سلاممن جدیدا نسبت به همه چی بی تفاوت شدم از حال خودم سر درنمیارم . دیگه هیچی خوشحالم نمیکنه البته چیزی هم نیست که خوشحالم کنه فقط دلم میخواد نباشم وجود نداشته باشم . دلم میخواد بخوابم خیلی زیاد مثلا چندسال. دلم میخواد بمیرم ولی نرم اون دنیا خلاصه دلم میخواد همین جا تموم بشم. من اینجوری نبودم (اول میخواستم توقسمت مشکلات فردی تاپیک بزنم ولی میدونم این حالتم خیلی هم شخصی نیست و به زندگی زناشوییم برمیگرده اینجا تاپیک زدم . |) باورکنید حتی انگیزه ندارم پیش مشاور برم یا مشکلموحل کنم . اصن نمیدونم چی میخوام . وای خدا حتی نمی تونم درست وحسابی بنویسم .
نسبت به همه اطرافیانم سرد شدم فقط بابام رو دوست دارم و دلم براش خیلی تنگ میشه نمی دونم چرا .
شما افسرده نیستین چون هیچ یک از علایم افسردگی تو گفته هاتون نیست به نظرم شما دچار دل زدگی موقت شدین،دل زدگی زمانی پیش میاد که همه چیز برا ادم تکراری بشه.
نارضایتی از زندگی افسردگی نمیاره باعث دل زدگی میشه،دل زدگی هم باعث خاموش شدن احساسات و ارتباطات در زندگی میشه
راه درمان دل زدگی استارت فعالیت های جدید و کم کردن فعالیت های تکراری روزانه است
پیاده روی،رانندگی،خوندن رمان هم خوب هست








علاقه مندی ها (Bookmarks)