سلام
احساس میکنم همسرتون از روی غروره که اسم طلاق رو میاره و به هیچ عنوان ته دلش راضی نیست از گفتن این کلمه
و چون شرایط خیلی سختی داره رفتارش اینطوری شده . اینکه آدم خودش رو جای شما بذاره سخته سخت ترش اینه که آدم خودش رو جای همسرتون بذاره که حتی آرزوی راه رفتا داشته باشه و خیلی کارها و امکانات دیگه که یه روزی لذتشون رو چشیده اما الان ازشن محرومه .... بنابراین شرایط خیلی سختی داره
شما به نظرم اگر خیلی عادی باهاش رفتار کنید و معلولیتش رو ملموس نکنید تو حرفاتونخیلی بهتره
جو خونه رو شاد کنید بگید بخندید باهاش صحبت کنید یه موقع هایی همدلی همدردی
درمورد نیاز جنسی ایشون نیازشون صفره یا احساسش رو دارن ولی با وجود معلولیت نمی تونید رابطه داشته باشید ؟ یا اصلا احساسی ندارن ؟
ازش تعریف کنید نذارید احساس بی ارزشی کنه . خودش میدونه که شما کمکش می کنید اما شرایط خیلی سختی داره .
- - - Updated - - -
حالا که شما فداکاری می کنید کاری کنید که زندگیتون شیرین شه و ازش لذت ببرید
شاید اگه با خانوادش رفت و آمد کنید رفتارش بهتر شه
یا به نیازهاش توجه کنید شاید توجه شما رو ببینه اخلاقش بهتر شه . من فکر می کنم اگه رفتاراش با شما خوب شه شما هم دوباره شاداب می شید








علاقه مندی ها (Bookmarks)