به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18

Hybrid View

  1. #1
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    شنبه 19 دی 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,084

    تشکرشده 1,278 در 497 پست

    Rep Power
    0
    Array
    منونم دوستای خیلی خوب
    مینوش عزیزم خوبی شما همیشگی هست ، لطف داری . همسرم وقتی قهر میکنه ، اصلا نه به من نگاه میکنه و نه حرف میزنه ، حتی اگر از خونه هم برم بیرون هیچی نمیگه . خدا رو شکر
    من این دفعه برگشتم ولی با همسرم آشتی کردم ، 2 شب پیش ، آخر شب متوجه شدم که یک اتفاقی افتاده که به من و همسرم خیلی مربوطه اما همسرم به من نگفته بودم ، رفتم بهش گفتم تو خبر داشتی که این طوری شده و هیچی به من نگفتی ، اون هم گفت ، تو باید زودتر میفهمیدی و به منم میگفتی ، تو هم نگفتی
    بهش گفتم من اصلا نمیدونستم همین الان فهمیدم ، تو هیچی برات مهم نیست ، هیچی برات اهمیت نداره ... و رفتم توی اتاق ، همون جا داشتم گریه میکردم که همسرم اومد دستم رو گرفت و من و برد توی حال ، و اونجا با هم آشتی کردیم ، بهش گفتم که من خیلی ازت ناراحتم ، توی این چند روز به تمام کارات و حرفات فکر میکردم و همش از دست تو غصه خوردم .... اون هم گفت نه اینکه کارای خودن خیلی قشنگه ، کارای تو بدتر بود
    گفتم من تو رو کتک زدم ؟ بهشت فحاشی کردم ؟ گفت حرفای تو هم خیلی بد بود دست کمی از فحاشی نداشت ، خیلی زبون درازی ...
    وای اصلا همین حرفاش بیشتر من رو اذیت میکنه ، یک جوری حرف میزنه که هرکس ندونه ، فکر میکنه من چه حرفا که نزدم ، توقع داره تا حرفی میزنه من اصلا به هیچی فکر نکنم و طبق میلش رفتار کنم ...
    خیلی همسرم عصبیه
    عزیزم برام مهمه که آشتی کنم ، چون توی قهری که مشکلی حل نمیشه ... ما اصلا با هم حرف نمیزنیم ، حتی پیش هم نمیخوابیدیم ... منتظر بودم آشتی کنیم تا بعد بتونم با اعصاب راحت تر مشکلم رو حل کنم
    اون شب بهش گفتم که من شک دارم که تو اصلا من رو دوست داشته باشی ... بهم گفت حرف نزن عاشق تر از من دیگه نیست ...
    انقدر حرفای خوب بهم نمیزنه ، که همین حرفش انقدر برام ارزش داشت ، کع تا یک هفته من رو شارژ میکنه
    الان دلم میخواد مشکلاتم رو حل کنم ، ولی نمیدونم چطوری شروع کنم . احساس میکنم همسرم تغییر نمیکنه ، مگر اینکه واقعا خودش بخواد

  2. 3 کاربر از پست مفید tamanaye man تشکرکرده اند .

    meinoush (جمعه 23 خرداد 93), افتابگردون (جمعه 23 خرداد 93), ساحل75 (شنبه 24 خرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بی اعتمادی به شوهر
    توسط sayeh_m در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 آبان 91, 11:47
  2. چه طور دوباره اعتماد کنم؟
    توسط a.a در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 آبان 91, 14:43
  3. چگونه به همسرتان اعتماد کنید
    توسط eghlima در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 91, 13:58
  4. بي اعتمادي و بدبيني نسبت به ديگران (شناخت، اعتماد)
    توسط parse در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 19:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.