از نظر من شما دیدگاهتون مشکل داره؛
عشق شما در بی قراریه یعنی به محض اینکه فارغ میشید عشقتون از بین رفته؛با این دیدگاه مطمئن باشید حتی اگه برای رسیدن به یه دختر ،دو سال هم منت بکشید بعد از اینکه جواب بله رو بهتون داد از چشمتون میافته. ضمنا شما باید به نیازهای طرف مقابلتون هم احترام بگذارید ؛اینکه انتظار دارید یه نفر همیشه برای شما ناز کنه یکم ناعادلانه است ،چون ممکنه دوست داشته باشه بعضی وقت ها ابراز محبت کنه و این از دید شما احتمالا یعنی تیر خلاص! البته با گفتگو با طرف ازدواجتون میشه تا حدی او رو از این نیاز مطلع کرد اما شما هم باید به نیازهاش توجه داشته باشید.
مسئله ی بعد اینکه، زن مطلقه مگه طاعون داره که میگید زن سالم میخواستید!!! این عشق چندین ساله و افلاطونی همین قدر براتون ارزش داشت که این طوری در موردش صحبت میکنید!؟
برید تاپیک هایی که توی سی- چهل روز پیش زدید، نگاه بندازید ؛پر از تناقض و نوسانه. یه روز ناراحت به خاطر از دست دادن یه دختر طوری که حتی میخواید به سمت کافر شدن پیش برید، یه رو هیجان زده و مردد از طلاق گرفتنش ،یه روز در تلاش برای فراموشیش و این داستان ،طبق این دیدگاه شما ادامه خواهد داشت.
به نظر من باید تفکرتون رو اصلاح کنید.
ضمنا نمیدونم این روانشناس خارجیه داره ازتون پول میگیره یا نه ،اگه نه،مراقب باشید سوژه ی مطالعاتیش نشید و تفاوت های فرهنگی ما و اونها رو هم در نظر بگیرید.
موفق باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)