به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 تیر 97 [ 22:56]
    تاریخ عضویت
    1392-12-18
    نوشته ها
    524
    امتیاز
    13,135
    سطح
    74
    Points: 13,135, Level: 74
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 115
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,154

    تشکرشده 1,301 در 451 پست

    Rep Power
    104
    Array
    سلام خانم دختر بی خیال.
    منم اولش مثل سایر دوستان فکر کردم بحث مسایل درسی هست و.. ولی پست دومتون کاملش کرد.

    اما شما اشاره کردید که داشتید توی اقوام کسانی که حدود 26 ازدواج کردند موفق شدند و.. بالاخره همچین غیر عادی نیست..شما خودتون مشکل اصلی خودتون رو ریشه یابی کردید و گفتید این هستش که بقیه فکر می کنند کلا قصد ازدواج ندارید این طرز فکر باعث شده که بقیه به تب و تاب بیفتند با راهکار هایی مثلا شما رو بیش تر به ازدواج ترغیب کنند که گویا داره برای شما عکس هم حتی عمل میکنه...

    اکثر ما ادما کلا دوست ندارند بهشون دستوری چیزی گفته بشه و گر نه باهاش مقابله می کنند... این روند دو جانبه باعث شده از یه طرف شما از ازدواج با رفتار اطرافیان زده بشید و بقیه باز با این رفتار شما که میخواید بهشون بگید به قول خودتون ازدواج یعنی ترمز مقابله کنند... و این طوری هی از ازدواج میگند و..

    خالتون و بقیه از کجا میفهمند شما قصد ازدواج دارید یا نه؟؟ طبیعتا فکر کنم مادرتون باشه..پس باید اول مادرتون رو توجیه کنید خود به خود بقیه توجیه خواهند شد..به هر حال حق دارند اونا نگران باشند... اونا خب میگن با تجربه ی بیش تری داریم شاید فکر می کنند دوسال بعد سرد بشید نسبت به الان چون این سن ها رو رد کردند ولی شما که رد نکردید ... به نظرم بهتره همین طور که برای ما توضیح دادید خصوصی هم برای مادرتون توضیح بدید و بگید دلیلتون چی هست و بگید که این به این معنی نیست که کلا با ازدواج مخالف هستید و یکم هم شما کوتاه بیاید مثلا اجازه ی خواستگار اومدن رو به مادرتون بدید این طوری اونا مخفی کاری نمی کنند ولی بگید مثلا شرط داره که من بدونم یه شناختی از طرف بهم برسه و..
    بعدش که قرار نیست هر روز خواستگار بیاد خب فوقش هم اومد بیاد شما یه صحبتی می کنید و یه تجربه ای هم میشه..حتما تا شما از طرف خوشتون نیاد که بقیه نمیگند به زور ازدواج بشه .و.. شما کافیه بگید از طرف خوشتون نیومده و دیگه به بار دوم هم کار کشیده نمیشه..این طوری این حساسیت ها هم کم میشه .. و دیدگاه بقیه هم هخود به خود عوض میشه..وقتی بقیه میبینند داره براتون خواستگار میاد..

    اما یه ریزه کاری این وسط میمونه ..اگه همین الان شما به دفعه بگید خواستگار بیاد و.. من حس میکنم این حس به مامانتون و.. القا میشه اهان پس این دختره ما واقعا قصد ازدواج ندشات و با اصرار های ما به حقیقت پی برد و.. این طوری باز ممکنه برای شما بدتر بشه..اینو خودتون از پسش بر بیاد که طوری این روند رو انجام بدید که در نهایت شما برنده باشید..


    اما فارغ از این ها من نمی خوام خانم دختر بی خیال نصیحت کنم ولی چند تا چیز میگم...


    اولا این رفتار هایی که شما گفتید لااقل از نظر من غیر طبیعی که نیومد اتفاقا خوب هم شاید باشه..حالا گیریم به زعم شما و همه بد باشه شما چرا زودتر نخواستید تغییر کنید (جوابش رو به خودتون بگید ) اگه نه زودتر متوجه شدید مثلا خییل وقته شروع به تغییر کردید و با توجه به این موضوع بازه دوساله تعیین کردید و.. به نظرم این کار شاید درست نباشه..ادما طوی همین طول زندگیشون هست تغییر می کنند... منم یه زمانی این طوری فکر می کردم اگه قرار باشه تغییر کنم توی رفتارام باید حتما یه بازه ی خاصی باشه..مثلا حدود سه سال پیش همیشه منتظر عید ها یا تابستون ها بودم که مثلا یه کاری بکنم یه تغییر اساسسی چون تعطیل بودم و قت زیاد ولی از وقتی دیدگاهمو به این موضوع عوض کردم ..دیگه اصلا این چیزا برام مهم نیست..درسته هر تغییری زمان لازم خودش رو داره..ولی بحث من این بود میشه این تغییرات رو همراه با جریان زندگی اعمال کرد چه کنار همسر چه بی همسر و..

    دوم این که شما چرا فکر میکنید کسی که قراره همسر شما بشه نباید ادمی باشه که درک و شعور بالایی داشته باشه..شاید توی همین ما بین خواستگاری برای شما اومد بسیار فهمیده و کافیه شما براش این خصوصیات رو توضیح بدید با جزئیتاش رو بعد ازدواج انشالله اون وقت ایشون چرا قبول نکنند...شما که میگید که خیلی کمه..خب یه روز هم ایشون میزارند شما کلا توی حلوت خودتون باشید چه اشکالی مگه داره ..اصلا شاید اون اقا خودش هم بیش تر به این خلوت نیاز داشت مثلا بیش تر از شما حتی


    به هر خال شما الان این حرفو می زنید
    من فکر میکنم، بهتر باشه وقتی این عاداتم و کنار بذارم ، بفکر ازدواج بیوفتم و بعد این مدت حتی با آدمی با شرایط پایین تر از خواستگارهای الانم ؛ ازدواج کنم موفق تر از الان باشم ، چون حداقل اونموقع من از جانب خودم مطمعن میشم و میدونم میتونم بحران های زندگیم و بخوبی مدیریت کنم.و خودمم برای زندگیم بحران نمیسازم!

    از کجا معلوم دو سال بعد که فرصت ها رو از دست دادید (نه به این معنی بود که الزاما خواستگراای بهتری نداشته باشید) بعدش به این نتیجه برسید که اشتباه فکر می کردید !!


    در نهایت بگم ببخشید پستم طولانی شد...ولی من ننوشتم که بگم الان ازدواج بکنید یا نه..انشالله هر موقع هر جونی ازدواج میکنه در بهرتین زمان با بهترین فردش باشه... خواستم دیدگاهمو بهتون بگم.. و این که این قدر ایده ال گرا فکر نکنید شاید بهتر باشه...

  2. 2 کاربر از پست مفید فدایی یار تشکرکرده اند .

    دختر بیخیال (سه شنبه 28 مرداد 93), صبا_2009 (سه شنبه 28 مرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. خواهر شوهرم برام حد و مرز تعیین میکنه
    توسط نشاط زندگی در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 اردیبهشت 96, 11:11
  2. سرنوشت از قبل تعیین شده؟
    توسط saminnaz2 در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 29 شهریور 95, 08:45
  3. نظرخواهی : شرایط تعیین شده برای ازدواج
    توسط sobhan13 در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: جمعه 28 تیر 92, 00:10
  4. چطور برای خودم هدف تعیین کنم؟(خواهش می کنم کمکم کنید)
    توسط نیلوفر 62 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: پنجشنبه 27 مهر 91, 23:23
  5. بالاخره اقدام قانونی برای تعیین تکلیف زندگیم کردم
    توسط mitra6057 در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 28
    آخرين نوشته: پنجشنبه 01 تیر 91, 07:28

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.