو گرفتم و باش حرف زدم و بعدم موبایلمو دادم تا تحدید هاش رو بشنون گفتن پدرشو در میارن. خودشون به خانوادم خبر میدن . دوساعت بیشتر نتونستم تحمل کنم و رسوندنم خونه .

    برام دعا کنید

    دیگه اجازه نمیدم کسی چنین حرف هایی بهم بزنه

  16. 28 کاربر از پست مفید نازنین77 تشکرکرده اند .

    Amir_23 (پنجشنبه 30 مرداد 93), ammin (پنجشنبه 30 مرداد 93), anisa (پنجشنبه 30 مرداد 93), chroo (یکشنبه 02 شهریور 93), del (پنجشنبه 30 مرداد 93), fariba s (شنبه 01 شهریور 93), khaleghezey (شنبه 01 شهریور 93), m.reza91 (پنجشنبه 30 مرداد 93), majid_k (پنجشنبه 30 مرداد 93), man-bedoone-sahar (جمعه 07 شهریور 93), mohammad6599 (جمعه 07 شهریور 93), Old Boy (شنبه 01 شهریور 93), saraamini (شنبه 01 شهریور 93), terme00 (پنجشنبه 30 مرداد 93), the boy (پنجشنبه 30 مرداد 93), فدایی یار (شنبه 01 شهریور 93), فرشته مهربان (جمعه 31 مرداد 93), پسرایرونی (جمعه 31 مرداد 93), واحد (یکشنبه 09 شهریور 93), نوروزیان. (پنجشنبه 30 مرداد 93), هم آوا (جمعه 31 مرداد 93), من 25 (دوشنبه 03 شهریور 93), مهربونی... (پنجشنبه 30 مرداد 93), مدیرهمدردی (پنجشنبه 30 مرداد 93), دختر بیخیال (پنجشنبه 30 مرداد 93), رویای پر کشیدن (جمعه 07 شهریور 93), رنگین (جمعه 28 شهریور 93), رزا (پنجشنبه 30 مرداد 93)

  17. #49
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 آذر 93 [ 17:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-13
    نوشته ها
    89
    امتیاز
    735
    سطح
    14
    Points: 735, Level: 14
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 65
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 220 در 63 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اصلا نترس...بهترین و عاقلانه ترین کار رو انجام دادی ولی اگه بتونی خودت مامانت رو حداقل در جریان بزاری خیلی بهتره تا اونا..اینطوری ممکنه مامانت شاکی بشه از دستت که چرا با اون حرف نزدی...یا بابات شاکی بشه اونموقع تو میتونی بگی که مامانت در جریان شکایتت هست...برا خودت بهتره..تا مامورین بخوان با خانوادت حرف بزن..

    به خدا توکل کن..نمیزاره حقت پایمال بشه عزیزم...کارت خیلی درست بوده..نترس و شجاع باشمنم برات از صمیم قلب دعا میکنم

  18. 3 کاربر از پست مفید donya66 تشکرکرده اند .

    واحد (یکشنبه 09 شهریور 93), نازنین77 (پنجشنبه 30 مرداد 93), مهربونی... (پنجشنبه 30 مرداد 93)

  19. #50
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 24 مهر 94 [ 11:35]
    تاریخ عضویت
    1393-2-30
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    1,396
    سطح
    20
    Points: 1,396, Level: 20
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 29 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عزيزم من واقعاً از اتفاقى كه افتاده برات غمگين شدم واقعاً حستو درك ميكنم ميدونم اين ترسى كه وجودت و گرفته چيه و ميدونم تا ميخواى حرف بزنى قلبت و مغزت اجازه حرف زدنو نميدنم
    ميدونم كه چه قدر نگران خانوادتى و اينم ميدونم نمىخواى وجه ى خوبى كه پيش مامان بابات دارى و از دست بدى
    ميدونم يه حس ترس و غم تمام وجودتو گرفته
    خواستم بگم بهترين دوست من عين همين قضيه براش پيش اومده بود ولى با چند تا تفاوت جزى و اينكه اونهم از ترس بابا و برادر بسيار غيرتيش كه ميدونستيم بفهمه اجازه بقيه مطلب و نميده ...نگفت فقط منو خودش خبر دار بوديم ما هم مثل تو سنمون كم بود و ١٧ ساله هيچ راهنمايى نداشتيم و تازه بعد ٢ ماه فهميديم بارداره پسرعمه اش تا فهميد ميگفت اشكال نداره ميام خواستگاريت بچه رو بنداز
    اون بچه ازبين رفت اما اذيت هاى اين پسر تمومى نداشت و بعد ١ سال گفت من با خواسته خودت اين كارو كردم بيا و ثابت كن
    و حالا بعد ٦ سال كه دوستم ازدواج كرده سر هر موضوعى كه با همسرش بحث ميشه اون اين مسئله تجاوز وسط ميكشه كه از كجا تو راست بگى اگه مقصر نبودى چرا هيچكار نكرد
    تو اينكارو نكن ما كسى و نداشتيم راهنماييون كنه اما تو اين موقعيت و دارى برو پزشك قانونى شده فقط نامه رو بگيرى،بگير بزار چند سال ديگه كه خواستى ازدواج كنى سندى داشته باشى كه پاكيت ثابت شه
    عزيزم تا دير نشده خودت به خودت كمك كن

  20. 3 کاربر از پست مفید atosa تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 01 شهریور 93), واحد (یکشنبه 09 شهریور 93), نازنین77 (پنجشنبه 30 مرداد 93)


 
صفحه 5 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: یکشنبه 12 اردیبهشت 95, 09:19
  2. پاسخ ها: 57
    آخرين نوشته: شنبه 14 آذر 94, 14:57
  3. نامزدم عصبیه..روز به روز مشکلاتومن بیشتر میشه
    توسط dokhtare_asemoon در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: پنجشنبه 06 تیر 92, 18:39
  4. یک ماه پس از جدایی،هنوز مثل روز اول جدایی
    توسط bahar_N در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 06 مرداد 91, 10:17
  5. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 88, 08:22

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.