سلام
دیشب اصلا خوابم نبرد .خیلی عذاب کشیدم کلی گریه کردم .ولی صبح بجای اینکه برم سر کلاس رفتم کلانتری دیگه تحمل ندارم
شمارش رو گرفتم و باش حرف زدم و بعدم موبایلمو دادم تا تحدید هاش رو بشنون گفتن پدرشو در میارن. خودشون به خانوادم خبر میدن . دوساعت بیشتر نتونستم تحمل کنم و رسوندنم خونه .
برام دعا کنید
دیگه اجازه نمیدم کسی چنین حرف هایی بهم بزنه








علاقه مندی ها (Bookmarks)