سلام دوستان عزیز همدردی.خیلی دلم برای تالار تنگ شده بود خیلی وقت بود نیومده بودم.
با خوندن این مطلب خیلی حس خوبی بهم دست داد و واقعا خوشحالم:)
آفرین آقا میثم.خیلی خوشحالم که راه درست رو پیدا کردی. بالاخره همه ی ما توی زندگی اشتباه می کنیم ولی مهم اینه که بتونیم درس عبرت بگیریم نه اینکه به همه ایراد بگیریم جز خودمون. همینکه توی مسیر تحول قرار گرفتید جای شکر داره.بزرگترین تحول های زندگی آدم هم از بدترین شکست ها شروع میشه .این شکست مطمئنا شمارو وارد مرحله ی خوبی از زندگی می کنه.
اصلا زندگی که درگذشته داشتید نه لایق حضور مریم بود و نه دختر گلتون و نه حتی خودتون! امیدوارم زندگی آینده که قراره بسازید لیاقت حضور قشنگ هرسه تا تون رو کنارهم داشته باشه.اما یادتون باشه....
هیچوقت دست از تلاش،مطالعه و مشاوره گرفتن برای ساختن زندگی خوب برندارید و به هیچ حدی قانع نشید.یعنی دچار سکون نشوید ابدا.
کمی به خودتون و مریم بیشتر فرصت بدین.تلاش های اخیرتون باعث میشه مریم به شما فکرکنه و مطمئنا شما براش توی اولویت بالاتری نسبت به هرکس دیگه هستید.پس عجله نکنید.
وجودتون رو از هیجانات خالی کنید و عاقلانه تصمیم بگیرید و فکر کنید.
همانطور که دوستان گفتند اعتماد به نفس و جرئت ورزی رو تمرین کنید.بهتون بگم آدما اولش براشون سخته این کارا رو انجام بدن و زمان می بره ولی وقتی بهش می رسن تعجب می کنن که تا حالا چطوری بدون این مهارت ها داشتن زندگی می کردن!!!! نمونه اش خود من :) پس به طور فشرده شروع کنید. :)
و در کلام آخر ب دیدگاهمو نسبت به نقش مردا بگم.مرد مدیر خونه است. مرد خونه باید محکم و با اراده و با اعتماد به نفس باشه.مثل کوه پشت زنش باشه و ازش حمایت کنه.یک تکیه گاه محکم باشه توی شرایط سخت و دشوار.و اینکه بی گدار به آب نزنه و خیلی هم زن و بچشو دوس داشته باشه و اینکه سنجیده عمل کنه.
موفق باشی آقامیثمببینیم چه می کنی؟ ما اخبار شما رو از طریق همین سایت پی می گیریم
![]()







ببینیم چه می کنی؟ ما اخبار شما رو از طریق همین سایت پی می گیریم

علاقه مندی ها (Bookmarks)