
نوشته اصلی توسط
پر پری
چرا هیچکس دیگه راهنماییم نمیکنه ازم قطع امید کردید؟


من بدون راهنمایی شما دوستان تو این ماجرا خیلی سخت میتونم تصمیم بگیرم راهنماییم کنید لطفا
درود بانو
2تا کار میتونی انجا بدی
1.عضو انجمن آزاد بشی و راهنمایی بگیری
2.حساسیتت رو کم کنی و بقول معروف بسازی
ولی از من به شما بانو نصیحت عضویت انجمن آزاد بگیر و توی دوران عقد این موضوع را حلش کن بعد عروسی اینکه فکر کنی چیزی تغییر میکنه اصلا و ابدا.برید پیش مشاور دونفری این موضوع را کاملا جدی بگیر فقط این مسئله نیست شما اینو خیلی برای خودتب زرگ کردی و گرچه بزرگ هم هست ولی مسائل دیگه رو بهش خوب و کامل توجه نمیکنی!
شما محکم و جدي شرط مشاوره را تا اصلاح مسائل و تضمين ثبات و تشخيص اينکه مي توانيد زندگي مفيدي با هم داشته باشيد را قرار بده و بگو تا زماني که به کمک مشاور مسائلمون حل نشه و به نقطه روشني نرسيم حاضر به عروسي نيستم و کلاض نياز دارم به کمک يک مشاور بفهميم که آيا با هم مي توانيم زندگي مناسبي داشته باشيم يا خيز . شما نياز مبرم به مراجعه حضوري هردو به مشاور داريد
موفق باشي
آینده انسان ها در امتداد گذشته انهاست
نجواهای دوران عقد بعد از عروسی تبدیل به فریاد میشه
از ما گفتن بود و از شما پشت گوش انداختن چون دوست بودی و انتخاب خودت بوده و ترس از خانواده و توی سرت بزنن و احساس شکست و ....... این ترسو بریز دور برو مشاور جدی بگیر جدی بگیر جدی بگیر البته قبلش عضو انجمن آزاد بشو
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
علاقه مندی ها (Bookmarks)