نقل قول نوشته اصلی توسط خیال تو نمایش پست ها
هر چی بوده تموم شده... میدونم برای دختر خیلی سخته اینجور اتفاقارو به این زودیا فراموش کنه.. به هرحال احساساتت درگیر شده و کار راحتی نیست ولی خب کاریش نمیشه کرد دیگه.
راستی یه سوال؟ شما که تقریبا تا یه روز قبل عقد هم پیش رفتین رفتین شهرشون واسه تحقیقات ؟؟؟ کسی معرفی کرده بود یا به چه طریقی اشنا شده بودین ؟
تا یک روز قبل از عقد پیش نرفتیم.قرار بود دوماه بعد عقد کنیم.ایشون گفتن چون ممکنه دیگه نتونن بیان بریم خرید.خانوادشون توی شهر خودمون هستن.خودش به خاطر کارش یه شهر دیگه بود.بله.یکی از اقوام راجب اینکه واقعا کارش همینه و تحصیلات و اینکه اخلاقش توی محیط کارش خوبه یا نه تحقیق کرد.نتیجه مثبت بود.ما اینترنتی آشنا شدیم از اول برای ازدواج بود و بعد از خواستگاری رسمی و تحقیقات ما همه چیز جدی شد.خانوداش آدمای معتبر و خیلی مذهبی بودن.ولی وقتی بحث پس آوردن حلقه ای که من براشون خریدم شد پدرش گفت چون ما برای خرید سری طلا ضرر کردیم حلقه رو پس نمیریم.