به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 19 , از مجموع 19

موضوع: خيانت كردم

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 تیر 93 [ 19:11]
    تاریخ عضویت
    1393-4-13
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    44
    سطح
    1
    Points: 44, Level: 1
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    10

    تشکرشده 8 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام با تشكر از همه دوستان من ميدونم خيلى ناقص حرف ميزنم از نظر وضعيت مالى كه دوست عزيز كفتن تورو خدا يه طرفه به قاضى نرين از نظر مالى خانواده ما و ايشون در سطح خوبه جامعه هستيم ايشون وضع ماليشون خوب هست اما من از نظر مالى هيج مشكلى ندارم وحتى هزينه هايى كه براى دخترم ميكنم از بدر خودم ميكيرم كه اكر احتياج داشتم ميتوانستم مهريه و طلاهايى كه حتى خانواده خودم دادن ميكرفتم حتى نفقه اى از ايشون بابت دخترم نميخوام و من صرفاً فقط به خاطر علاقه اى كه به ايشون دارم وميدونم ايشون هم همين حس و دارن مصرم


    دخترم با من زندكى ميكندالبته همسرم كفتن تا زمانى كه ازدواج نكردى اجازه ميدم در كنارت باشه ازدواج ما يك ازدواج فاميلى بود البته از اقوام دور و خانواده ها از هر نظر شباهت فراوان به هم دارند زمانى هم كه طلاق كرفتيم ما به هيج يك از اعضاى خانواده ى دو طرف نكفتيم جون قصدمون بود دوباره با هم زندكى كنيم اما يه مسايلى بيش اومد كه خانواده ها فهميدن و نشد كه خودمون حلش كنيم شوهرم روز طلاق به من كفت طلاقت ميدم ببينم واقعاً ميخواى زندكى كنى يا نه ازادى كه برى اكر موندى يعنى فقط يك اشتباه بوده اما خانواده ها وارد داستان شدن و يه جورايى جبهه كيرى هر دو طرف شروع شد و در مورد خصوصيات همسرم ايشون از نظر من يك فرد ايده ال هستن براى بنده
    از نظر ظاهرى ايشون به ٣٠ ساله ها بيشتر شباهت دارن هر جند سن براى من مهم نيست اون حس ارامشى كه در كنار ايشون دارم وعشقى كه به همسرم دارم دليل اصلى من براى رجوع البته اين هم ميدونم تمام اشتباهات از طرف من بوده و واقعاً نميتونم حسى كه به ايشون دارم را فراموش كنم يا اينكه به شخص ديكرى بيدا كنم اما ميدونم كه قدر عشقمون ندونستم اما واقعاً اون زمان مثل مسخ شده ها بودم
    و كاربر عزيزي كه با علامت تعجب نوشته بودن به قول خودتان زيبا هستين
    همسرمهم جذاب هستن اكرم ذكر كردم در مورد زيبايي جون ميدونم معمولاً با اين اختلاف سنى اكثريت اين تصور ميكنند كه حتماً دختر بايد يه ايرادى بايد داشته باشه ًاز نظر ظاهرى ودر مورد خواستكارهاى من اين هم ميتونم بكم كه من از فاميل مشتركمون هم خواستكار داشتم و از تمام جزييات زندكى مشترك من اطلاع داشتن البته اشخاص بهتر از من هم براى همسرم هست هدفم از اين حرف اين بود كه دوست عزيز نوشته بودن كه شرايط براى بنده بابت ازدواج سخت است بابت كذشته تاريكم اينها را بازكو كردم و كه اين سوتفاهم بوجود نياد
    من دنبال شخص ديكرى نيستم كه به اشتباه فكر نكنين جون شخص ديكرى نيست من مصر به رجوع به همسرم هستم
    البته دوباره تكرار ميكنم كه در كذشته اشتباه كرده ام
    ویرایش توسط غمزده : شنبه 14 تیر 93 در ساعت 18:57

  2. 5 کاربر از پست مفید غمزده تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 14 تیر 93), فرشته مهربان (یکشنبه 15 تیر 93), کاغذ بی خط (یکشنبه 15 تیر 93), هم آوا (شنبه 14 تیر 93), معاون کلانتر (یکشنبه 15 تیر 93)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 خرداد 97 [ 13:17]
    تاریخ عضویت
    1392-8-26
    نوشته ها
    278
    امتیاز
    9,405
    سطح
    65
    Points: 9,405, Level: 65
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,386

    تشکرشده 653 در 231 پست

    Rep Power
    55
    Array
    سلام دوست عزیزم
    خدا رو شکر میکنم که الان نادم هستید و خواهان باسازی ویرانه های زندگیتون
    به نظرم از مشاورین سایت کمک بگیری بهتره ...با توجه به موضوع مطرح شده اکثر دوستان اینجا فقط به تاپیک تون جبهه میگیرن و راه درستی رو نخواهین یافت
    براتون آرزوی موفقیت دارم.... طلاعاتتون هم مقبول درگاه حق

  4. 2 کاربر از پست مفید هم آوا تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 16 تیر 93), غمزده (شنبه 14 تیر 93)

  5. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 دی 94 [ 18:13]
    تاریخ عضویت
    1393-3-16
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    1,365
    سطح
    20
    Points: 1,365, Level: 20
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 62 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست گلم خوشحالم اینجا اکثرا داستانا هپی اند میشن امیدوارم شماهم باز با شوهرتون زندگی کنید و همراه دخترتون تا ابد شاد و سلامت در قصر رویاهاتون زندگی کنید
    از اینکه بدون غرض ورزی و بی طرف قضاوت می کنید متشکرم.

  6. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 12 دی 93 [ 13:59]
    تاریخ عضویت
    1393-2-11
    نوشته ها
    268
    امتیاز
    1,216
    سطح
    19
    Points: 1,216, Level: 19
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    291

    تشکرشده 1,029 در 261 پست

    Rep Power
    41
    Array
    اشتباهی که مرتکب شدید به نظرمن قابل چشم پوشیه و البته باید با این حقیقت مواجه بشید که این مسئله روز به روز کمرنگ تر خواهد شد اما هیچوقت کاملا از ذهن همسرتون پاک نخواهد شد و در دعواها و اختلاف هایی که در زندگی مشترک رخ میده گرد و غباری که روی این اشتباه رو پوشانده از بین میرود و مجددا ممکنه پای گذشته ها وسط کشیده بشه هرچند بصورت جزئی و گذرا ولی در کل میشه شرایط مناسب رو محیا کرد

    از واکنش همسر شما مشخصه که او هم به ازدواج مجدد با شما بی میل نیست و فقط مشکلی که داره مزه تلخ شکسته شدن غرورش برای از سر گیری این ازدواجه

    قطعا همسرتون از این مسئله میترسه که غرورش رو بشکنه و شما مجددا این اشتباه رو مرتکب بشید
    همانطور که یکی از دوستان گفت فرزندتون دلیل مناسبیه که همسرتون پا روی احساساتش بذاره

    اما همسرتون نیاز به زمان و اعتماد سازی از جانب شما داره

    همسرتون به سمت شما در حال حرکته و شاید یک واکنش نابجا از سوی شما همسرتون رو از این مسیر منحرف کنه

    من اگر جای شما بودم همونطور که در نوشته قبلی گفتم با کمی صبر و حوصله و آماده سازی راه به خواسته ام میرسیدم

    به نظر من دیگه نباید از اتفاقات گذشته حرف بزنید و همسرتون رو یاد اون اتفاقت بی اندازید

    - - - Updated - - -


    اشتباهی که مرتکب شدید به نظرمن قابل چشم پوشیه و البته باید با این حقیقت مواجه بشید که این مسئله روز به روز کمرنگ تر خواهد شد اما هیچوقت کاملا از ذهن همسرتون پاک نخواهد شد و در دعواها و اختلاف هایی که در زندگی مشترک رخ میده گرد و غباری که روی این اشتباه رو پوشانده از بین میرود و مجددا ممکنه پای گذشته ها وسط کشیده بشه هرچند بصورت جزئی و گذرا ولی در کل میشه شرایط مناسب رو محیا کرد

    از واکنش همسر شما مشخصه که او هم به ازدواج مجدد با شما بی میل نیست و فقط مشکلی که داره مزه تلخ شکسته شدن غرورش برای از سر گیری این ازدواجه

    قطعا همسرتون از این مسئله میترسه که غرورش رو بشکنه و شما مجددا این اشتباه رو مرتکب بشید
    همانطور که یکی از دوستان گفت فرزندتون دلیل مناسبیه که همسرتون پا روی احساساتش بذاره

    اما همسرتون نیاز به زمان و اعتماد سازی از جانب شما داره

    همسرتون به سمت شما در حال حرکته و شاید یک واکنش نابجا از سوی شما همسرتون رو از این مسیر منحرف کنه

    من اگر جای شما بودم همونطور که در نوشته قبلی گفتم با کمی صبر و حوصله و آماده سازی راه به خواسته ام میرسیدم

    به نظر من دیگه نباید از اتفاقات گذشته حرف بزنید و همسرتون رو یاد اون اتفاقت بی اندازید

  7. 4 کاربر از پست مفید معاون کلانتر تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 16 تیر 93), mordad (یکشنبه 15 تیر 93), واحد (دوشنبه 16 تیر 93), غمزده (یکشنبه 15 تیر 93)

  8. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 آذر 94 [ 10:10]
    تاریخ عضویت
    1392-8-09
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    2,683
    سطح
    31
    Points: 2,683, Level: 31
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    1,932

    تشکرشده 348 در 164 پست

    Rep Power
    35
    Array
    سلام خانمی
    همه ما تو زندگی گاهی پامون می لغزه مهم اینه که بفهمیم اشتباه کردیم و بتونیم جبران کنیم.....
    دوست من حالا که می خوای برگردی یادت باشه تو با ازدواج با اون آقا با مشکل خونوادشون روبرو میشی و رودر رو شدن با اونها ....باید صبور باشی
    خاله قزی حق داره الان همسر سابق شما غرورش شکسته و واقعا نمی دونه چه شکلی بر گرده...
    به نطر من بش بگید که بچه بودم ..اشتباه کردم...جریمش رو هم دادم و بار هم حاضرم بپردازم....بش بگو این جوری من بیشتر قدر زندگیم رو می دونم....بش بگو الان سن مدرسه رفتن فرزندمونه و زمانیه که وارد اجتماع میشه بیا نذاریم ضربه ای که اطرافیان ما از اشتباه من خوردن گریبانگیر این بجه شه.....بش بگو من برای این که بتونم غم دوری تو رو که داشتی ازدواج می کردی تحمل کنم می خواستم ازدواج کنم...بش بگو به من حاضرم بازم تاوان بدم پس تو یه تنبیهی برای من در نطر بگیر تا غرور شکسته تو رو بتونه تا حدی بر گردونه و بشه با این کار بریم سر یه خونه طندگی و فرزندمون از این بیشتر ضربه نخوره.....

  9. 5 کاربر از پست مفید کاغذ بی خط تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 16 تیر 93), mordad (یکشنبه 15 تیر 93), واحد (دوشنبه 16 تیر 93), هم آوا (سه شنبه 17 تیر 93), غمزده (یکشنبه 15 تیر 93)

  10. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 تیر 93 [ 19:11]
    تاریخ عضویت
    1393-4-13
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    44
    سطح
    1
    Points: 44, Level: 1
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    10

    تشکرشده 8 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان واقعاً از همتون ممنونم اما نميدونم درسته كه من با همسرم رابطه دارم و از ايشون همش درخواست اشتى كردن دارم وايشون تو جواب فقط ميكه دارم با خودم كلنجار ميرم
    التماس كردن بيش از حد اشتباه نيست؟؟؟جكونه برخورد كنم تا بتونم متقاعدشون كنم؟؟
    قرار بعد ماه رمضان بريم مشاور اما ميترسم جون از اطرافيان بودن كه مشاور رفتن فقط بيشنهاد طلاق داده مشاور .
    واقعاً نميدونم بيش كدوم مشاور برم كه حرف جدايي نزنه جون ميدونم بيش هر مشاورى برم تا اختلاف سنى را متوجه شود ميكه كار درستى كردين براى جدايي بماند كه اكر بكم اين وسط موضوع خيانتم هست

    هدفم از مشاوره رفتن كه مشاور بتونه ايشون متقاعد كنه به رجوع البته صد در صد من اعتمادشون رابايد جلب كنم اما ميخوام مشاور ايشون را متقاعد كنه راهى براى زندكى دوباره هست
    ویرایش توسط غمزده : دوشنبه 16 تیر 93 در ساعت 15:53

  11. کاربر روبرو از پست مفید غمزده تشکرکرده است .

    کاغذ بی خط (جمعه 20 تیر 93)

  12. #17
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 مهر 94 [ 19:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-06
    نوشته ها
    1,013
    امتیاز
    19,589
    سطح
    88
    Points: 19,589, Level: 88
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 261
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second ClassSocialOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    5,188

    تشکرشده 3,056 در 916 پست

    Rep Power
    198
    Array
    سلام غمزده عزیز از مشاوره رفتن نترسید . مشاور یک فرد اموزش دیده و مجرب و بی طرف هست که حتما مصالح شما رو در نظر میگیره . و هدفش اصلاح زندگی شما خواهد بود . خوشبختانه شما به عمق اشتباهتون پی بردید و حتما سعی خواهید کرد که دیگه به هیچ عنوان تکرار نشه . البته بعید میدونم زندگی خواهر شوهرتون تنها با یه تلفن از هم پاشیده باشه . و زندگی اونا قطعا مشکلات دیگری هم داشته . البته این دلیل نمیشه که شما عذاب وجدان نداشته باشید وخودتون رو مقصر ندونید . کار شما خیلی خیلی زشت بوده . و اما الان بعد از اون همه وقایع بهتره بیش از حد اصرار نکنید ولی به همسرتون بگید که اون اتفاقات باعث شده سرتون به سنگ بخوره و عشق حقیقی تونو پیدا کنید . و تا ابد هم اگه طول بکشه منتظرش میمونید . بعدش دیگه پیگیر نباشید و بهش فرصت بدید تا با خودش کنار بیاد . ضمنا فاصله سنی 15 سال کمی زیاده ولی زوجهای بسیاری دیدم با فاصله های بیشتر از این که بدون مشکل دارن زندگی میکنند .مشاوره رو حتما برید .

  13. 5 کاربر از پست مفید واحد تشکرکرده اند .

    khaleghezey (جمعه 20 تیر 93), کاغذ بی خط (جمعه 20 تیر 93), هم آوا (سه شنبه 17 تیر 93), شیدا. (دوشنبه 16 تیر 93), غمزده (دوشنبه 16 تیر 93)

  14. #18
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    چرا رابطه ات را قطع نمی کنی؟

    ایشون همسر سابق شما هستند. الان که نسبتی با هم ندارید.
    اگر رابطه ات را قطع کنی، بهتر می تونه تصمیم بگیره و اگر واقعا شما را بخواد می آد به سمتتون.

    اینطور که همیشه در دسترسی و التماس می کنی که با من ازدواج کن،
    هیچ ذوق و شوقی براش باقی نمی مونه.

    اگر هم ازدواج کنه مجموعه عواملی مثل دلسوزی برای شما و التماسهات، بی دردسر تر بودن ازدواج با شما نسبت به یک کیس جدید، جوان تر بودن شما و .... می تونه عاملی باشه که قبول کنه. اما بعد از یه مدت باید سردی و کلافگی هاش را تحمل کنی. چون از ته دل انتخابت نکرده.

    بذار خودش تصمیم بگیره.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  15. 7 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    khaleghezey (جمعه 20 تیر 93), کاغذ بی خط (جمعه 20 تیر 93), واحد (سه شنبه 17 تیر 93), نازنین2010 (سه شنبه 17 تیر 93), هم آوا (سه شنبه 17 تیر 93), آرام دل (دوشنبه 16 تیر 93), غمزده (دوشنبه 16 تیر 93)

  16. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 24 تیر 93 [ 22:12]
    تاریخ عضویت
    1393-4-19
    نوشته ها
    4
    امتیاز
    18
    سطح
    1
    Points: 18, Level: 1
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    عزیزم.شرح حالتو خوندم.
    برداشت من اینه از صحبتات که هنوزم معقولانه به موضوعات فکر و عمل نمیکنی و داری یک اشتباه دیگر با رنگ و رخ دیگه و بزرگتر انجام.میدی.عزیزم شما اگر واقعا شوهرتو دوست داری در موقعیت بد قرارش نمیدادی یعنی الان با اصرار به برگشت مجدد به این دلیل که کسی کسیرو دوست داره حاضر نمیشه شوهرشو در انتخاب بسیار سخت بین خانوادش و شما قرار بده.اینو بدون این درخواست بسیار بزرگی هست که از طرف شما به ایشوت اجهاف میشه.اون بخوبی میدونه شما کاملا از طرف خانوادش طرد شدید و این رابطه سر انجامی نداره.فدات شم اگر شما واقعا عاشق دخترتون هستید عملی صد چندان بدتر از قبلیتون انجام بدید که یکبار دیگه دخترتونو داغون و شکننده بکنه.اون بنده خدارو هم در رنج و عذاب قرار ندید.دلیل برگشت شما باز همان احساساتی هست که قبلا در مورد خیانت انجام دادی.بنظر من شما مدت یکسال با هیچ جنس مذکر حتی تلفنی رابطه نداشته باش و وقتتو در جهت دخترت متمرکز کن و کارای خوب و بهتر.برگشت شما اگر هم ممکن بشه پس از مدتی با ضربات بدتر با جدایی همراه خواهد بود.ایشون نمیتونن از خانواده جدا بشن و همینطور شما تا اخر عمر در عذاب شکاکی و ممکنه همراه با خشونت و غیره ایشون قرار بگیرید.هر چه زودتر حتی ۳ جلسه با مشاور خانوم برای این احساسات ناهماهنگتون مراجعه کنید.موفق باشی

    - - - Updated - - -

    عزیزم در ادامه یادم رفت بگم شما اینقدر اصرار داری بری پیش مشاور که متقاعد کنه به برگشت؟ عزیزم شما هنوز نخواستی قدمی خودت در مورد خودت و شناخت احساسات خودت پیش مشاور رفتن برداری و اگر هم پیش مشاور بری اینو در شما خواهد دید و نمیتونه یک انسان دیگه رو که زخمی و شکسته هست نا عادلانه متقاعد کنه.عزیزم این اصرار رو در جهت پاکسازی خودت و روح و روان خودت اول بکار بگیر .مطمعن باش میفهمی که درست قبلا فکر نمیکردی.

  17. کاربر روبرو از پست مفید sara5588 تشکرکرده است .

    کاغذ بی خط (جمعه 20 تیر 93)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.