پرنیان بانوی عزیز،
میتونم درکت کنم،تحمل همچین شرایطی سخته
منم شوهرم از چیزی ناراحت باشه به من نمیگه میره تو خودش و انتظار داره من علم غیب بدونم یا ذهن خونی بلد باشم که بفهمم مشکلش چیه
اگه نظر من و میخوای همین الان برگرد خونت،به کارهای روزمرت برس .
میدونم سخته ولی سعی کن عادی رفتارکنی
یه نصیحت خواهرانه؛وقتی با شوهرت دعوات میشه جای خوابت رو جدا نکن ،خونه باباتم نرو
بمون تو خونت ،به خودت برس،به زندگیت برس
بالاخره اون مرده تا یه زمانی میتونه دوریت رو تحمل کنه ،سعی کن با سیاست های زنانه به طرف خودت بکشیش.
سعی کن تو یه وقتی که شوهرت سر حال و به حرفت گوش میده باهاش صحبت کنی
بهش بگو با این کارهاش چه حسی بهت دست میده








علاقه مندی ها (Bookmarks)