سلام مارال عزیز
نگران نباش خدابخواد حال مادر شوهرت هم خوب میشه
وقتی شوهرت اومد باهاش همدلی کن وابراز ناراحتی کن ازاینکه حالش خوب نیست وآرزوی سلامتی کن واسش .میتونی بهش بگی واسه سلامتی مادرش نذرکردی و...خلاصه طوری رفتار نکن که ازرفتارت بفهمه میترسی وبخواد بگه مقصر توهستی .خونسرد باش.
درضمن به شوهرت پیشنهاد بده ودوتایی برید پیش مادرش.فک میکنم توی این اوضاع باید درکنار همسرت وخانوادش باشی.شوهرت حتما دوست داره که توهم بااون به دیدن مادرش بری سعی کن بیشتر بهش سر بزنید.خداروچه دیدی شاید مادرش بادیدن هرروز شما باهم حالش بهتر بشه وبه زندگی امیدوارتر.کمکش کنید تا حالش خوب بشه.پیشش باشید واونو ازفکرهای ترسناک ونگران کننده نجات بدیدتا ایشالا حالش خوب بشه.
مارال جان کنارشوهرت ومادرش باش.همراهشون باش
عمر که بی عشق رفت
هیچ حسابش مگیر...
علاقه مندی ها (Bookmarks)