پاستا و فرهنگ جان ممنون
فرهنگ جان
من قبل از اینکه برم خواستگاریش کوچکترین حسی بهت نداشتم.یعنی اصن تواین باغا نبودم.کلا تو فاز دوس دختر بازی هم نبودم خیلی از این کارا بدم میاد.ولی خب وقتی فهمیدم داره براش خواستگار می آد نشستم منطقی فکر کردم دیدم از خیلی از لحاظا به هم می خوریم.از لحاظ فرهنگ.سطح اقتصادی.اخلاقی.سنی......خب خداییش حیف بود می پریت.ماهم رفتیم خواستگاریش ایشون هم قبول کرد.می دونید تو فامیل مارسمه دخترا زود ازدواج می کنن ولی تو پسرا من خیلی زود ازدواج کردم .فکر کن تازه نامزدم رفته تو پونزده سال ای خدا.خیلی کارم سخته نه ؟.حالا گیرم اصن هفتاد سال هم عمر کنیم.پنجاه و پنج به پونزده








علاقه مندی ها (Bookmarks)