به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 43 از 73 نخستنخست ... 3132333343536373839404142434445464748495051525363 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 421 تا 430 , از مجموع 730
  1. #421
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط parsa1400 نمایش پست ها
    می دونم عمدی نیست و از عشقش به منه.
    مصباح ج ا ن سلام
    اولا برات از ته دل دعا خواهیم کرد ولی یه اتفاق ناخوسته یادم اومد دور از خانوادتون یکی از اقوامون فوت کرده بود رفتیم بهشت زهرا ع در حال خاکسپاری بودیم که دخترش با صدایی گرفته و هق هق وفریاد مدام این جمله رو تکرار میکرد بابا پاشو دوباره دعوام کن بابای خوبم چادر سرم نیست پاشو سرم داد بزن دعوام کن پیش مامان شکایتمو بکن بابای خوبم یتیم شدم پاشو ................
    قدر پدرامونو بیشتر بدونیم یادتون باشه از نظر تمام خانمها بهترین مرد دنیا پدرشونه
    آقا پارسا.این چه حرفیه که می زنید.
    الان این پستتون را خوندم اشک همین جوری داره از چشمام میاد پایین.
    من حتی تحمل ناراحتی بابام را ندارم. حتی یه ذره! چه برسه ...........
    حتی همین الانم دوست ندارم بابام بفهمه ناراحتم تا مبادا ناراحت بشه از ناراحتیم.

    بابای من هر کاری کنه من دوستش دارم و دوستش خواهم داشت.
    حتی غیر منطقی ترین کار عالم هم باشه پدرمه! وظیفه من جز احترامش نیست.
    ولی این وابستگی عاطفیش به من معضلی شده واسم!
    شاید اومدم تاپیک بزنم و راهکار بخوام. هر چند که فعلا هیچ تمرکزی ندارم!
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  2. 7 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 31 خرداد 93), paiize (یکشنبه 01 تیر 93), پدربزرگ (شنبه 31 خرداد 93), بی نهایت (شنبه 31 خرداد 93), دختر بیخیال (شنبه 31 خرداد 93), شیدا. (شنبه 31 خرداد 93), صبوری (شنبه 31 خرداد 93)

  3. #422
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 24 خرداد 00 [ 00:30]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    محل سکونت
    سنندج
    نوشته ها
    2,799
    امتیاز
    71,961
    سطح
    100
    Points: 71,961, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran50000 Experience PointsSocialTagger First Class
    تشکرها
    9,001

    تشکرشده 10,164 در 2,192 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط parsa1400 نمایش پست ها
    سلام
    روز چهارشنبه رفتم بیمارستان میلاد دوباره نوار قلب دوباره اکو تشخیص درست بود فشار زیادی بهش اومده افتادگی دریچه واضحه واحتیاج به عمل دکتر چند جور قرص داد گفت خودتو برا جراحی اورژانسی آماده کن ولی اگر بتونی دست از فکر کردن برداری و خودتو از ناراحتی دور کنی با همین قرصا میتونی از عمل فرار کنی تو سنت کمه چه مشکلی داری
    یادم خودم افتادم

    چند سال پیش، فکر کنم ابتدایی بودم، یه کم قلبم تیر می کشید، رفتیم دکتر، گفت پسرجون ورزش نکن و مثل بچه آدم درس بخون!
    کو گوش شنوا! چند سال گذشت تا 7 سال پیش بود، دیگه قلبم بدجور اذیتم می کرد، یعنی خیلی بد! هر چی می گفتن برو دکتر نمی رفتم! با وساطت دوستام و زور، رفتم

    اونجا بود که دکتر گفت، باید برای همیشه قید ورزش رو بزنی، گفتم چرا؟ گفت دریچه میترال قلبت گشاد شده و افتادگی شدید دریچه داری! میگن دنیا رو سرم خراب شده! اینجا بود که فهمیدم یعنی چی
    بگذریم که چقدر سخت بود، کلا" به معنای واقعی کلمه، داغون شدم، افسردگی بی حالی و... همش دارو و دارو.

    فکر کنم دو سال از این ماجرا گذشت، یه بار گفتم، مرگ یه بار، زندگی هم یه بار، من نمی تونم با چیزی که کل زندگیم روی اون بنا شده خداحافظی کنم و اون رو نداشته باشم. چون یه سال قبلش دوره مربگیری رو رفته بودم، یه پیر مرد مدرس کلاس بود، چیزهای خوبی ازش یادگرفتم و با همون ها شروع کردم. یواش یواش پیش می رفتم و هر چند ماه یکبار هم دکتر می رفتم. قرص ها رو هم مصرف می کردم

    سال 89 بود واسه دبیر تربیت بدنی استخدام شدم و ازم برگه تأییده سلامت خواستن، حالا بیا و دکتر رو راضی کن، می گفت ورزش برای تو بده اون وقت می خوای این رو تأیید کنم که بری یک عمر با ورزش درگیر بشی! خلاصه راضی شد

    یه سال بعد من رفتم دکتر و دکترم خبر نداشت که من هم ورزش می کنم و هم دیگه دارو مصرف نمی کنم! گفت در این چند دوره گذشته اکو ها رو که بررسی می کنم می بینم وضعیتت داره بهبود پیدا می کنه! یعنی داره ثابت میشه و از پیشرفت بیماری خبری نیست. برام عجیبه و خوشحالم! گفتم دکتر جان من هنوز ورزش می کنم و دارو هم مصرف نمی کنم! چشماش گرد شد و با تعجب نگام می کرد!
    گفتم فقط یه کم اعصابم آروم شده و استرسم کم، من الان نسبت به گذشته بیشتر خوشحالم به خاطر همین خوبم

    گفت دارو مصرف نکن و سالی یکبار هم بیا یه اکو ازت بگیریم.

    خلاصه درسته گاهی وقت ها اذیتم می کنه و هیچ اعتمادی بهش نیست که یهو یه ایست بده. حتی وضعیتی پیش اومده که اشهد رو خوندم و آماده رفتن شدم ولی خدا رو شاکرم که بعد چند سال هنوز زمین گیر نشدم و امیدوارم باهام کنار بیاد.

    اینم از وضعیت ما
    سکوت سرشار از ناگفته‌هاست
    _____________________________

    مجله علم ورزش

  4. 13 کاربر از پست مفید keyvan تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 31 خرداد 93), paiize (یکشنبه 01 تیر 93), parsa1400 (شنبه 31 خرداد 93), پدربزرگ (شنبه 31 خرداد 93), میشل (شنبه 31 خرداد 93), مسافر زمان (شنبه 31 خرداد 93), مصباح الهدی (شنبه 31 خرداد 93), بی نهایت (شنبه 31 خرداد 93), دختر بیخیال (شنبه 31 خرداد 93), شیدا. (شنبه 31 خرداد 93), شایسته89 (شنبه 31 خرداد 93), صبوری (شنبه 31 خرداد 93), صبا_2009 (شنبه 31 خرداد 93)

  5. #423
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    22,558
    سطح
    93
    Points: 22,558, Level: 93
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 792
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    3,895

    تشکرشده 2,704 در 676 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    142
    Array
    مصباح جان سلام
    هزار سال دور از جون پدر شما و من بقیه بچه های تالار اول پستمو نگاه حرف خودتو تکرار کردم فهمیدم دختر عاقلی هستی بعد شم گفتم دور از جون خانوادتون .همون که گفتی حتی با نگاه تند هم بهش نگاه نکردم عمق احترام به پدرتونو متوجه شدم به خدا نا خواسته یادم اومد ولی من به هدفم رسیدم میخواستم بغضتو بشکنم که شکستم تو هم مثل بقیه دخترا عاشق پدرتی توجه کن
    من حتی تحمل ناراحتی بابام را ندارم. حتی یه ذره.
    حتی غیر منطقی ترین کار عالم هم باشه پدرمه! وظیفه من جز احترامش نیست..
    در مورد وابستگیش باید بدونم سنش چقدره وضعیت شما چه جوریه و....
    بازم برات از ته دلم دعا میکنم تو بهترین دختر بابایی هستی که تا امروز دیدم حتی از خواهر خودم هم بهتری


    کیوان جان سلام
    با با کلی بهم روحیه دادی به خدا باورت نمیشه داشتم تنهایی از قصه بیماریم دق میکردم دکتر گفت قرص بخورم ناراحتی نکنم میتونم عمل نکنم و بهبود پیدا کنم ولی اگه بگیره به اورژانس زنده رسیدی عمل صد در صد مدارک پزشکیتو دریا هم با خودت ببر . خیلی خوشحال شدم به خدا اگه برا زندگیم این اتفاق نمی افتاد اینطوری نمیشدم این عشق زد تارو پود مارو به هم ریخت رفتم دنبالش همسرمو میگم گفت نمیام دیگه هم دنبالم نیا فقط اجازه بده اسمت تو شناسنامم باشه فکر نکنی کسی زیر پام نشسته مهرم جای خرجیم ما دیگه به درد هم نمیخوریم دوستتم ندارم وبعد هم بی احترامی . خداوکیلی این یعنی چی؟ بهش میگم بخاطر تو قلبم شکسته میگه مریض بودی خودتو انداختی به من برو زن بگیر خوب میشه .

  6. 8 کاربر از پست مفید parsa1400 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 31 خرداد 93), paiize (یکشنبه 01 تیر 93), میشل (شنبه 31 خرداد 93), مسافر زمان (شنبه 31 خرداد 93), بی نهایت (شنبه 31 خرداد 93), دختر بیخیال (شنبه 31 خرداد 93), شیدا. (شنبه 31 خرداد 93), صبا_2009 (شنبه 31 خرداد 93)

  7. #424
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    چقدر سخته کسی که این قدر دوستش داری دلت را بشکنه. چقدر سخته کسی که این قدر براش احترام قائلی دلت را بشکنه!
    کسی که خدا شاهده همیشه در حد اعلا احترامش را حفظ کردم. کسی که خدا خودش می دونه در حد نگاه تند هم هیچگاه بهش نکردم. و همین طور الان هم که دلم را شکسته هیچ واکنشی نشون ندادم.
    آره پدرم دلم را شکست.

    می دونم عمدی نیست و از عشقش به منه.
    ای کاش مثل بعضی دخترا بودم. می تونستم برم بگم: بابا چرا؟
    می تونستم بهش اعتراض کنم.می تونستم...

    ای کاش می شد بابام منو کمتر دوست داشت. ای کاش می شد بابام این قدر حساس نبود.
    ای کاش می شد بابام این قدر منو بالا نمی دید.
    خدایا آخه چرا؟


    خدایا لااقل یه راه حلی بده.
    خدایا مگه تو منو به بابام ندادی؟ پس تو بهترین راه حل را داری. ولی چرا این جور موقع ها ...

    دلم خیلی شکسته. خیلی زیاد.

    میشه لطفا هرکس که این پست را می خونه از ته ته دلش برام دعا کنه؟

    خواهش می کنم.

    درود بر دوستان گل همدردی

    دیشب ساعت 2 مهدیه سادات تب کرد تا خود صبح حالش هی بد میشد حتی شیر هم نمیتونست بخوره آخه داره دندون در میاره تا خود صبح همش توی خواب و بیداری بود خانومم منم نتونستم خوب بخوابم یعنی تقریبا بیدار بودم صبح ساعت 5 شد دیگه بیدار موندم تا خانومم بخوابه اونموقع جفتشون خوابیدن توی خواب خیلی مظلوم میشه همین یکشب واسه دندونش میخواست در بیاد طفلی بدنش آب شده بود

    تا وقتی پدر نشی نمیتونی احساس یه پدر رو نسبت به بچش درک کنی مخصوصا اگه بچش دخترم باشه که بدتره بعضی باباها هم که دیگه جونشون میره واسه دخترشون و خیلی روشون حساسن.انصافا اگه به ماها باشه حیفه دخترو شووهرش بدی
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  8. 10 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    mobin31080 (شنبه 31 خرداد 93), paiize (یکشنبه 01 تیر 93), parsa1400 (شنبه 31 خرداد 93), پدربزرگ (شنبه 31 خرداد 93), میشل (شنبه 31 خرداد 93), مسافر زمان (شنبه 31 خرداد 93), مصباح الهدی (شنبه 31 خرداد 93), بی نهایت (شنبه 31 خرداد 93), شیدا. (شنبه 31 خرداد 93), صبا_2009 (شنبه 31 خرداد 93)

  9. #425
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    به کی بگم دلم ازینا میخواد:






    حال و هوامه خب!

    - - - Updated - - -
    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را
    ویرایش توسط فرشته اردیبهشت : شنبه 31 خرداد 93 در ساعت 15:17

  10. 11 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 31 خرداد 93), paiize (یکشنبه 01 تیر 93), parsa1400 (شنبه 31 خرداد 93), پدربزرگ (شنبه 31 خرداد 93), میشل (شنبه 31 خرداد 93), مسافر زمان (شنبه 31 خرداد 93), مصباح الهدی (شنبه 31 خرداد 93), بی نهایت (شنبه 31 خرداد 93), دختر بیخیال (شنبه 31 خرداد 93), شیدا. (شنبه 31 خرداد 93), صبا_2009 (شنبه 31 خرداد 93)

  11. #426
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط salehe92 نمایش پست ها
    سلام

    ازمون دادم.... قبول نمیشم.....قصد دارم تابستون برم کاراموزی..... می خوام بینم توانایی های لازم را دارم یا نه.... و با ترس هام مقابله کنم.....
    امروز رفتم مشاوره.... قرار شد تابستون مدت زمان کمی را به مطالعه اختصاص بدم و بیشتر به کار عملی برسم... و از مهر پاره وقت کار کنم و منسجم و با برنامه مطالعه.... و ماهی یک بار هم مشاوره تحصیلی.....
    و به صحبتهای دیگران هم توجه نکنم و به هدفم فکر کنم..... ولی عمل به این بخش واقعا سخته.....

    برام دعا کنید که بتونم بر ترس هام غلبه کنم و به برنامه هام برسم
    سلام صالحه عزیز

    منم آزمون دادم

    حالا چرا اینقدر ناامید هستی، هنوز نتایج و ندادن تو واسش حکم بریدی که قبول نمیشی.

    واستا نتایج بیاد ، هرسال فرق داره، بسته به درجه سختی و آسونیش ، توانایی شرکت کننده ها فرق میکنه، فکر کنم امسال نتایجشو زودترم میزنن ، چون نذاشتن انتخاب رشته شهر داشته باشیم.
    یادته قبل اینکه انتخاب رشته برای شهرها بزنن ، شما استرس گرفته بودی حتی یک تاپیک براش زدی که چه شهرهایی خوبه بری ، نری!
    دیدی چی شد؟
    حتی خداییش فکرشو نمیکردیم که یهو شرایط بر وفق مراد بشه و تصمیم بگیرن انتخاب رشته و بذارن بعد نتایج رتبه ها!

    باز الان تو غصه میخوری که قبول نمیشی !! هنوز آینده نیومده تو غصه اش و میخوری. ازکجا میدونی بقیه 100 درصد همه درسا رو زدن! و شما کمتر از بقیه زدی.؟؟!!

    البته خوبه که قصد شروع دوباره به درس داری، حتی قبولم بشی ، بازم چیزیو از دست ندادی پایه ات قویتر شده! اما یک مدت و بخودت استراحت بده، چندین ماه سخت درس خوندن اونم برای کنکور ، انرژی زیادی از آدم میگیره، بهتره برای اینکه یهو زده نشی ، یک مدت و بخودت استراحت بدی.

    من خودمم تصمیم گرفتم قسمت هایی از درسم که برام مفیده و دوباره یک مرور بکنم ، بدردم میخوره ، چه قبولبشم و چه نشم !
    اما برای خودم یک مدتی و تعیین کردم که استراحت کنم و بکارهای عقب افتادم برسم.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    چقدر سخته کسی که این قدر دوستش داری دلت را بشکنه. چقدر سخته کسی که این قدر براش احترام قائلی دلت را بشکنه!
    کسی که خدا شاهده همیشه در حد اعلا احترامش را حفظ کردم. کسی که خدا خودش می دونه در حد نگاه تند هم هیچگاه بهش نکردم. و همین طور الان هم که دلم را شکسته هیچ واکنشی نشون ندادم.
    آره پدرم دلم را شکست.

    می دونم عمدی نیست و از عشقش به منه.
    ای کاش مثل بعضی دخترا بودم. می تونستم برم بگم: بابا چرا؟
    می تونستم بهش اعتراض کنم.می تونستم...

    ای کاش می شد بابام منو کمتر دوست داشت. ای کاش می شد بابام این قدر حساس نبود.
    ای کاش می شد بابام این قدر منو بالا نمی دید.
    خدایا آخه چرا؟


    خدایا لااقل یه راه حلی بده.
    خدایا مگه تو منو به بابام ندادی؟ پس تو بهترین راه حل را داری. ولی چرا این جور موقع ها ...

    دلم خیلی شکسته. خیلی زیاد.

    میشه لطفا هرکس که این پست را می خونه از ته ته دلش برام دعا کنه؟

    خواهش می کنم.

    سلام مصباح جان
    حتما همون موقع هم که از حرفشون دلت شکسته پاشدی اومدی پست گذاشتی.

    من نمیدونم چی گفتن که دلت شکسته ، اما این تجربه رو دارم .


    اینکه بعضی پدرا بچه هاشونو خیلی بالا میبینن، و ازشون توقعات زیادی دارن.
    حتی بعضی وقتا اینقدر قبولمون دارن که حتی حاضر نیستن قبول کنن، که ماها هم انسان هستیم و میتونیم اشتباه کنیم.

    من اینجور موقع ها با خودم میگم

    من خودم توقع پدرم و از خودم و تواناییام بالا بردم ،
    واینکه پدرم منو دوست داره و دوست داره همیشه موفق باشم.
    اگه حرفی میزنه در جهت موفقیت منه.
    پدرم از من بزرگتره، آگاه ترن! باتجربه ترن.
    خداییش تاحالا هروقت بحرفشون گوش دادم موفق بودم ، تو تمام مراحل زندگیم
    هروقت هم به حرفاشون توجه نکردم ضرر کردم.

    پس وقتی اینارو میدونم لازم نیست با رفتارم و ناراحتیم هم خودم عذاب بدم هم اعضای خانوادمو و مهمتر از همه پدرمو.

    بهتره منطقی و درست به حرفشون فکر کنم، ممکنه این حرف منطقی با لحن بدی گفته شده باشه، اما من که منظور و میدونم پس نیازی نیست خودمو ناراحت کنم.
    شاید پدرم تو شرایط بدی قرار گرفته باشه.و نتونسته دراون لحظه با لحن بهتری پیامی که میخواستن و بمن برسونن.


    ""اینارو گفتم چون خودم تو همین ماه بود یک همچین تجربه ای داشتم، پدرم با حرفشون یکمی دلخورم کردن، یا بهتر بگم دلمو شکوندن، در اون لحظه هم خواهرم هم مادرم از من دفاع کردن!
    اما من هیچی نگفتم و در سکوت به حرفشون عمل کردم.
    مامانم فکر کردن من ناراحت شدم و ازم دفاع کردن. بعدشم خواهر کوچیکم به مامانم ملحق شد(گویا این اتفاق لحظه ای افتاده که من رفته بودم تا به حرف پدرم عمل کنم)
    حتی ناهار صدام کردن، من هم چون قبلا خورده بودم و دراون لحظه گشنم نبود نرفتم .
    تا اینکه شب پدرم که به خونه اومدن اتفاقا منم رفته بودم شام بخورم من و میبینن و در راستای حرف صبحشون باهام شوخی میکنن سعی میکنن جو صبح و درست کنن و منم میخندم .
    مامانمم دوباره ازم دفاع میکنن، اونجا من میفهمم که بله خانواده فکر کردن من دلخور شده بودم و بنظرشون پدرم نباید اون حرف و بهم میزدن.
    منم گفتم نه دلخور نشدم و حق با پدرم بود.

    راستشو بخوای حق و به پدرم میدادم، درسته از لحنشون دلخور شده بودم نخواستم کسی بفهمه اما همه گویا فهمیده بودن ، اما میدونم پیامی که پدرم بهم داد به حق بود و درست.
    و بنفع خودم بود. """

    حالا منم بهت میگم به عمق حرف پدرت فکر کن، سعی کن بفهمی چرا این حرفی که میگی باعث دلشکستگیت شده و بهت زدن.

    شما که میگین میدونین به خاطر خودتون این حرفو زدن پس همین قسمت خوبشو ببین و دلخور نشو عزیزم.
    پدر مادرا خوبی مارو میخواین.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط parsa1400 نمایش پست ها
    می دونم عمدی نیست و از عشقش به منه.
    مصباح ج ا ن سلام
    اولا برات از ته دل دعا خواهیم کرد ولی یه اتفاق ناخوسته یادم اومد دور از خانوادتون یکی از اقوامون فوت کرده بود رفتیم بهشت زهرا ع در حال خاکسپاری بودیم که دخترش با صدایی گرفته و هق هق وفریاد مدام این جمله رو تکرار میکرد بابا پاشو دوباره دعوام کن بابای خوبم چادر سرم نیست پاشو سرم داد بزن دعوام کن پیش مامان شکایتمو بکن بابای خوبم یتیم شدم پاشو ................
    قدر پدرامونو بیشتر بدونیم یادتون باشه از نظر تمام خانمها بهترین مرد دنیا پدرشونه
    یاد پارسال افتادم ، تا یک ماه دیگه میشه سالگرد پدر بزرگم.

    فکر کنم تو زندگیم فقط 7 سال با پدر بزرگم زندگی نکردم. بیشترین خاطرات بچگیم و جوونیم با پدر بزرگم بود.

    انگار همین دیروز بود بابا بزرگم منو میبرد مهد کودک.

    پدر بزرگ منم بخاطر ارتشی بودنشون خیلییییییی سخت گیر بودن، سالهای آخر عمرشون دیگه از انجام کارهای ضرروریشونم عاجز بودن.
    متاسفانه فرزندانشونم زیاد بهشون سر نمیزدن.(شهرستان بودن، یکیشونم که اینجا بود و خیلی هم پدربزرگم دوستشون داشت. بخاطر سختیای مریضی پدربزرگم خودش خودش و منتقل کرد شهرستان.)

    روزی که فوت کردن، برای اولین بار بود چشم های قرمز شده پدرم و دیدم
    برای اولین بار صدای هق هق گریه بابامو شنیدم.
    برای اولین بار دیدم پدرم نشست رو زمین جلو اون همه آدم با صدای بلند گریه میکردن.
    اینقدر گریه کردن و تا حالشون بد شد،
    وقتی حال بابام بد شد من خیلی ترسیدم ، چون سابقه ناراحتی قلبی دارن ، اونجا تازه کمی درد بابام و حس کردم.
    اونجا تازه درک کردم چی میکشن.

    بابام هروز صبح ساعت 6 صبح میرفتن طبقه پایین خونه پدر بزرگم و فشارشونو میگرفتن ، قند خونشونو میگرفتن، قرصاشونو میدادن و به کارهای ضروریشون میرسیدن.

    ساعتی که برای تشییع جنازه بود ، ساعت 6 بود. من چون حالم بد شد نتونستم خودم برم. اما عمه ام میگفتن ، به بابابزرگت میگفتیم پاشو پاشو که پدرم اومده میخواد ببینه فشارت چنده!؟ قند خونت چنده!! پاشو قرصاتو میخواد بده.و...

    تا چهلم هم پدرم هروز ساعت 6 میرفتن سر خاک . چون هروز ساعت 6 گوشیشون زنگ میزد و ساعت قرصای پدربزرگم بود.
    هروز ساعت شش بابام با صدای زنگ گوشیشون بیدار میشدن و ما با صدای گریه پدرم .

    واقعا قدر پدرامونو باید خیلیییی بدونیم ، غم از دست دادن پدر خیلی سخته خیلییییییییی.
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **


  12. 12 کاربر از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 31 خرداد 93), paiize (یکشنبه 01 تیر 93), parsa1400 (شنبه 31 خرداد 93), salehe92 (شنبه 31 خرداد 93), فرشته اردیبهشت (شنبه 31 خرداد 93), پدربزرگ (شنبه 31 خرداد 93), مسافر زمان (شنبه 31 خرداد 93), مصباح الهدی (شنبه 31 خرداد 93), بی نهایت (شنبه 31 خرداد 93), شیدا. (شنبه 31 خرداد 93), صبوری (شنبه 31 خرداد 93), صبا_2009 (شنبه 31 خرداد 93)

  13. #427
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    اساسا خیلی وقته به این نتیجه رسیدم که فرهنگ ما ایرانی ها با غم و غصه عجین شده یعنی یکی از ارکانشه الان.
    واقعا میشه شادتر بود حداقلش اینه اگه شاد نیستی تظاهر به شادی کن معجزه میکنه .

    هر فیلمی و میبینی یه مراسم تشییع و حتما داره
    این دو روز دنیارو باید شاد بود با هر مشکلی ...

    گاهی فک کنم خیلی احساساتی میشیم مشکل ازینجاست...
    نیس؟
    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را
    ویرایش توسط فرشته اردیبهشت : شنبه 31 خرداد 93 در ساعت 18:05

  14. 8 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 31 خرداد 93), paiize (یکشنبه 01 تیر 93), parsa1400 (شنبه 31 خرداد 93), پونیو (شنبه 31 خرداد 93), پدربزرگ (شنبه 31 خرداد 93), مصباح الهدی (شنبه 31 خرداد 93), دختر بیخیال (شنبه 31 خرداد 93), صبا_2009 (شنبه 31 خرداد 93)

  15. #428
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.این اواخروقتی آرژانتین گل نمیزد داورداشت سکته میکردبعد گل حالش خوب شد این تعویض های آخربازی باید داورو تعویض میکردند.چقدرخوشحال شد بعدازگل.
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  16. 8 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    .saber. (شنبه 31 خرداد 93), khaleghezey (یکشنبه 01 تیر 93), paiize (یکشنبه 01 تیر 93), فرشته اردیبهشت (شنبه 31 خرداد 93), پونیو (شنبه 31 خرداد 93), مصباح الهدی (یکشنبه 01 تیر 93), بی نهایت (یکشنبه 01 تیر 93), صبا_2009 (شنبه 31 خرداد 93)

  17. #429
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    دوس دارم چنان بکوبم تو دهنش که ....

    ولی واقعا افتخار کردم به تیممون خیلی عالی بودن لذت بردیم همه بهترین بازیشون بود ولی خب عوامل خارجی باعث این نتیجه شد حقمون برد بود ...

    علیرضا واقعاخیلی خوب بود
    ...


    پ.ن:چقدر خوبه اثار پدر بزرگ دیده میشه خوشحالم .
    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را
    ویرایش توسط فرشته اردیبهشت : شنبه 31 خرداد 93 در ساعت 22:57

  18. 7 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    .saber. (شنبه 31 خرداد 93), ammin (شنبه 31 خرداد 93), khaleghezey (یکشنبه 01 تیر 93), paiize (یکشنبه 01 تیر 93), پونیو (شنبه 31 خرداد 93), بی نهایت (یکشنبه 01 تیر 93), صبا_2009 (شنبه 31 خرداد 93)

  19. #430
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    22,558
    سطح
    93
    Points: 22,558, Level: 93
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 792
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    3,895

    تشکرشده 2,704 در 676 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    142
    Array
    خاله قزی جان سلام
    مبارک باشه آش دندون یادت نره به خدا این شبای شیرینو فراموش میکنی با دوتا اشک دختر گل تو میدی دست پسر مردم میره چون خوشبختی دخترت آخرین وظیفه پدریت در قبالش خواهد بود .

    فرشته ج ا ن سلام
    تو این گرما چه حال هوایی داری حالا دادم بچه های میدان تره بار تهران برات یه کامیون از اون هندوانه اهوازیها بار کردن فقط بگو کجا خالی کنن .قدر ایران بدونید تو کشورای عربی و اروپا هندوانه بصورت قاچ فروخته میشه
    میگن کشورهای آسیایی بویژه هند ایران پاکستان افغانستان غم پرست هستن معیار ها در خاکسپاریها مذهب و عزاداریهای مذهبی و بالا بودن احساسات خانوادگی و وابستگی به پیوندها از جمله اونها هستن که من به همش ازجمله عشق به ائمه افتخار میکنم . در میزنن فکر کنم هندوانه ها رسید پاشو تحویل بگیر فرشته خانم .

    دختر جان سلام
    پیشاپیش سالگرد. پدر بزرگتو تسلیت میگم خدا رحمتشون کنه همین طور رفتگان تمام بچه های تالارو بخصوص پدر از دست دادها رو واقعا جاشون خیلی خالیه .اگه پدر خانمم زنده بود الان تو این بحران نبودم .


    به تمام فوتبالیها تبریک میگم اگه اجازه بدین یه تاپیک موقت برا این موضوع بزنیم کدوم قسمت نمیدونم
    ما بردیم و آرژانتین باخت همه دنیا میدونن عالی بودیم بهتر از اونا بودیم تکنیکارو دیدین آرژانتین این بود
    به همه تبریک میگم دیروز والیبال مقابل ایتالیا 3 بر 0 به نفع ایران وامروز 92 دقیقه بازی کاملا شجاعانه مقابل بنام ترین تیم دنیا واون مسی فرصت طلبشون .

  20. 6 کاربر از پست مفید parsa1400 تشکرکرده اند .

    .saber. (شنبه 31 خرداد 93), khaleghezey (یکشنبه 01 تیر 93), paiize (یکشنبه 01 تیر 93), فرشته اردیبهشت (یکشنبه 01 تیر 93), مصباح الهدی (یکشنبه 01 تیر 93), صبا_2009 (شنبه 31 خرداد 93)


 
صفحه 43 از 73 نخستنخست ... 3132333343536373839404142434445464748495051525363 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.