والله چی بگم؟
نسبت به محیط کار سختگیره. یه مدت یه جای خوبی میرفتم ولی خیلی کنترلم میکرد و دیگه بیخیال شدم
من تا الان چند تا قسط از وام ازدواجشم دادم. دفعه ی آخر که گفتم این ماهتم من میدم خیلی سریع استقبال کرد و پذیرفت.
من اگه برم سر کار مثل خیلی دوستان دیگه شوهرم از اینکه هست بیخیال تر میشه
ببین من توقع ندارم خیلی بهم پول بده ولی مثلا ماهی 30 هزارتومن رو که من خرج آرایش و سر و لباسم تو دوران عقد میکنم. این خرجها به خاطر اونه. مخصوصا وقتی میرم خونه ی پدرش بایستی مرتب تر از مجردیم باشم. میتونه لوازم آرایشم رو تامین کنه. کاش به فکر غرور من جلوی پدرم بود وقتی ازش پول میگرفتم.
خدایی چشم و دل سیر هستم. با بی پولی دوران عقدمم میسازم. فقط میترسم این پول ندادنش تا آخر ادامه پیدا کنه.
یکی از دوستان گفت کهنه بپوش. این مسئله رو بدتر میکنه. لااقل الان مرتب باشم که فردا اگه چیزی خواستم نگه خونه ی پدرت که چیزی نمیپوشیدی؟

از بین دوستان و مشاوران سایت کسی هست که این مشکل رو حل کرده باشه؟؟
چه برخوردی باید بکنم که تو زندگی ام تاثیر نذاره؟؟
واقعا به کمک احتیاج دارم. میدونم نسبت به مشکل بقیه کوچیکه اما داره تو روابطم تاثیر میزاره

مرسی