به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 17 , از مجموع 17
  1. #11
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 تیر 05 [ 00:52]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    محل سکونت
    سنندج
    نوشته ها
    2,799
    امتیاز
    78,920
    سطح
    100
    Points: 78,920, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran50000 Experience PointsSocialTagger First Class
    تشکرها
    9,001

    تشکرشده 10,164 در 2,192 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    نمی دونم شما چند سال سن دارید اما این حس نیاز بدون اغراق از دوران بلوغ شروع می شود، اوج می گیرد و فروکش می کند.
    این حس رو قطعا" همه کسانی که مجرد هستند (و رابطه ای هم ندارن) رو دارند. این حس یک مشکل نیست بلکه یک نیاز کاملا" حقیقی هم هست، بعضی وقت ها مثلا" وقتی کسی ازدواج می کنه، یا در رابطه هست و شما هم این ها رو می بینید بعید می دونم حس شما بیشتر نشه، راه حل منطقی می خواید؟ اگر شرایطش رو دارید مقدمات ازدواج رو فراهم کنید، اگر این شرایط رو ندارید، سعی کنید این حس رو مدیریت کنید. حذف اون امکان پذیر نیست، فقط مدیریت کنید، اجازه بدید در مواقعی که این حس شما درگیر می کند این شما باشید که بر اون غلبه می کنید.

    واقعیت این است که ما انسان ها روی هر چیزی که زیاد مانور بدیم بیشتر درگیرش میشیم. خودت فکر کن با چه چیز های یا چه کارهای می تونی مانع افکار منتهی به این حس بشی؟ مثلا" یکی سرگرم ورزش میشه کمتر این فکر سراغش میاد، یکی اهل کار و فعالیت و مطالعه هست بازم به نحوی فکرش درگیر مسائلی میشه که کمتر می تونه برای چنین حسی وقت بذاره.

    بهر حال همه چیز به خودت بستگی داره، چقدر بخوای این احساس رو رشد بدی و دربند باشی یا اینکه اون دربند تو باشه
    سکوت سرشار از ناگفته‌هاست
    _____________________________

  2. کاربر روبرو از پست مفید keyvan تشکرکرده است .

    Mr.Anderson (چهارشنبه 29 مرداد 93)

  3. #12
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    شنبه 29 آذر 93 [ 02:25]
    تاریخ عضویت
    1393-5-29
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    355
    سطح
    7
    Points: 355, Level: 7
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Recommendation Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 36 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    برای منم دقیقا همین موضوع وجود داشته!!
    ببین پسر خوب اینکه میگی نیاز به دوست داشته شدن داری واقعا این نیست چون حتما تو خانواده و دوستای عادی خودت آدمایی هستن که دوستت داشته باشن یا تو اونارو دوست داشته باشی... تنها چیزی که تو نیاز داری ارتباط با دختراست همین و بس...که برای حل کردنشم نیازی به ازدواج نیست که الکی تو این سن خودتو گرفتار یه سری تعهد و مسئولیت بکنی،،الان که دانشجویی باید از زندگیت لذت ببری وگرنه بعدش که بری سرکار دیگه وقت هیچ چیو نداری تازه اون موقعس که باید به ازدواج فک کنی ولی الان به همه چی فک کن به جز ازدواج..
    من خودم یه موقعی اینجوری بودم که توی دانشگاه حتی به هیچ کدوم از دخترای همکلاسیم نیگا هم نمیکردم چه برسه به سلام و علیک و چیزای دیگه!!همیشه با پسرا بودم ،خب خداییش بگم اون موقع چون خوش میگذروندیم به چیز دیگه فک نمیکردم ولی وقتی تنها میشدم تازه میگفتم ای خدا چرا واقعا کسی تو زندگی من نیست که بتونم باهاش دردودل کنم و همراهم باشه همیشه>>((دخترا کمتر این چیزا براشون پیش میاد چون اگرم دلشون بگیره به هر دلیلی دوستایی دارن که بتونن باهاشون صحبت کنن ولی ما پسرا هیچوقت نمیتونیم با دوستامون ان مدلی رفتار کنیم برای همین همه چیو تو دل خودمون نگه میداریم..))
    خلاصه کم کم به این فکر افتادم که بزار منم یکم روش زندگیمو عوض کنم ...دیگه سعی کردم یکم با دخترای همکلاسیم ارتباطمو بیشتر کنم..کم کم از سلام و احوال پرسی شروع کردم ،کم کم تونستم یاد بگیرم وقتی داری با یه دختر صحبت میکنی واقعا باید فک کنی کسی که جلوته یه ادمه نه اینکه صرفا یه دختره!!!کم کم تونستم از موقعیتایی که توشون قرار میگرفتیم یه یری موضوع پیدا کنم که بتونم سر صحبتو باهاشو باز کنم،همین کم کم ها باعث شد به جایی برسم که دیگه واسم فرقی نمیکنه طرف دختره یا پسر!! الانم کلی دوست دارم هم دختر هم پسر.
    با هم میریم گردش،رستوران و کنسرت و خلاصه خوش میگذرونیم..من وقتی اینارو تجربه کردم دیدم واقعا اون حسی که فک میکردم این نیست که یه دختر خاص رو دوست داشته باشم دیگه همه چی تمومه بلکه فقط کمبود ارتباط با دخترا بود که باعث شده بود فکرایی اشتباهی تو ذهنم شکل بگیره...
    تو سعی کن روش زندگیتو عوض کنی!! کم کم شروع کن با دخترا ارتباط پیدا کردن !!اصن ساده ترین راهش رفتی نشستی سر امتحان اگه بغل دستت یه دختر نشسته بود یه لبخند بهش بزن بهش بگو درشت بنویس بتونم ببینم!!!همین درسته یه اتفاق سادس ولی همین که اونم یه لبخند تحویلت بده واقعا خوشحالت میکنه..باور کن همین یه لبخند باعث میشه وقتی شب اومدی خونه دیگه این فکرای مزخرفو نکنی و یکم احساس بهتری داشته باشی!!البته خب ادمای بی شعورم هستن که همیشه توهم توطئه دارن که اگه بهشون لبخند بزنی دقیقا تنها فکری به ذهنشون میرسه کارای +18 ایه که تو فکرشون خوروندن(( اینکه اگه پسری باهاتون حرف زد فقط شمارو برای سکس میخواد!!))و خیلی بد باهات برخورد میکنن!!لازم نیست ناراحت بشی چون از هر 10 تا دختر فقط 2 یا 3 تاشون اینطورین..بقیه حداقل آداب معاشرت بلدن!!
    خلاصه سعی کن محبت کنی به دیگران!!کم کم همین آنرژی مثبتی که بهشون میدی به خودت بر میگرده..همین مرتب لباس بپوش و خوشبو باش!!هر دختر اشنایی رو که میبینی بهش سلام کن و احوالشو بپرس (شاید بعضیا اولش بخوان کلاس بزارن و جواب ندن ولی کم کم همه چی رو به رواه میشه))سعی کن با پسرایی بچرخی که با دخترا ارتباط دارن!!همینجوری کم کم به دخترای دیگه شناسونده میشی،چون دخترا تا وقتی به پسری اعتماد نکنن احتمال اینکه بد برخورد کنن وجود داره!اگه سعی کن با پسرایی که یه جورایی با دخترا ارتباط دارن وارد بحثشون بشی کم کم یه جوری حس اعتماد بهت پیدا میکنن و همین باعث میشه رفتار بهتری ازشون ببینی...
    خلاصه سعی کن ارتباطت با دخترا رو بیشتر کنی.. تنها راه لت همینه وگرنه با نصحیت و اینا کاری درست نمیشه،در ضمن بعضیا اینجا اگه بهشون بگی زن رو تعریف کن!بر میگردن میگن زن موجودیست که مرد نیست!!!(یعنی زن بودن رو هم بر اساس مرد تعریف میکنن)کلا سعی کن از اون جور آدما فاصله بگیری((یه جوری سر بسته گفتم یکم فکر کنی میاد دستت منظورم از این حرف چه ادمایی با چه مشخصاتی هستن))
    همه ی اینایی که گفتم هم هیچ ربطی به دوست دختر نداره..من با همه ی کارایی که گفتم انجام میدم!!دوست دختر ندارم چون نیازی نبوده و صد البته نبوده نگاری که دل مارو ببره..
    در ضمن کم کم که با دخترا ارتباط پیدا کنی نوع رفتار باهاشون میاد دستت و بیشتر باهاشون آشنا میشی،اینجوری هر کسیو دیدی فوری عاشقش نمیشی!!بلکه اگه بین این دخترا اگه یه نفر واقعا ادمی بود با ویژگی هایی که تو دوست داری تازه میتونی روابط رو بیشتر کنی و تهش ازدواج کنی!!وگرنه تا با دختری دوست نباشی(دوست عادی فعلا منظورمه)نمیتونی به اخلاق و رفتارش پی ببری،،

  4. 2 کاربر از پست مفید zemestoon تشکرکرده اند .

    Mr.Anderson (چهارشنبه 29 مرداد 93), sajad98 (جمعه 31 مرداد 93)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 شهریور 94 [ 02:59]
    تاریخ عضویت
    1392-10-14
    نوشته ها
    143
    امتیاز
    2,611
    سطح
    31
    Points: 2,611, Level: 31
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 139
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    448

    تشکرشده 166 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    پونيو خانوم شما گفتيد كه:
    اگه یکیو ببینی ازش خوشت بیاد ولی اون اصلا نگات نکنه بعد بری بشینی گریه کنی چرا زشتم چرا به اندازه کافی جذاب نیستم این فکرا ی بی خود و بچه گونه رو بکنی

    بعد از اون طرف گفتين :
    منم یه وقتا خیلی نا امید میشم آخه هر کی هم از من خوشش اومد من دوسش نداشتم

    خسته نباشيد واقعا
    خوب برا شما واقعا بچگانه است كه بشينيد فك كنيد كه از زشت بودن يا جذاب نبودنتون هستش كه يه نفر فرضا شما رو ردكرده


    - - - Updated - - -

    در ضمن پونيو خانوم همون طرفي كه من ميخواستمش يه پسري رو ميخواست كه بهش گفته بود و دوستم هم , دختري رو كه االن باهاش هست و تنها كي بوده كه باهاش بوده و خانواده هاشونم باخبرن و ميخوان ازدواج كنن هم اول دختره بهش گفته بوده و يه خانو ديگه هم ميشناسم كه اونم به طرفش گفته بوده تا اونجا كه من ميدونم
    هر سه تاشونم تو ايران هستن

    ***

    اقا ammin خيلي ممنون بله درسته منم فك نميكنم با خودم مشكلي داشته باشم ولي خوب ادم به خودش شك ميكنه وقتي ميبينه همه تو اين دوره كه هر دختري كه هنوز شايد تازه 13-14 سالشه از عاشقي حرف ميزنه
    تو اين عالم كسي برا من تره هم خورد نميكنه
    ادمم حسابمون نميكنن
    شك نكنم به خودم؟ نگم كه شايد مشكل از منه؟

    - - - Updated - - -

    سلام اقا كيوان
    ممنون از جوابتون
    من حتي زماني كه بشگاه هم ميرم بين دو تا ست كه ميشه فكرم ميره سمت اين قضيه و ...
    ولي كلا متوجه منظورتون شدم
    اگه ميتونستم نذارم اين فكر بياد سراغم كه عالي بود

    - - - Updated - - -

    خوووووووب حالا ميرسيم به جواب اون كسي كه من ميخواستم
    يه نفر كه درك كنه و تجربه اشو داشته باشه و تئوري هم حرف نزنه
    تو كتاب زندگي نميكنيم كه
    تو دنياي واقعي هستيم ديگه , قاعدتا بايد راهكارا هم عملي باشه
    زمستون جان
    خيلي ممنون از لطفي كه كردي و وقتي كه گذاشتي
    ببین پسر خوب اینکه میگی نیاز به دوست داشته شدن داری واقعا این نیست چون حتما تو خانواده و دوستای عادی خودت آدمایی هستن که دوستت داشته باشن یا تو اونارو دوست داشته باشی... تنها چیزی که تو نیاز داری ارتباط با دختراست همین و بس
    اي خدا پدرتو بيامرزه كاملا درست ميگيد همينطوره

    خب خداییش بگم اون موقع چون خوش میگذروندیم به چیز دیگه فک نمیکردم ولی وقتی تنها میشدم تازه میگفتم ای خدا چرا واقعا کسی تو زندگی من نیست
    منم همينطورم منتهي واقعا خوش گذروني و گردشم كمه چون يه مقدار مذهبي هستم نميتونم خيلي با چه ها بريم و بگرديم و ...
    چون بلاخره خودتون در جريانيد ديگه وقتي با يه جمعي ميري بيرون همه جور ادمي هست و همه كاري ميكنن و ...

    تو سعی کن روش زندگیتو عوض کنی!! کم کم شروع کن با دخترا ارتباط پیدا کردن
    به نظرم فكر فوق العاده اي هستش
    منتهي اين دانشكده خراب شده ما تك جنسيتيه لامصب
    ولي خوب شايد برم يه كلاس زباني چيزي اسم بنويسم كه مختلط باشه
    اگه فك ميكنيد اينجوري حل ميشه مشكلم

    سعی کن با پسرایی بچرخی که با دخترا ارتباط دارن
    احساس ميكنم يه بخش مشكلم دقيقا به خاطر همين ارتباطم هستش
    هي اونا رو ميبينم و هييييييييييييچ كاري نميتونم بكنم
    پس حالم بدتر ميشه
    البته منظورتون اين بوده كه اداب رفتاري رو ياد بگيرم كه در اون صروت درسته

    ،اینجوری هر کسیو دیدی فوری عاشقش نمیشی
    الانم اينجوري نيستم
    بابا فاميل ما كلا فقط دختر به دنيا ميارن انگار
    اگه من و يه چندتا ديگه نبوديم نسلمون منقرض ميشد

    ولي من كلا تا الان از يكي خوشم اومد كه اونم چون تفاهم فكري خيلي كم بود سريع حسم بهش از بين رفت

    بازم ممنون از شما
    خوشحال ميشم اگه تجربه يا راه حل ديگه اي داريد بگيد
    من تو اين مدت دقيقا دنبال كسي مثل شما بودم
    اگه كس ديگه اي هم اينطوري هست واقعا ممنون ميشم كمك كنه

  6. #14
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    شنبه 29 آذر 93 [ 02:25]
    تاریخ عضویت
    1393-5-29
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    355
    سطح
    7
    Points: 355, Level: 7
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Recommendation Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 36 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببین منظور من از اینکه گفتم فوری عاشقش نمیشی دخترای فامیل و اینا نبود که حتما با توجه به مذهبی بودنتون مدل رفتار کردنشون مشخصه!!منظورم یه نفری بود که دو روز باهاش بگو بخند پیدا کرده باشی!!بعد به خاطر همین دو روز فک کنی عاشقشی...
    اخه ادم دانشگاه تک جنسیتی میره مگه!!!ترم چندی!؟ تو بهترین دوران زندگیت دوران دانشجوییه بعد با دست خودت هدرش دادی!!
    منظورم این نیست که برو با پسرایی که فقط دوست دختر دارن بچرخ که اونارو ببینی ناراحت بشی!!ببین گاهی اوقات یه سری دوستی هایی وجود داره که فارغ از عشق و عاشقیه!!یعنی 5 6 تا دخترو پسر فقط با هم دوستن!!منظورم این جور ادما بود که بتونی تو گروهشون وارد بشی!!نه اینکه با پسرایی بچرخی که تا یه دخترو میبینن میخوان ادمو دک کنن!!این جور ادما جلوی یه دختر باباشونم نمیشناسن چه برسه به دوست!!!
    حالا من نمیدونم کدوم شهری ولی تو هر شهری یه سری گروه کوهنوری پیدا میشه معمولا!!سعی کن با اونا همراه بشی!!تو این گروه ها دوستی های خوبی شکل میگیره و دقیقا همون چیزیه که شما بهش احتیاج داری!!اقا به نظر من هر مردی نیاز داری واقعا یه زن تاییدش کنه یا اینکه ازش تعریف کنه،یا فقط ازش تشکر خشک و خالی بکنه،، به نظر من که تو این جور گروه ها به خاطر کارایی که میتونی انجام بدی، به راحتی این جور موقعیتا برات به وجود میاد..پس سعی کن همچین گروه هایی رو پیدا کنی!!وگرنه با کلاس زبان ته اتفاقی که میتونه برات بیفته درگیر شدن تو یه سری روابط عاشقانه ی بچه گونس که برات خیلی بهتره!!البته منظورم این نیست که نرو!برو ولی با هیچ دختری بیش از حد صمیمی نشو!!تو دانشگاه ها چون 4 سال تقریبا بیشتر از اینکه با خونوادت باشی با هم کلاسی هات هستی یه سری روابط خاصی به وجود میاد که هیچ جوره نمیتونی تو کلاس زبانو اینا پیداش کنی!!پس اون شروع ارتباط رو کم کم میتونی از همون کلاس زبان یاد بگیری ولی همون که گفتم فوری عاشق کسی نشو!!!
    تازه دیگه این فکرم از ذهنت دور کن که من نمیتونم با کسی ارتباط پیدا کنم به خاطر همین با دوستام مشکل دارم!!از این به بعد قراره کم کم یاد بگیری!!اتفاقا همون دوست دخترای دوستات بهترین امکان رو برات فراهم میکنن که بتونی با دخترا ارتباط برقرار کنی چون میدونی دیگه قرار نیست موضوع عاشقانه ای بینتون شکل بگیره!!پس فقط در حد همون صحبت های عادیه!!اتفاقا با این جور دخترا ادم یه جور احساس امنیت بیشتری میکنه !هم اون دختر و هم تو!!برا همین ارتباط برقرار کردن باهاشون راحت تره و برای شما آموزنده تر...

  7. کاربر روبرو از پست مفید zemestoon تشکرکرده است .

    Mr.Anderson (پنجشنبه 30 مرداد 93)

  8. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 15 آبان 93 [ 20:45]
    تاریخ عضویت
    1393-4-23
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    278
    سطح
    5
    Points: 278, Level: 5
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    65

    تشکرشده 10 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام عزیز
    نقل قول نوشته اصلی توسط Mr.Anderson نمایش پست ها
    الان من چ خاكي تو سرم كنم؟
    باور كنيد حالم بدهچالان تو ترم تابستون هستم
    امتحانام داره شورع ميشه
    به جاي امتحان خوندن نشستم پاي اين چرت و پرتا
    حالا بريم سر اصل مطلب
    اقا كسي هست قبلا حس من رو تجربه كرده باشهو الان مشكلش حل شده باشه؟
    كسي هست كه قبلا به معناي واقعي كلمه "عقده ي يه كلمه دوست دارم" داشته باشه و الان به نظرش مسخره بياد؟
    اصلا كسي هست دليل اين عقده من رو بدونه
    بابا هزارتا كار هست كه بايد انجام بشه و مشكلاتيكه نياز به وقت گذاشتن دارن بعد من همش درگير اينم و انرژيم رو ميگيره
    كمك كنيييييييييييد
    نگران نباش، تنها تو نیستی که اینجوری هستی!
    گوشتو بیار جلو:
    .
    .
    .
    بین خودمون باشه
    .
    .
    .
    منم همین مشکل رو دارم فعلا هم که نتونستم حلش کنم

    اما اون چیزی که توی این مدت، آروم کرده منو (تجربه شخصی خودمو میگم) یه دوست خوبه. یه دوست خوب که محرم اسرارت باشه و خیلی راحت بتونی باهاش درد و دل کنی و همه حرفاتو بهش بگی و اونم درکت کنه (که متاسفانه خودم همچین کسی رو دور و برم ندارم، یعنی فکر میکردم که دارم اما دیدم درکم نمی کنه)
    این که توی جمع دوستانم باشم و باهاشون بگم و بخندم، لحطات خوبی رو واسم به وجود آورده... درسته که درمان قطعی نیست و هر وقت که چشمم به مخاطب خاص میفته، دوباره ناراحتیهام شروع میشن تا جایی که ممکنه جمع دوستانه رو ترک کنم اما فک میکنم بتونه یه درمان کوتاه مدت باشه.
    اما این که گفتی موقع امتحاناتته، واسه این یکی که منم باهاش درگیرم نتونستم کاری بکنم، اگه تو راهی پیدا کردی، بیا توی تاپیک من بگو
    موفق باشی
    ویرایش توسط azad73 : چهارشنبه 29 مرداد 93 در ساعت 23:49

  9. کاربر روبرو از پست مفید azad73 تشکرکرده است .

    Mr.Anderson (پنجشنبه 30 مرداد 93)

  10. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 شهریور 94 [ 02:59]
    تاریخ عضویت
    1392-10-14
    نوشته ها
    143
    امتیاز
    2,611
    سطح
    31
    Points: 2,611, Level: 31
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 139
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    448

    تشکرشده 166 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    اقا ازاد خيلي ممنون
    من شكر خدا دوست خوب رو دارم
    خوب كه چ عرض كنم عالي
    ولي درك...
    نميفهمن من چي ميگم
    نه دوست هاي علاي نه غير عاليش
    چون اوناي ديكه هم كه هستن اصلا مذهبي نيستن و تا ميام حرف بزنم ميگن خوب برو با يكي دوست شو اين رفيق عاليه هم كه كامل درك نميكنه و يه بارم كه داشتم باهاش حرف ميزدم يه جاي بحثش كشيد به اينكه وقتت ارزشش بيشتر از اينه كه به اين چيزا فك كني
    نميدونم والا شايدم درك ميكنه ولي راهكاري نداره
    نميدونم

    - - - Updated - - -

    يه بار ديگه ممنون زمستان جان بازم جوابت عالي بود
    منظورم یه نفری بود که دو روز باهاش بگو بخند پیدا کرده باشی!!بعد به خاطر همین دو روز فک کنی عاشقشی...
    اهان گرفتم اره قبول دارم امكان اتفاق افتادنش هست ادم بايد حواسشو جوع كنه

    اخه ادم دانشگاه تک جنسیتی میره مگه!!!
    اشتباه كردم ديگه تكرار ميكنم يا اين ترم ترم اخرم هستش يا ترم بعد
    البته براي كارداني ها
    بعدش بايد برم كارشناسي
    كه يا ميرم علمي كاربردي يا ازاد احتمالا

    یعنی 5 6 تا دخترو پسر فقط با هم دوستن!!
    خوب ما اصلا از اون جمع ها نداريم

    سری گروه کوهنوری پیدا میشه معمولا
    تهرانم اينجا هم بايد باشه منتهي من تاحالا به ذهنم نرسيده بود
    چ ايده عالي بود
    افرين

    وگرنه با کلاس زبان ته اتفاقی که میتونه برات بیفته درگیر شدن تو یه سری روابط عاشقانه ی بچه گونس
    يا ابلفضل
    من دقيقااااااااااااا تو فكر همين كلاس زبان بودم

    تازه دیگه این فکرم از ذهنت دور کن که من نمیتونم با کسی ارتباط پیدا کنم به خاطر همین با دوستام مشکل دارم
    من همچين حرفي زدم؟؟؟
    اگه گفتم اشتباه بوده و منظورم چيز ديگه اي بوده
    من ارتباطم با دسوتام عاليه
    با همشون
    چ مذهبي چ غير مذهبي چ اون دوستيم كه زرتشتي هستش چ اون كه كلا دين و ايمان خاصي نداره
    با هيچكدوم مشكلي ندارم
    من ميگم وقتي تو جمع دوستاي غير مذهبيم هستم اذيت ميشم
    اقا هر دختري رو ميبينن تيكه ميندازن و مسخره ميكنن و يا حرفايي ميزنن كه واقعا زشته
    يا يه سره در حال مسخره كردن و فحش خار مادر دادن به اين استاد و اون استاد و اين مسئول و اون مسئول هستن
    يا از اون طرف حتي من خوب هر اهنگي گوش نميدونم كه خوب اصلا نميشه مطرحش كرد تو اون جمع ها
    يعني اينكه نه كه نشه منتهي بگي ديگه ميشه يه موجود عجيب الخلقه
    منظورم اين بود

    نهايتا بازم ممنون بابت جوابت عاليتون بود
    اگه جاي خاصي رو براي كوهنوردي تو تهران ميشناسيد كه تجربه تون ميگه خوبه بگيد منم شايد اونم

  11. کاربر روبرو از پست مفید Mr.Anderson تشکرکرده است .

    azad73 (دوشنبه 03 شهریور 93)

  12. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 فروردین 95 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1393-5-01
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    1,655
    سطح
    23
    Points: 1,655, Level: 23
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    54

    تشکرشده 48 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array

    1

    من و امین چون مشکلمون مثل همه و تقریبا یه جوریم نظرمو میگم.
    اقا ammin خيلي ممنون بله درسته منم فك نميكنم با خودم مشكلي داشته باشم ولي خوب ادم به خودش شك ميكنه وقتي ميبينه همه تو اين دوره كه هر دختري كه هنوز شايد تازه 13-14 سالشه از عاشقي حرف ميزنه
    تو اين عالم كسي برا من تره هم خورد نميكنه
    ادمم حسابمون نميكنن
    شك نكنم به خودم؟ نگم كه شايد مشكل از منه؟
    آ ماشالله .. حرفیو زدی که تو این دلم مونده بود ..... هر چی پسر میبینم دور و برم اصلا این مشکلو نداره اما نمیدونم چرا توی این پسرایی که دیدم تنها کس که این مشکلو داره منم ... یه پسریو دیدم یعنی اخلاق صفر ولی بیا یه نفری ارتباط داشت ... نمیدونم مهره مار دارن اینا یا چیز خاصی دارن که ما نداریم .... حالا بازم خوبه امینو پیدا کردم که مثل همیم .... حداقل حرفامو بهش میگم و تقریبا هم دیگرو درک میکنیم.
    تو سعی کن روش زندگیتو عوض کنی!! کم کم شروع کن با دخترا ارتباط پیدا کردن
    تو دانشگاه ما دخترم هستاا ولی اصلا محلشون نمیدم من .. حتی سلام .... نمیدونم شاید اگه ارتباط داشتیم هیچ وقت اینجوری نمیشدیم کلا

    صن ساده ترین راهش رفتی نشستی سر امتحان اگه بغل دستت یه دختر نشسته بود یه لبخند بهش بزن بهش بگو درشت بنویس بتونم ببینم!!!
    نمیدونم چرا فکر میکنم اگه باهاشون حرف بزنم فکر میکنن من قصد بدی دارم برا همین همیشه ساکتم ...

    کم کم شروع کن با دخترا ارتباط پیدا کردن !!اصن ساده ترین راهش رفتی نشستی سر امتحان اگه بغل دستت یه دختر نشسته بود یه لبخند بهش بزن بهش بگو درشت بنویس بتونم ببینم!
    خوب نمیشه ... منم شدیدا مذهبیم مثل امین ...... تو اسلام میگن نگاه نکنید مسقیم به دخترا پس چطوری میشه این کارو کرد؟
    ولي خوب شايد برم يه كلاس زباني چيزي اسم بنويسم كه مختلط باشه
    اتفاقا من اینو رفتم .... یه دختری هم توی کلاس بود که نمیدونم چرا خوشم اومد ازش ..یعنی برای اولین بار از یه دختر خوشم اومد .... ولی بعد چند روز دیگه نیومد و یعک ضد حالی خوردم من .. دیگه کلا اصلا کلاسش رو هم نرفتم.

    زمستون شما میگید با دخترا خودمونی شو ... ولی تنها چیزی که من توی زندگیم بهش افتخار میکنم همین ارتباط نداشتن با دختراس ... نمیدونم افتخاره یا نه چون اگه ارتباط داشتم الان حال و روزم این نبود و این مشکل تنهایی رو نداشتم.... توی دانشگاه خودمون یه پسر داریم که با همه ی دخترا کلاسمون در ارتباطه .. نمیدونم ساده یا نه ولی ساده در نظر میگیریم .. یه دخترم داریم همینجوری .... کل نظر کلاس در مورد این دو شخص عوض شده .... من نمیخوام کسی فکر کنه من از این پسرام که دم به ساعت با یکیه ... نظر کسی برام مهم نیست اصلا ولی مگه من به جز این دانشگاه کجای دیگه رو دارم که یه دختری باشه و بخوام مثلا ازش خوشم بیاد؟ با این کارم که کلا نظر همه رو در مورد خودم عوض میکنم.

  13. کاربر روبرو از پست مفید sajad98 تشکرکرده است .

    Mr.Anderson (جمعه 31 مرداد 93)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.