
نوشته اصلی توسط
parsa1400
آقا پارسا.این چه حرفیه که می زنید.
الان این پستتون را خوندم اشک همین جوری داره از چشمام میاد پایین.
من حتی تحمل ناراحتی بابام را ندارم. حتی یه ذره! چه برسه ...........
حتی همین الانم دوست ندارم بابام بفهمه ناراحتم تا مبادا ناراحت بشه از ناراحتیم.
بابای من هر کاری کنه من دوستش دارم و دوستش خواهم داشت.
حتی غیر منطقی ترین کار عالم هم باشه پدرمه! وظیفه من جز احترامش نیست.
ولی این وابستگی عاطفیش به من معضلی شده واسم!
شاید اومدم تاپیک بزنم و راهکار بخوام. هر چند که فعلا هیچ تمرکزی ندارم!
علاقه مندی ها (Bookmarks)