خیلی ممنون آقای خاله قزی،قبول دارم من آویزون شوهرم هستم ،اشکم سریع میاد و گریم میگیره خودمم از این موضوع ناراحتم اصلا دوست ندارم جلو شوهرم ضعیف باشم ولی چی کنم دل نازکم و احساساتی
ولی اینکه گفتید غرغرو قبول ندارم .من با وجود یه بچه 1ساله فوق العاده شیطون و اذیت کار سعی میکنم همیشه محیط خونه رو آروم نگه دارم ،همیشه غذاهای مورد علاقش رو میپزم،به ظاهر خودم میرسم اگه ببینم حوصله نداره زیاد بهش گیر نمیدم که بگو چه خبره و چرا ناراحتی و...
اینکه فرمودید عشق و محبت رو از جای دیگه دریافت کنم بگم من یه برادر تو شهر دیگه زندگی میکنه که خودش سرش با زن و بچش گرمه و توی سال چند بار همدیگر رو میبینیم
یه خواهر و برادرمم که خارج از کشور زندگی میکنن که فقط تلفنی در ارتباطیم
شوهرم دوست نداره من با دوستام و فامیلام رفت و آمد کنم
خونه پدر مادرمم میگه هفته ای یه بار بریم
با بچه کوچیکم تو این گرما نمیتونم برم جایی
و خیلی ممنون میشم اگه راجع به رفتار مردها بیشتر توضیح بدید.
و shima9393 شوهرم اصلا خودش رو مقصر نمیدونه چه تقصیر از اون باشه چه من
من خودم اگه اشتباهی کنم عذرخواهی میکنم
دعوای آخریمون سر این بود که شوهرم داشت اخبار ورزشی میدید بچم یه دفعه افتاد زمین و گریه کرد منم داشتم ظرف میشستم تا اومدم ساکتش کنم شوهرم داد زد که بچه رو ببر تو اتاق ساکتش کن .
گفتم باشه ولی چرا داد میزنی؟بدتر کرد و شروع کرد داد زدن
بعدشم اخم میکنه و کم محلی
آخه به من بگید این قهر و ناز دآره؟
بله terme00حق با شماست من زیاد نمیذارم کش بیاد ^__________^








علاقه مندی ها (Bookmarks)