ما 4 ماهه که به شکل کاملا سنتی با هم آشنا شدیم و از قبل همدیگه رو نمیشناختیم.الان هم به علت اینکه ایشون یکی از فامیلهای خیلی نزدیکشون به تازگی فوت کردن قضیه رو به صورت غیر رسمی ادامه میدیم و چون شهر کوچک هست با این غیررسمی بودن شرایط دیدار بیرون از خانه رو هم نداریم و گهگاهی ایشون میاد دیدنم .
- - - Updated - - -
صحبت قشنگی کردید و برام جالب بود.ببینید من دختر راحتی هستم و زیاد جلوی احساساتم رو نمیگیرم و شوخی میکنم حتی پیش امده بود که در مورد چیزهایی مثل این ،شوخی هم کرده بودیم با هم شاید به همین دلیل که بعضی ها اصطلاحا بهش میگن "رو دادن به طرف" ایشون حس کرد که میتونه این صحبتها رو به مرحله عمل هم برسونه!راستش من بهش علاقه پیدا کردم ولی به قول شما باید هنوز از لحاظ احساسی ارضا میشدم و به حد اعتماد کامل میرسیدم تا این مرحله برام پیش بیاد که متاسفانه به دلایلی که گفتم نه امکان بیرون رفتن با هم رو داریم و نه چیز دیگه فقط شبها با هم صحبت میکنیم و گهگاهی ملاقات و صحبتهای تلفنی هم هم به دلیل اشتباهات من ،بیشترش راجع به مسایل فیزیکی هست.!حس مینم احساساتم به حالت سکون یا رکود در اومده و در عین حال نمیخوام ناراحتش کنم و بگم نمیخوام تماس جسمی داشته باشیم چون اصولا آقایون ظاهرا این مساله رو مساوی با میزان علاقه طرف مقابل میدونن یا فکر میکنند پس حتما این ارتباط جسمی برای طرف نامطلوب بوده...در حالی که این طور نیست!
- - - Updated - - -
البته منظورم رابطه کامل جنسی نیست.منظورم تماس فیزیکی و گاهی شهوانی هست








علاقه مندی ها (Bookmarks)