به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 29 , از مجموع 29
  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 فروردین 95 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1393-5-01
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    1,655
    سطح
    23
    Points: 1,655, Level: 23
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    54

    تشکرشده 48 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام و ممنون از جوابتون.


    2) شما می گید من پاش وایمیسم.حرفی نیست. اصلا قبول! ولی طرف مقابل چی؟


    ببینید من اصلا باور کنید تا حالا مستقیم به یه دختر نگاه نکردم یا توی اون مواقعی که مجبور میشم حرف بزنم باهاشون اصلا بهشون نگاه نمیکنم پس چطور میتونم با یه نفر دیگه جز ایشون آشنا بشم؟
    نمیدونم چرا فکر میکنم هیچ وقت نمیتونم دختر مورد علاقم رو پیدا کنم.

    ولی طرف مقابل چی؟ او از کجا معلوم پای شما بایسته؟ اگر خواستگار بهتر از شما پیدا کرد چی؟
    من تا اونجایی که توی این سایت خوندم درباره دخترا دیدم که همشون وایسادن پای پسره. ولی خوب من فقط اینارو از اینجا خوندم اگه چیز جز این هست بگید.

    شاید دختر خانم نتونه برای شما صبر کنه.شاید خواستگار براش بیاد وووو
    خوب وقتی قبول کنه دیگه باید وایسه .. مثل من که وقتی میخوام باهاش مثلا حرف بزنم باید تا تهش پاش وایسم.

    نمیدونم چیکار کنم. واقعا موندم .. از یه طرف مشکلات همون تاپیک قبلیو دارم البته کمتر و از طرف دیگه این مورد پیش اومده.

    بازم ممنون.

  2. #22
    Banned
    آخرین بازدید
    دوشنبه 01 دی 93 [ 18:45]
    تاریخ عضویت
    1393-2-07
    نوشته ها
    300
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience PointsSocial3 months registered
    تشکرها
    806

    تشکرشده 750 در 251 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    0
    Array
    دوست خوبم دوباره سلام.
    ببین دوست من ازدواج فقط پول نیست.شما باید آمادگی ازدواج داشته باشید. طرف مقابلتون هم همینطور.
    دوست من می دونی چند نفر مثل شما با همین دید رفتن ازدواج کردن و بعد پشیمون شدن که چرا اینقدر زود خودشون رو گرفتار کردن ؟
    نه تنها دوستی بلکه شناخت خانوادگی هم کافی نیست.
    مشاور بنده یه مثالی زد در مورد ازدواج که من همیشه اونو هرجا که لازم باشه می گم.
    ایشون گفت امکان داره بری از فروشگاه هاکوپیان و بخوای کت شلوار بخری. نه کت شلوار های اونجا نقصی داره و نه بدن تو.اما تنها تعداد کمی از اونها بهت میان.
    گاهی اوقات می بینیم که دختر و پسر هر کدوم کیس های مناسبی برای ازدواج هستند اما برای ازدواج با هم مناسب نیستن. به هم نمی خورن.
    این هم در بسیاری از موارد مشخص نمیشه مگه اینکه با طرف مقابل بری زیر یک سقف.
    یا اینکه زیر نظر یک مشاور بشناسیش.
    پس منظور من این بود که حتی شناخت زیر نظر خانواده ها هم واسه خوشبخت شدن و انتخاب درست کافی نیست.
    می تونه موثر باشه اما کافی نیست.
    به این فکر نکن که یه دختر رو چند سال منتظر خودت نگه داری و بری سربازی و تازه برگردی و بری سر کار.
    اگه می بینی اینجا دخترایی هستن که به پای پسرا موندن فکر نکن همه ی دخترای عالم قراره چنین کاری کنن.شما در مقابل ایجاد کلی فکر نابجا در طرف مقابلت و درگیر کردن با مسائل خودت مسئولی.
    اینجا درصدی از دخترا رو می بینی که وایستادن.در صورتی که من بین هم خدمتی های خودم افراد که نامزدشونو تو خدمت از دست داده باشن کم ندیدم.
    پس با اطمینان راجع به این مسئله قضاوت نکن.
    شما هنوز خدمتت مونده.باید اول ببینی خودت آمادگی ازدواج رو داری یا نه.یه نفر که تا حالا کوهنوردی نکرده اول که یه قله رو از دور می بینه می گه این که چیزی نیست فتحش می کنیم..
    اما وقتی بهش نزدیک میشه و قدم می ذاره و میره بالا تازه می فهمه کوه چقدر بزرگه و باید با راههای خطرناک و دره های عمیق و فشار هوای نامناسب دست و پنجه نرم کنه و خیلیا تا اواسط که میرن می گن ما نمی تونیم و بر می گردن.ازدواج هم از بیرونش بسیار شیرینه.واردش که بشی تازه متوجه حقایق و سختی هاش میشی دوست خوبم.

    شما اگه می خوای ازدواج کنی باشه ازدواج کن.اما اینو یادت باشه به صرف اینکه ظاهرش زیبا بود و خانوادت هم تاییدش کردند دلیل نمیشه که چشمتو ببندی و بگی بسم الله.
    می فهمی منظورمو ؟ من نیازت به ازدواج رو کاملا درک می کنم. در مورد تنهاییت و نیاز عاطفی ات هم می فهمم. می دونم به آرامشی که یه جنس مخالف و یه همدم میتونه بهت بده نیاز داری.هممون این نیاز رو داریم.اما اگه می خوای این آرامش رو واقعا از طرفت ریسیو کنی باید تو انتخابت و همینطور عملکردت بسیار دقت کنی.
    من دختر و پسری رو می شناسم که خیلی با هم خوب بودن و مناسب هم بودن اما چون کار و شرایط پسر باعث شد نامزدی شون چند سال طول بکشه، اینها با جر و بحث های بسیاری رفتن خونه بخت. و چون تو بحثاشون دیگه قبح قضیه از بین رفته بود هیچوقت نتونستن از رابطه شون راضی باشن. چون قبلا سر مسائل هیچ و پوچ کلی بحث کرده بودن و روشون تو روی هم باز شده بود و حرفهایی به هم زده بودن که فراموش کردنشون واسه هر دو بسیار مشکل بود. همه ی این بحثا به این خاطر بود که پسره بد موقع اقدام کرده بود و هنوز آمادگی لازم رو نداشت که دختره رو به موقع ببره خونه بخت و اون همه جدل پیش آورد.
    قبل از جلو رفتنت اول باید مطمئن بشی که اونقدر سنگدل هستی که اگه فهمیدی این ازدواج مناسب نیست ازش دل بکنی ؟ یا بهتره بگم اوقدر واقع بین هستی که این کارو بکنی ؟
    چون من و بقیه ی دوستان از این واهمه داریم که جنابعالی با طرف ارتباط برقرار کنی و بعد خوشت بیاد و دیگه عشق و علاقه و کور شدن و این حرفا ....
    و اینا همش آسیبه.
    اما اگه تصمیمت برای ازدواج حتمیه اول طرف مقابل رو توی یک مهمونی خانوادگی ببین.یه مقدار با هم صحبت کنین ببینین از زندگی چی میخواین.
    اینطوری می تونی کلیات رو در موردش بفهمی.و بعد هم اگه خوشت اومد و طرف مقابل هم خوشش اومد با خانوادت مطرح کن تا هماهنگ کنن با هم برین مشاوره.
    هم جدا برین.هم با همدیگه.هر طور که دکترتون صلاح بدونه.
    بدون نظارت خانواده با هم تلفنی صحبت نکنین یا همدیگه رو نبینین.
    اینطوری می تونی طرف مقابلت رو درست بشناسیشو واسه ازدواج بسنجیش.همینطور می تونی خودت رو هم بسنجی چون شاید تو خودت آمادگی ازدواج رو نداشته باشیو ندونی.مثال همون کوه که گفتم.
    اما مشاوره زمانی کارسازه که اگه گفت شما با فلان مشکلات رو به رو خواهید بود و مناسب هم نیستین، پاتو نکنی تو یه کفش که من همینو می خوام.
    بلکه منطقی بپذیری که مشاور با توجه به تخصص و تجربه ای که داره این تشخیص رو داده و باید از خیر رابطه بگذری.
    ایشالا که شرایط مهیا شه و با هم ازدواج کنین.
    امیدوارم موفق باشی دوست من.
    ویرایش توسط pasta : چهارشنبه 29 مرداد 93 در ساعت 15:34

  3. 5 کاربر از پست مفید pasta تشکرکرده اند .

    hamed-kr (چهارشنبه 29 مرداد 93), Mr.Anderson (پنجشنبه 30 مرداد 93), sajad98 (چهارشنبه 29 مرداد 93), فرهنگ 27 (چهارشنبه 29 مرداد 93), مصباح الهدی (چهارشنبه 29 مرداد 93)

  4. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 فروردین 95 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1393-5-01
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    1,655
    سطح
    23
    Points: 1,655, Level: 23
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    54

    تشکرشده 48 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ازتون ممنونم.
    من یه سوال دارم. این بلوغ عقلی که میگن برا ازدواج یعنی چی؟ این مورد خیلی برام سوال شده.
    ملاک کسب مهارته که میتونید تو همین سایت خیلی استفاده کنید
    من هر چی گشتم چیزییدا نکردم. میتونید کمکم کنید؟
    ویرایش توسط sajad98 : چهارشنبه 29 مرداد 93 در ساعت 21:30

  5. کاربر روبرو از پست مفید sajad98 تشکرکرده است .

    Mr.Anderson (پنجشنبه 30 مرداد 93)

  6. #24
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 خرداد 94 [ 12:51]
    تاریخ عضویت
    1393-5-30
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    625
    سطح
    12
    Points: 625, Level: 12
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام اقا سجاد
    من نياز شما به ازدواج و داشتن همدم درك ميكنم و اين يك احساس طبيعي هست.
    عده اي قادر به مهار و كنترل اين غريزه نيستند و وارد رابطه ي دوستي با جنس مخالف ميشوند.
    معلومه كه شما تلاش ميكنيد كه اين احساس رو از طريق مناسب و ازدواج كنترل كنيد و از اين بابت شما رو تحسين ميكنم
    خب با توجه به اينكه خود خانواده اين دختر خانم رو معرفي كردن پس مشكلي براي صحبت كردن نداريدنيازي به دوست شدن و رابطه ي طولاني مدت نيست .در حدي كه شناخت كافي حاصل شود.
    شرايط دخترمعرفي شده شما چيست؟
    ايا تاكنون ايشان را ديده ايد؟

    خواهر شما ميتونن كمك زيادي در اين زمينه داشته باشند.

    - - - Updated - - -

    داشتن بلوغ فكري مسئله ي پيچيده اي هست و به نظر من به اين معناست كه شما ميتوانيد در موقعيتهاي مختلف رو به درستي بسنجيد و تصميم درستي رو در مواجهه با مسائل بگيريد.
    به نظر من رسيدن به بلوغ فكري به سن ربطي نداره با توجه به اينكه من فكر ميكنم شما بيشتر از سنتون ميفهميد و احساسي عمل نميكنيد.

  7. کاربر روبرو از پست مفید ali abbas تشکرکرده است .

    sajad98 (پنجشنبه 30 مرداد 93)

  8. #25
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 فروردین 95 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1393-5-01
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    1,655
    سطح
    23
    Points: 1,655, Level: 23
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    54

    تشکرشده 48 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.
    والا من نه ندیدمش هنوز ... من حتی روم نمیشه از خواهرم در موردش سوال کنم.
    خجالت میکشم از خواهرم که بخوام این چیزارو ازش بپرسم.
    همیشه منو به عنوان بچه مثبت میشناختن حالا بخوام اینارو بپرسم خوب یه جوریه.
    یه بار سن و اسمش رو بهم گفت که منم اصلا اون موقه فکر نمیکردم بخواد بعدش بگه همدیگرو ببینید. اسمش رو یادمه و سنشم فکر کنم 19 ساله بود و دانشجوام هست از خانواده مرفهی هم هست.اینجوری که خواهرم تعریف کرده البته.
    قراره چند روزه دیگه بریم تهران یعنی من و خواهرم و دامادمون.

  9. #26
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 خرداد 94 [ 12:51]
    تاریخ عضویت
    1393-5-30
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    625
    سطح
    12
    Points: 625, Level: 12
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ازدواج يه مسئله ي خيلي خيلي مهمه كه نميشه ساده گرفتش.
    و به قول معروف مسئله ي يك عمر زندگيه و خجالت كشيدن اينجا درست نيست.
    به نظر من ميتونيد درباره ي يه سري مسائل مهم و اوليه از خواهرتون راهنمايي هاي خوبي بگيريد.
    دوستان تقريبا شناخت خوبي از همديگر دارند ولي خيلي مواظب باشيد و صرفا ملاك شما تعريفاي خواهرتون نباشه

  10. #27
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 فروردین 95 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1393-5-01
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    1,655
    سطح
    23
    Points: 1,655, Level: 23
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    54

    تشکرشده 48 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من خودمو میشناسم حالا بریم اونجا اصلا کلا دست و پامو گم میکنم.
    شرط میبندم اصلا نمیتونم یه بار بهش نگاه کنم.
    خوب سخته برام این کار. نمیدونم چیکار کنم والا.
    ولی خوب خجالتی باشم حق دارم دیگه .. یهو خواهرم میاد این دختره هست منم پر رو پرو بگم باشه بریم؟
    اصلا شما بگید من چجوری با خواهرم دربارش حرف بزنم؟چیا ازش بپرسم مثلا؟

  11. #28
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 خرداد 94 [ 12:51]
    تاریخ عضویت
    1393-5-30
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    625
    سطح
    12
    Points: 625, Level: 12
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به نظر من اشكالي نداره كه بگي خواهر من باشه .
    ميگن قبل از ازدواج بايد چشما رو باز كرد و بعد از ازدواج بست
    خب وقتي شما دست و پاتون رو گم كنيد و نتونين درست موقعيت رو بسنجين نميتونيد به درستي تصميم بگيريد.
    معيارهاي خودتون رو در نظر بگيريد ببينيد چه انتظاراتي از همسرتون خواهيد داشت.
    درسته كه قيافه و ظاهر نميتونه به تنهايي باعث دوام يه زندگي بشه ولي بايد ظاهر طرف مقابل به دل شما بشينه
    .با خودتون فكر كنيد و معيارهاتون رو بنويسيد و نظر ايشون رو دوبارش بخواهيد.
    مثلا از خواهرتون بپرسين در مواقع عصبانيت چه واكنشي از خودشون نشون ميدن
    خيلي سوالات هست كه ميشه از خواهرتون بپرسبد.
    بهش فكر كنيد و سوالات رو يادداشت كنيد.
    فقط خجالت نكشيد و با اعتماد به نفس جلو بريد.

  12. #29
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 شهریور 94 [ 02:59]
    تاریخ عضویت
    1392-10-14
    نوشته ها
    143
    امتیاز
    2,611
    سطح
    31
    Points: 2,611, Level: 31
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 139
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    448

    تشکرشده 166 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    من تا اونجایی که توی این سایت خوندم درباره دخترا دیدم که همشون وایسادن پای پسره. ولی خوب من فقط اینارو از اینجا خوندم اگه چیز جز این هست بگید.
    پسر خوب چ ربطي داره؟
    فك كردي همين دخترا كه پاي يكي وايسدن تاحالا نشده دل كسي رو بشكنن؟
    يا وقتهايي كه دل كسي رو شكستن هم ميان ميگن؟
    نه بابا
    فقط خدا نكنه بعد از اين كه دل 1000 نفرو شكستن خدا يه پسگردني بهشون بزنه
    زمين و زمان رو به هم ميدزون
    ميشن مظلوم ترين موجودات جهان
    مهربون ترين ها
    همون كسي كه من ميخواستمش
    تو همون زماني كه من التماسش رو ميكردم و منو مثله ... پس ميزد
    تو صفحه اش تو يكي از اين شبكه هاي اجتماعي از اينكه هيجكس رو نداره كه دوستش داشته باشه مينوشت
    با همچين موجودات ...
    ولش كن
    الان هرچي بگم نهايتا يه عده ميان ميگن نه فقط اون اونجوري بوده
    يا ميان ميگن پسرا بدترن
    خودت ميدوني ديگه
    ايشالا كه من اشتباه ميكنم و خيلي هم خوبن خانوما

  13. کاربر روبرو از پست مفید Mr.Anderson تشکرکرده است .

    sajad98 (شنبه 01 شهریور 93)


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 95, 22:29
  2. منو زن داداشام دوستیم دوست دوست
    توسط ارشیدا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 11:00
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.