با این قسمت پستت خیلی موافقم. بقیه اشو نه. حالا لایک بزنم یا نه؟ :)میس مرجان عزیز، یک دختر فقط وقتی از ازدواج و زندگی مشترک فراری میشه که خواستگار باب میل و مورد پسندش وجود نداشته باشه. گاهی اوقات ذهن ما رو به سمتی میبره که آگاهانه مشکل رو پشت چیزی مخفی کنیم تا راحت تر باهاش کنار بیایم. اگر تعداد خواستگارها و کیفیت اونها بالاتر بره و به تبع اون وقتی دیدی تعداد زیاد شد و توی اونهایی کسایی هست که به دلت میشینه، این مشکلت هم خود به خود حل میشه.
مرجان جان. اگه ناراحتت کرده همدردی یه مدت نیا و به کارایی برس که دوست داری. مثلا شنا ورزش گشتن با دوستان مهمونی و این چیزا .به دو هفته هم نمی رسه که اینجا رو یادت نیاد:) برو خوش بگذرون.
پسرایی که من دیدم در اطرافم از دوستان دور و نزدیک خیلی هاشون خوب بودن. یه تعداد کمیشون مشکل داشتن با همسراشون که تازه از این مشکل داشتن بازم خیلی کمشون خیانت بوده.... راستش اصلا یادم نمیاد از دوستانمون کسی به خاطر خیانت مشکل داشته باشه. به خاطر مشکل شخصی و گذشته یه طرف و رفتارایی که در واقع دست خود شخص نبوده و اثر گذشته اش بوده و بیماری بوده بوده به خاطر زود ازدواج کردن و کم مهارتی در رفتار بوده که هیچوقت هم نرفتن مشاوره... الان اینا رو یادم میاد. البته بعضی هاشونم که کلا ازدواج نمی کنن و به ازدواج اعتقاد ندارن.
ادم مناسب انتخاب کن. مشاور ازدواج هم برو. خودت شاد باش. اعتماد به نفس داشته باش. زندگی و هدف شخصی هم داشته باش. کسی رو هم که انتخاب می کنی دلنشین بوده باشه برات. اونم براش دلنشین باشی. اگه هم مشکلی پیش اومد نذاری بمونه. یا خودتون حلش کنین یا برین مشاوره که اگه مهارت ها و رفتارهای زندگی مشترک رو نیاز بود یاد بگیرین. بعید می دونم کسی بیاد خیانت کنه اونم به این راحتی.
موفق باشی.








علاقه مندی ها (Bookmarks)