سلام آقای میثم 61.
من شرح حاتون رو خوندم.
مادر و پدر همسر سابقتون چه رابطه ای با شما داشتند؟
احساس میکنم خیلی نقش کمرنگی داشتند.
به نظر من اول خودتون برید و با بزرگترش صحبت کنید. با این عصبانیت همسر سابقتون اگر پدر و مادرتون رو اول بفرستید خونه مریم خانم، ممکنه کار خراب تر بشه. البته نظر من اینه. که بهش بگید مادرتون پشیمون و سراغش رو میگیره. بهش بگید که به اشتباهاتتون پی بردید.
قبل از انجام هر عملی فکر کنید که از روی احساسات نباشه.
در مورد خواستگار هم خیلی خوشبین نباشید که داره دروغ میگه چون با توجه به مهربونیشون احتمالش زیاده که خواستگار داشته باشه و بخواد زندگی بهتری رو تشکیل بده.
آقا میثم اینکه شما اول باید اقدام کنید و بعد خانوادتون، فقط یک پیشنهاد بود. باز هم هر چه دوستان و مشاوران عزیز بگن درسته. بنده فقط نظرم رو گفتم.
ضمنا به توصیه های دوستان عمل کنین و فقط محض درد و دل به اینجا نیاید.
به امید روزی که دوباره با مریم زیر یک سقف زندگی کنید البته شادتر و به دور از تأثیرپذیری از گفته های دیگران.
روی رفتار خودتون دقیق بشید. اونقدر تغییر کنید که نه حرف همسرتون روی رفتار با مادرتون تأثیر بذاره و نه حرف مادرتون روی رفتار با همسرتون ان شاءالله.
مدیریت مرد در زندگیهای سنتی خیلی سخته.
امیدورام موفق باشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)