سلام بهار عزیز
خیلی متاسف شدم ولی به نظر من بخاطر سرنوشت دختر نازت هم که شده کمی صبوری کن و توکل ، انشالله خدا بهترین راه رو پیش روت قرار میده
من هم شاغلم و میدونم وقتی شوهر ادم تهدید میکنه که میام محل کارت آبروت رو میبرم به نگرانی و استرس آزار دهنده ای دچار میشی، ولی من اگر جای شما بودم و کسی از بستگان ایشون میومد خیلی محترمانه بهش میگفتم چند لحظه اجازه بدید تا کار این ارباب رجوع رو راه بندازم بعد مرخصی میگیرم و میریم یک جای دنج باهم صحبت میکنیم!
خودمم یک باری که در دعوا خونه رو ترک کردم و شوهرم کسی رو واسطه کرد اینطوری رفتار کردم و خیلی خوب بود و حداقلش این بود که در اداره آبروریزی نشد
برات دعا میکنم بهترین ها نصیبت بشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)