
نوشته اصلی توسط
امیر۶۲
باید عرض کنم ایشون کلا ادم بددهننی نیستن ولی در حالتیکه عصبی میشن هر چی دوست دارن میگن و گاهی درگیر فیزیکی هم میشن. دلم از این میسوزه که خسته میشه کلی زحمت میکشه میپزه میشوره کمک حال من هست(سرکار میره) بعد با یک فحش و ناسزا و یک رفتار بد همه رو خراب میکنه هم منو ناراحت میکنه هم خودشو. الانم گذاشته رفته خونه پدر مادرش
خب همه در حالت معمولی خوبن. مهم اینه که وقتی عصبانی و خسته است فحش نده.
باهاش صحبت کنید و همینایی که به ما گفتید به خودش بگید. بگید که من دوستت دارم و می دونم خسته می شی و هم بیرون از خونه کار می کنی و هم کار خونه هست.
ازش تشکر کنید که همیشه زندگیتون مرتبه و به غذا و آرامش و تمیزی خونه می رسه.
بعد در ادامه اش شبیه همون حرفهایی که ماتی جان، گفتند همسرشون بهش می گفته. در مورد این که لحن و کلماتی که یک خانم به کار می بره خیلی مهمه و ...

نوشته اصلی توسط
امیر۶۲
در ضمن محیط کمی اروم شده بهش گفتم که از صحبت هاش واقعا ناراحت شدم. گفتم که نمیخوام بچمون طوری تربیت بشه که بعدا پشیمون بشیم. از چیزایی که دوست ندارم از زبون خانمم بشنوم گفتم. اون هم گفت که خسته میشه بعضی وقتها و از من راجع به چیزهایی گله کرد که اگه بمن میگفت سریع انجام میدادم. اخه من باید از کجا بفهمم الان چی لازمه واسه خونه .من امار لوازم لازم برای اشپزی و... رو ندارم بهم اطلاع نمیده چی لازم هست بعدا گلگی میکنه که چرا تو خرید کمک نمیکنی.من بعلت درگیر بودن تو بیمارستان و داروخونه و ... اصلا حواسم به یخچال و وسایل خونه نبود و کافی بود بهم بگه. بهم نگفت و بعدا گلگی کرد بنظر شما اینها بهانه است یا دلیل اصلی ناراحتیش؟
یک نکته ای که دو بار اشاره کردید این بود که خانمتون جلوی مهمون بد برخورد نمی کنه و اصلا به روشون نمی آره که ناراحته.
این خیلی خوبه.
حتما بابت این موضوع ازش تشکر کنید. البته مستقیم نگو که مرسی جلو مامانم اینا دعوا نکردی !!!
منظورم اینه که وقتی مامان باباتون رفتن، حتما با بغل کردنش و نوازش کردن، بهش بگید که خیلی خوشحالی که همچین خانم فهمیده ای داری.
بگو از این که باعث شده جلوی پدر و مادرت سربلند باشی از انتخابت و بهشون نشون بدی که بهترین انتخاب دنیا را داشتی.
ببخشید که این نکته را می گم، چون خیلی از خانمها در این مورد گله دارند و اگر همسر شما هم در رابطه خیلی بیش از حد مشتاق نیست و معمولی است، لطفا زمانی که اینطور تشکر می کنید و بغلش کردید، به رابطه ختم نشه. تا فکر نکنه منظورتون چیز دیگه ای بوده. البته اگر همسرتون از معمولی گرم تر هست و خودش طالب بود که هیچ.
در مورد این که حرفی که زده بهانه است یا نه، خودتون بهتر می دونید.
اما فرضر کنید من سردرد دارم، بیش از حد گرمم هست، نهار هم نخوردم، دارم راه می رم پام گیر می کنه به میز. احتمال این که بشینم به حال بدبختی های خودم گریه کنم خیلی زیاده
اما اگر در یک روز عادی پام گیر کنه به پایه ی میز، ممکنه یه آخ بگم یا شایدم حتی بهش بخندم.
خانم شما برای پذیرایی از مهمون و این که همه چیز خوب برگزار بشه در فشاره.
از طرفی باید سرکار بره و به خونه برسه و ...
فکر می کنه پدر و مادر شما هنوز دید خوبی بهش ندارن و توی دلش هنوز نگرانه و در استرس از رفتارش مقابل اونها و برداشت اونها و ...
یه کم هم ناراحته که کاش آنها نمی اومدن و توی خونه راحت تر بود. این همه تحت فشار کار و استرس نبود.
حالا می ره غذا درست کنه می بینه گوجه تموم شده. در این حالت خیلی عصبی می شه و همه مشکلات را از چشم شما و همکاری نکردنتون و گوجه نخریدن می بینه.
اما تو یه روز عادی ممکنه بگه به جای گوجه می تونم سس یا رب گوجه استفاده کنم یا ....
پس شرایط را برای راحت تر بودنش توی اون روزها فراهم کن. بیشتر ازش بپرس کمک می خواد یا نه. چیزی لازم داره یا نه.
اگر لیست خرید داشته باشید رو در یخچال یا ... خیلی کمک می کنه. یه ستون اضطراری برای امروز و یک ستون خرید در اولین فرصت.
هر چیزی تمام می شه یا نزدیکه تمام بشه بنویسید. اضطراری برای امروز را همون روز براش از سوپر نزدیک تهیه کنید که راحت باشه.
بارداری و تغییر هورمونها خیلی خانمها را اذیت می کنه. فکر نکنید هنوز که جنین وزنی نداره و مشکلی نداره.
اتفاقا اوایلش بخاطر تغییراتی که خانمها حس می کنند خیلی سخته. سعی کنید درکش کنید.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)