مطالب تالار رو خوندم خیلی روم تاثیر گذاشت. باهاش ده روزی میشه تماسمو کمتر کرده بودم. اونم گه گودایی زنگ میزد و حالمو می پرسید همه چیز خوب. صبح قبل از رفتن به کلینیک اسمس میداد. اما امروز نداد.اما من دادم گفتم سلام .... صبحت بخیر. اونم سریع جواب داد سلام گلم صبح توم بخیر. شد ساعت 9 قرار بود موضوعی رو بهش یاد اوری کنم. اسمس دادم گفتم ..... اونم گفت بهم مرخصی ندادن. باشه بهشون می زنگم .............. ساعت 1 اینا بود اسمس دادم میرم خونه ............. جواب نداد ........ ساعت 3 اینا زنگ زدم واب نداد............. نگران شدم 4 تا 4.5 هی زنگ زدم بازم جواب نداد. ولی 4 یه بار گوشیش مشغول بود. شاید خودش و شاید کسیم بطور همزمان بهش زنگ می زده.
اسمس دادم ای بابا گوشیو واردار. چرا جواب نمی دی ساعت 4 که گوشیت مشغول بود؟ جواب نداد. دوباره زنگ زدم ... خاموش شده تا الان ... خیلی ناراحت شدم؟
اتفاقی براش افتاده یعنی؟ یا نه اومده پادگان خوابیده و نمی خواد جواب منو بده.. اعصابم از اینکه اون هر لحظه ممکنه جوابمو نده و بره خورد شده .... تو این سه سال این حرکتش بی سابقه بوده .......... چکار کنم؟ نه می شه بدگمان شد ... نمیشه ناراحتم نشد .......... ای کاش هیچ وقت دوسش نداشتم و هیچ کسو دوست نمیی داشتم![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)