این پستو خوندم یاد کسی افتادم که مدام از شکم خانومها ایراد میگرفت حتی مانکنها .و بسیار بی احترامی کرد با گفتن این مسعله حالا دلیل چی بود.این بود این اقا اصلا در ذهنش خصومتی با جنس مخالف داشت و اونهم بخاطر اینکه در گذشته مونده بود.شما هم دوست عزیز چون نمیخواهی ازدواج کنی برای خودت دلیل تراشی میکنی.حد اقل با خودت صادق باش.امروزه ازدواج جز هدف یک.انسان نیست بلکه جز تکامل هر انسانی هست.شما هم از سر ترس از تنهایی و این موضوعو کردی یک هدف میری خواسگاری.حتما شما به یک مشاور و روانپزشک احتیاج دارید و این وسواس از قبل در شما بوده و حالا از یکجایی بیرون زده.
- - - Updated - - -
و همینطور اینجا نمیتونید درمان بشید شاید چراغی براتون ما کمی روشن کنیم ولی فقط توسط یک متخصص مجرب که تخصصش در درمان وسواس هست بتونه کمی شمارو از این حال در بیاره.توصیه من اینه با این نامزدتون در مورد وسواستون صحبت کنید بطور کلی نه جزییاتو در رابطه به ایشون بگید و از ایشون زمان بگیرید تا تحت درمان قرار بگیرید و این کار عقلانی و انسانی هست.ایشون حق دارند چه در مورد ادامه و چه ندادن این رابطه بیشتر بدونند چون این خانوم هم متحمل درد روحی روانی چه ازدواج بکنید و چه نکنید خواهند شد.بنظر من پنهان کاری در این مورد کار درستی نیست.








علاقه مندی ها (Bookmarks)