دوست عزیز من خودم تقریبا چنین تجربه ای و داشتم و فوق العاده سخته مخصوصا برای افرادی که درونگراهستند.دیگه تو اون خونه احساس راحتی و آرامش ممکنه نداشته باشی چون همه کارات زیر ذره بینه .همیشه باید خونه ات و سرو وضعت مرتب باشه چون ممکنه هر آن یکی سرزده بیاد پایین.چندتا مثال برات می زنم.مثلن یکی دوست داره صبحا دیر از خواب پاشه یا چند روز حوصله مرتب کردن خونه رو نداشته باشه یا لباسهای خاص و خیلی باز تو خونه بپوشه با توجه به این شرایط همیشه آدم باید استند بای باشه و این موضوع باعث استرس می شه و حریم خصوصی دیگه وجود نداره.و چون شما سنت و تجربه ات کمتره جاری هات به خودشون اجازه ی دخالت توی زندگی ات و میدن و همسرت هم چون کنار اقوامشه و پشتش گرمه ممکنه خیلی سریع تحت تاثیر حرفهاشون قرار بگیره .من آدم خرافاتی ای هستم به نظر من اصلن شگون نداره که یه تازه عروس بیاد خونه ی کسی که تازه فوت شده زندگی کنه. به نظر من شما محکم سر حرفت بایست بگو حاضرم یه خونه ی خیلی کوچیک برام اجاره کنی یا اینکه صبر کنم مشکلت حل شه بعد عروسی بگیریم .عزیزم منم این اشتباه و کردم و از اول حرف و خواسته ام و قاطعانه به شوهرم نگفتم الان اصلن برای حرفم و خواسته هام ارزش قایل نیست هر کاری که دوست داره می کنه.تو این اشتباه و نکن.البته نمی گم دعوا مرافه بکن به قول مدیر همدردی مهربانی همراه با قاطعیت.








علاقه مندی ها (Bookmarks)