با سلام و احترام
شما تحت فشارهای زیادی هستید.
ریشه مشکلات شما همسرتان نیست. احساسات شما ریشه مشکل شماست.
شما فردی بسیار احساس محور هستید و سردرگم در بین تصمیمات احساسی.
عشق مفرط شما از احساسات بوده است.
اما در ادامه ترس مفرط شما هم از احساسات بوده است. و باعث ادامه و شدت فشارهای شما همین ترس هست.
یعنی فردی که به جای منطق از احساس تصمیم می گیرد می تواند با فردی که اقرار به تریاکی بودن بکند ازدواج کند چون می ترسد.
با فرد مشروب خوار، بی مسئولیت ، کتک زن و .......، ادامه می دهد چون می ترسد.
طلاق نمی گیرد چون می ترسد.
ترس جزء احساسات شدید شماست.
همچنین احساسی که نسبت به آن آقا پیدا کردید و بحث ماساژ هم به احساسات شما بر می گردد.
کلا زندگی شما در اختیار احساستون هست.
باید نخست منطقی شوید.
وقتی منطقی شدید می فهمید که هر چیزیی را باید برایش هزینه بدهید. و نترسید.
اگر می خواهید طلاق بگیرید. بدون ترس با وکیل مشورت کنید و مراحل را ادامه دهید. هر اتفاقی هم بیفتد هزینه اش هست.
وقتی با ترس تصمیم های صحیح را نمی گیرید.
به چاله ها و چاههای بزرگی می افتید که واقعا وحشتناکتر هست.
شما وقتی فهمیدید قبل از عقد که تریاکی هست. از ترس آبرو یا چیز دیگر ازدواج کردید و در چاله ای افتادید.
اکنون هم از ترس طلاق و اقدامات احتمالی شوهرتان ، دارید خیانت می کنید و این چاه بزرگی هست.
با روانشناس بالینی جلسه بگذارید کنترل ترس، قاطعیت و جرات آموزی و تصمیم گیری عقلانی را تمرین کنید.
به جای مرثیه سرایی احساسی باید کاری منطقی کنید. و هزینه های آن را هم قبول کنید.
لینک ذیل برای شماست. دقیق بخوانید ، تفکر کنید، یاد بگیرید و قویا عمل کنید:
مرثیه سرایی احساسی عامل نا آرامی شماست!










علاقه مندی ها (Bookmarks)