ممنون از همه ی دوستان بخاطر نظرات مفیدشون.
به حرفاتون خیلی فکر کردم.خیلی هاش درست بود.این دو شبی که از شبای قدر گذشت سپردمش به خدا. الان احساس آرامش بیشتری دارم و مثل قبل بی تاب نیستم. به قول مادرم اگر قسمت باشه سه سال دیگه هم میشه. اما خب به تلاش من برمیگرده کمش کنم. ممنون از دوست خوبم من بدون سحر که انگیزش بهم خیلی مثبت بود و تاثیر حرفش برام زیاد بود چون خیلی اوضاعش شبیه خودم بود(از لحاظ کار و برنامه ی آینده و ...).شرایط کاریه منم طوریه که یا باید از خیلی چیزا که سال ها آرزوشو داشتم بگذرم که بتونم یه کاری برای بدست آوردن اون دختر کنم که اینم توش تبصره زیاد داره.یا باید منتظر قسمت باشم که اون دختر تا درست شدن شرایط ازدواج نکنه. خلاصه فعلا که به راه گذشتم ادامه میدم تا ببینم چی میشه.
و همچنین از فدایی یار عزیز که نظرش خیلی موثر بود ممنونم.
از دختر بی خیال هم خیلی خیلی ممنونم که فکر کنم دارم کم کم به حرفاش میرسم.از این نظر که گفتن از کجا معلوم الان دیگه علاقه ای داشته باشه به من. از اون زمان تا الان توی مناسبت های مختلف بهش پیام دادم.حداقل به عنوان یک همکلاسی سابق.اما اصلا جوابی نداد. خیلی دلم شکست. یاد حرف شما افتادم که شاید از من بدش میاد دیگه.
اما بی خیال.دیگه فعلا مهم نیست.من که سپردمش به خدا.و براش آرزوی خوشبختی کردم و از خدا خواستم اگر من لایقش بودم بهش برسم.
ممنون از همه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)