رویای آبی عزیزفکرنمیکنم موندن شما زیادکمکی بکنه.درصورتی خوبه که اون احساس پشیمونی کنه.اما حالاکه اون پاپیش نمیزاره بهتره ازیه واسطه کمک بگیری.نمیدونم چطور؟اما باید یه راهی پیداکنی.شایدپسرت بتونه کمک کنه.یابهانه ای بشه واسه اینکه بفهمی چه قصدی داره.نمیدونم نظرم کارشناسی نیست.شایدهم چندروزکه بمونی دلتنگ بشه وسراغت بیاد.مگه نمیگی بهش محبت میکردی.پس بابد خیلی زود دلتنگت بشه.
عزیزم باید مهارتهای طرزبرخوردبا آدمای عصبی رویادبگیری.مطالعه کن.تامیتونی دراین باره کتاب ومقاله بخون.انجمن توی همین سایت هست.قسمت کنترل خشم.باید بدونی چکارکنی تاوقتی برگشتی دیگه ایشالا هیچوقت این اتفاق نیفته.
درضمن شما اونروز نباید به ناراحتیش دامن میزدید.باید سعی میکردید اوضاع رومدیریت کنی.نه این که عصبانی بشی وموقعیت روترککنی.اونم اونجوری توی جاده!!
عمر که بی عشق رفت
هیچ حسابش مگیر...
علاقه مندی ها (Bookmarks)