خواهش میکنم.
ببنید واقعا شما فکرتون رو درگیر چیزی کردید که اصلا ممکنه وجود خارجی نداشته باشه !! مثلا شاید اون هم مسیر شدن ها اتفاقی بوده
اصلا اتفاقی نبوده باشه و عمدی بوده..شاید اون اقا به این نتجیه رسیدن شاید به درد هم نمی خورید بنا به هر دلیلی به غیر اینی که شما دارید فکر می کنید این که مثلا شما پیش قدم نشدید !!!
پس لطفا ذهنتون رو درگیر این چیزا نکنید.
ببینید من از خانمی که خواستگاری کردم و ایشون هم کلاس بنده بودند و همو 4 سال میشناختیم ولی خب هیچ وقت هم کلام هم نشده بودیم..بعدش من شاید یه قبل خواستگاری که توی فکر بودم چطوری ازشون خواستگاری کنم و.. به روز با ایشون توی خیابون رو در رو شدم ایشون تا منو دیدند راهشون رو کمی کج کردند رو به روی هم بودیم و متمایل شدند..من پیش خودم هزار تا فکر کردم !! خدایا ایا به خاطر سر سنگین بودنش بود ایا به خاطر این بود از من خوشش نمی اومد ایا ایا ؟؟؟!! هزار تا از این فکرای الکی !!
بعد خواستگاری متوجه شدم اصلا ایشون به من علاقه مند نبودند به همین سادگی !! من بی خودی کلی فکر پیش خودم کردم..
به شما هم توصیه میکنم برای اتفاقی که نیفتاده الکی فکر نکنید..
اها اینو میخواستم بگم که ببنید با این که اون خانم هم با من برخورد سردی داشتند ولی من دلمو زدم به دریا و ازشون خواستگاری کردم چون اون قدر در تصمیمم یقین داشتم و ایشونو مناسب میدونستم..شما هم مطمئن باشید اگه واقعا کسی نیتش برای ازدواج با شما باشه بازم با این برخورد های شما یه اقدامی می کرد..پس نگران نباشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)